Al-Anbiyaa
Ini ialah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab seperti yang ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan oleh spa5k/tafsir_api. Rekod QUL tidak menyatakan siapa yang menulis atau menterjemahkannya atau edisi cetakan mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lesen bagi teks itu, maka hak untuk memaparkannya belum disahkan. Belum ada sesiapa yang membandingkannya dengan buku bercetak, dan tiada ulama yang menyemaknya. Setiap bahagian berada di sisi ayat-ayat yang diulasnya, iaitu teks Al-Quran daripada Tanzil, dipaparkan seperti yang ada di sana. Sabīl tidak menulis atau menterjemahkan satu pun daripadanya.
Teks daripadaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil pada 2026-10-21
وَزَكَرِيَّآ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ رَبِّ لَا تَذَرْنِى فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْوَٰرِثِينَ 89 فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا ۖ وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ 90
وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ و زکريا را [ياد کن] بدانگاه که پروردگارش را به فرياد خواند: «پروردگارا! مرا تنها مگذار، و تو بهترين وارثاني». فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ پس دعايش را اجابت کرديم و يحيي را به او بخشيديم، و همسرش را براي او شايسته و اصلاح گردانيديم، بي گمان آنان در [انجام] نيکوکاري مي شتافتند و بااميد و بيم ما را به فرياد مي خواندند و براي ما فروتن بودند.
(89) بنده و پیامبر ما، زکریا را یاد کن، و یادش را گرامی بدار، و فضیلتهای او را بیان کن، ازجمله اینکه خیرخواه مردم بود و بدین سبب خداوند او را مورد مرحمت قرار داد. پس او (﴿نَادَىٰ رَبَّهُۥ رَبِّ لَا تَذَرۡنِي﴾) پروردگارش را ندا داد و گفت: «پروردگارا! مرا تنها مگذار.» یعنی گفت: ﴿رَبِّ إِنِّي وَهَنَ ٱلۡعَظۡمُ مِنِّي وَٱشۡتَعَلَ ٱلرَّأۡسُ شَيۡبٗا وَلَمۡ أَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّٗا وَإِنِّي خِفۡتُ ٱلۡمَوَٰلِيَ مِن وَرَآءِي وَكَانَتِ ٱمۡرَأَتِي عَاقِرٗا فَهَبۡ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّٗا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنۡ ءَالِ يَعۡقُوبَۖ وَٱجۡعَلۡهُ رَبِّ رَضِيّٗا﴾ «پروردگارا! استخوانهای من سست شده، و شعلههای پیری [تمام موهای] سرم را فراگرفته است. پروردگارا! من هرگز در دعاهایی که کردهام، ناامید و محروم بازنگشتهام. و من از بستگانم بیمناکم، و همسرم نیز از اول نازا بوده است. پس، از فضل خود، جانشینی به من ببخش که از من میراث بَرَد و نیز از آل یعقوب میراث ببرد، و پروردگارا او را پسندیده قرار ده. از این آیهها درمییابیم که گفتۀ او (﴿رَبِّ لَا تَذَرۡنِي فَرۡدٗا﴾) مبیّن آن است که وقتی اجل و زمان مرگش نزدیک شد، ترسید که کسی بعد از او در خیرخواهی و اندرزگویی و فراخوانی بندگان بهسوی خدا جانشین او نباشد؛ و از این بیمناک بود که تنهاست، و کسی را ندارد که او را در آنچه به آن بپا خاسته است، یاری نماید. (﴿وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾) و تو بهترین وارثانی؛ یعنی تو بهترین کسی هستی که بعد از من باقی میمانی، و از من به بندگانت مهربان تر هستی، اما میخواهم که دلم اطمینان یابد و آرام گیرد، و پاداشِ کار جانشین من، در ترازوی اعمالم قرار بگیرد.
(90) (﴿فَٱسۡتَجَبۡنَا لَهُۥ وَوَهَبۡنَا لَهُۥ يَحۡيَىٰ﴾) پذیرفتیم، و یحیی را -که پیامبری بزرگوار بود و پیشتر نام او را بر کسی ننهاده بودیم- به او بخشیدیم. (﴿وَأَصۡلَحۡنَا لَهُۥ زَوۡجَهُۥٓ﴾) و همسرش را، بعد از آنکه نازا و عقیم بود و بچهدار نمیشد، شایستۀ زاد و ولد گرداندیم. و خداوند به خاطر زکریا، صلاحیت باردارشدن را به همسرش داد. و این از فواید همنشین و همراه صالح است که همنشینی و همراهی او، با برکت است. پس خداوند به زکریا و همسرش، یحیی را بخشید. پس از اینکه همۀ این پیامبران را تک تک یاد کرد، به طور کلی همه را ستایش نمود و فرمود: (﴿إِنَّهُمۡ كَانُواۡ يُسَٰرِعُونَ فِي ٱلۡخَيۡرَٰتِ﴾) آنها به نیکوکاری اقدام نموده، و در انجام دادن کارهای نیک میشتافتند، و آن را در وقتهای با فضیلت انجام میدادند. و به صورت شایسته و مناسب آن را کامل میگرداندند؛ و فضیلتی را که بر آن توانایی داشتند، ترک نمیکردند، بلکه فرصت را غنیمت شمرده، و آن را انجام میدادند. (﴿وَيَدۡعُونَنَا رَغَبٗا وَرَهَبٗا﴾) و چیزهای مورد علاقهشان را از قبیل: منافع دنیوی و اخروی از ما میخواستند و از امور ناگوار و چیزهایی که در هر دو جهان به انسان زیان میرساند، به ما پناه میبردند. و آنها علاقهمند و امیدوار بودند، و خدا را فراموش نمیکردند. (﴿وَكَانُواۡ لَنَا خَٰشِعِينَ﴾) و همواره برای ما فروتن بودند. و این به خاطر کمال شناختشان از پروردگار بود.