Langkau ke kandungan
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Hajj
Surah 22

Al-Hajj

Ini ialah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab seperti yang ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan oleh spa5k/tafsir_api. Rekod QUL tidak menyatakan siapa yang menulis atau menterjemahkannya atau edisi cetakan mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lesen bagi teks itu, maka hak untuk memaparkannya belum disahkan. Belum ada sesiapa yang membandingkannya dengan buku bercetak, dan tiada ulama yang menyemaknya. Setiap bahagian berada di sisi ayat-ayat yang diulasnya, iaitu teks Al-Quran daripada Tanzil, dipaparkan seperti yang ada di sana. Sabīl tidak menulis atau menterjemahkan satu pun daripadanya.

Teks daripadaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil pada 2026-10-21

Ayat 42–46

وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ 42 وَقَوْمُ إِبْرَٰهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ 43 وَأَصْحَـٰبُ مَدْيَنَ ۖ وَكُذِّبَ مُوسَىٰ فَأَمْلَيْتُ لِلْكَـٰفِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ ۖ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ 44 فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَـٰهَا وَهِىَ ظَالِمَةٌ فَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ 45 أَفَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَآ أَوْ ءَاذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۖ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى ٱلْأَبْصَـٰرُ وَلَـٰكِن تَعْمَى ٱلْقُلُوبُ ٱلَّتِى فِى ٱلصُّدُورِ 46

وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ و اگر تو را تكذيب كنند، به راستي كه پيش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود [پيامبرانشان] را دروغگو انگاشتند. وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ و [همچنين] قوم ابراهيم و قوم لوط. وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ و اهل دين [نيز پيامبر خود را تكذيب نمودند] و موسي [نيز] دروغگو انگاشته شد، پس به كافران مهلت دادم، آنگاه ايشان را گرفتار نموديم. پس [بنگر] عقوبت من چگونه است! فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ و چه بسيار شهرهايي را در حالي كه [اهلش] ستمگر بودند نابود كرده‌ايم، و [اينك] سقفهايشان بر ديوارهايشان فرو ريخته است، و چه بسيار چاههايي كه بي‌استفاده رها گشته است و كاخهاي برافراشته و استواري كه بي‌صاحب و متروك مانده است. أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ آيا در زمين به سير و سفر نپرداخته‌اند تا دلهايي داشته باشند كه با آن دريابند و گوشهايي داشته باشند كه با آن بشنوند، بي‌گمان چشمها نابينا نمي‌گردند، بلكه دلهاي درون سينه‌ها نابينا مي‌شوند.

(42 - 44) خداوند به پیامبرش می‌فرماید اگر این مشرکان تو را تکذیب می‌کنند، کار تازه‌ای نیست، و تو اولین پیامبری نیستی که تکذیب شده‌ای، و آنها نیز اولین امت نیستند که پیامبرشان را تکذیب کرده و دروغگو انگاشته‌اند، بلکه (﴿فَقَدۡ كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَثَمُودُ وَقَوۡمُ إِبۡرَٰهِيمَ وَقَوۡمُ لُوطٖ وَأَصۡحَٰبُ مَدۡيَنَ﴾) پیش از اینان، قوم نوح و قوم عاد و قوم ثمود، و همچنین قوم ابراهیم و قوم لوط و اهل مدین [=قوم شعیب نیز] پیامبرانشان را تکذیب کرده‌اند. (﴿وَكُذِّبَ مُوسَىٰۖ فَأَمۡلَيۡتُ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾) و موسی نیز تکذیب شد، پس به کافران تکذیب کننده مهلت دادم، و فوراً آنان را به جرم گناهانشان مجازات نکردم تا اینکه سرگشته و حیران به سرکشی خود ادامه دادند، و بر کفر و بدی خود ‌افزودند. (﴿ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡ﴾) سپس ایشان را به عذاب گرفتار نمودم، (﴿فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ﴾) پس بنگر که چگونه کفرشان را ناپسند شمردم، و بنگر که سرانجامِ تکذیب آنها چی شد! آنها به سخت‌ترین و زشت‌ترین عذاب‌ها گرفتار شدند؛ پس خداوند برخی از آنها را غرق نمود، و برخی با صدای تند و وحشتناک از بین رفتند، و برخی با تندباد و طوفان هلاک شدند، و برخی در زمین فرو رفتند، و برخی از آنها در روز ابر «یوم الظلۀ» با عذاب از پای درآمدند. پس این تکذیب کنندگان باید از آنها درس عبرت بیاموزند، و بترسند که مبادا به آنچه آنها بدان گرفتار شدند، گرفتار آیند؛ زیرا اینها از آنان بهتر نیستند، و در کتاب‌هایی که از سوی خداوند نازل شده است، نیز مصونیت و نجاتشان ثبت نشده است. و افراد هلاک شده‌ای که مانند اینها بوده‌اند، زیادند. بنابراین فرمود:

(45) (﴿فَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ أَهۡلَكۡنَٰهَا وَهِيَ ظَالِمَةٞ﴾) و چه بسیار شهرها و آبادی‌هایی، که ساکنان آن به سبب کفر ورزیدن به خدا و دروغ انگاشتن پیامبرانشان، ستمگر گشته، و ما آن را باعذاب سخت و خوارکننده‌ای ویران و نابوده کرده‌ایم. و عقوبت و عذابی که ما بر آنها نهاده‌ایم، ستمی از جانب ما نبوده است، بلکه آنها خودشان ستمگر بوده‌اند. (﴿فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا﴾) و شهرها و قصر و دیوارهای آن فرو تپیده و برهم ریخته و ویران شده است، درحالی‌که پیش از آن، آباد بود و مردمان زیادی با آرامش درآن زندگی می‌کردند. (﴿وَبِئۡرٖ مُّعَطَّلَةٖ وَقَصۡرٖ مَّشِيدٍ﴾) وچه چاه‌هایی که مردم برای نوشیدن آب و سیراب کردن حیوانات خود بر آن جمع می‌شدند، اما اکنون بی‌استفاده مانده، و اهالی خود را از دست داده، و کسی بر سر آن نمی‌آید. و چه بسیار کاخ‌هایی که صاحبان آن با رنج و زحمت آنها را بر افراشته، و آنها را آراسته و محکم کرده‌اند، پس آنگاه که فرمان خدا سر رسید، اموال و کاخ‌هایشان نتوانست آنها را نجات دهد؛ و سرزمین و کاخ‌هایشان از ساکنان خالی مانده، و عبرتی شده‌اند برای کسی که عبرت می‌گیرد، و مثال و نمونه‌ای گشته‌اند برای کسی که فکر می‌کند و می‌اندیشد.

(46) بنابراین خداوند بندگانش را به گشت و گذار در زمین فرا می‌خواند تا بنگرند و عبرت بگیرند. پس فرمود: (﴿أَفَلَمۡ يَسِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) آیا با جسم و دل‌هایشان در زمین به سیر و سفر نپرداخته‌اند، (﴿فَتَكُونَ لَهُمۡ قُلُوبٞ يَعۡقِلُونَ بِهَآ﴾) تا با دیدن آثار گذشتگان، و مشاهدۀ کاخ‌های ویران شدۀ ستمگران، دل‌هایی داشته باشند، و با آن آیات خدا را بفهمند، و در عبرت‌های آن بیندیشند؟! (﴿أَوۡ ءَاذَانٞ يَسۡمَعُونَ بِهَا﴾) یا گوش‌هایی داشته باشند، که با آن، اخبار امت‌های گذشته و اخبار ملت‌هایی که عذاب داده شده‌اند را بشنوند؟! و اگر نگاه کردن و شنیدن صِرف، و سیر و سفر -بدون تفکر و عبرت آموختن باشد- فایده‌ای ندارد و آدمی را به هدف نمی‌رساند. بنابراین فرمود: (﴿فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾) بی‌گمان چشم‌ها نابینا نمی‌گردند، بلکه این دل‌های درون سینه‌ها هستند که نابینا می‌شوند؛ یعنی کوری که در دین مضر به ‌حساب آمده، عبارت است از کوری قلب در برابر دیدن حق، و همان‌طور که فرد نابینا چیزهایی را نمی‌بیند که مردم می‌بینند، کسی که قلبش کور است نیز حق را نمی‌بیند. اما کوری چشم، تنها آدمی را از منافع دنیوی محروم می‌کند.