Langsung ke konten
Tafsir As-Saadi - Persian · Taa-Haa
Surah 20

Taa-Haa

Ini adalah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab sebagaimana ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan spa5k/tafsir_api. Catatan QUL tidak menyebutkan siapa yang menulis atau menerjemahkannya maupun edisi cetak mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lisensi untuk teksnya, sehingga hak untuk menampilkannya belum diverifikasi. Belum ada yang membandingkannya dengan buku cetak, dan belum ada ulama yang meninjaunya. Setiap bagian berdiri di samping ayat-ayat yang diulasnya, yaitu teks Al-Qur’an dari Tanzil, ditampilkan sebagaimana adanya di sana. Sabīl tidak menulis atau menerjemahkan satu pun darinya.

Teks dariQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil 2026-10-21

Ayat 95–97

قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَـٰسَـٰمِرِىُّ 95 قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا۟ بِهِۦ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ ٱلرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِى نَفْسِى 96 قَالَ فَٱذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِى ٱلْحَيَوٰةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ ۖ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّن تُخْلَفَهُۥ ۖ وَٱنظُرْ إِلَىٰٓ إِلَـٰهِكَ ٱلَّذِى ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا ۖ لَّنُحَرِّقَنَّهُۥ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُۥ فِى ٱلْيَمِّ نَسْفًا 97

قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ [موسي] گفت: «اي سامري! مقصود تو چه بود؟» قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي گفت: «به چيزي آگاه شدم که [مردم] به آن آگاهي نيافتند؛ مشتي خاک از نقش پاي فرستادۀ [خداوند] برگرفتم، آنگاه آن را افکندم. اين چنين نفس من [اين کار را] در نظرم آراست». قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّنْ تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا گفت: «پس برو، بي گمان در زندگي [اين کفر] را داراي که خواهي گفت: [به من] دست نزنيد، به راستي وعده اي دارد که هرگز در حق تو خلاف آن [رفتار] نشود، و به آن معبودت که پيوسته وي را عبادت مي کردي، بنگر و ببين که چگونه آن را مي سوزانيم، آنگاه در دريا پخش و پراکنده اش مي سازيم.

(95 - 96) سپس به سامری روی آورد و گفت: (﴿فَمَا خَطۡبُكَ يَٰسَٰمِرِيُّ﴾) ای سامری! تو را چه شد که این کار را کردی؟ پس سامری گفت: (﴿بَصُرۡتُ بِمَا لَمۡ يَبۡصُرُواۡ بِهِۦ﴾) به چیزی آگاه شدم که بنی‌اسرائیل به آن آگاهی نیافتند؛ مشتی از خاکِ ردّ پای فرستادۀ خدا را برداشتم. و آن جبرئیل بود که آنگاه از دریا بیرون آمدند، و فرعون و لشکریانش غرق شدند؛ سامری او را سوار بر اسب دید، پس مشتی خاک از رد سم اسبش برداشت و آن را بر گوساله پاشید، آن طور که مفسّران گفته‌اند. (﴿وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتۡ لِي نَفۡسِي﴾) و این چنین نفسِ من این کار را در نظرم آراست که این مشت خاک را بردارم، سپس آن را بیفکنم و چنین شد.

(97) پس موسی به سامری گفت: (﴿فَٱذۡهَبۡ﴾) برو و از من دور شو، (﴿فَإِنَّ لَكَ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ﴾) بی‌گمان کیفر و مجازات تو در دنیا، این است که هیچ کسی به تو نزدیک نشود و کسی تو را دست نزند؛ و اگر کسی بخواهد به تو نزدیک شود، باید بگویی مرا دست نزنید، و به من نزدیک نشوید؛ و این کیفر، به خاطر کار زشتت می‌باشد، چون او چیزی را دست زده بود که دیگران دست نزده بودند، و کاری کرده بود که کسی دیگر آن را نکرده بود. (﴿وَإِنَّ لَكَ مَوۡعِدٗا لَّن تُخۡلَفَهُۥ﴾) و به راستی وعده‌ای داری که هرگز در حق تو خلاف آن رفتار نشود. پس در برابر عملِ خوب و بدِ خود، مجازات خواهی شد. (﴿وَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ إِلَٰهِكَ ٱلَّذِي ظَلۡتَ عَلَيۡهِ عَاكِفٗا﴾) و به معبودت؛ یعنی گوساله -که پیوسته به عبادت آن می‌پرداختی- بنگر، (﴿لَّنُحَرِّقَنَّهُۥ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُۥ فِي ٱلۡيَمِّ نَسۡفًا﴾) قطعاً آن را می‌سوزانیم، سپس خاکسترش را به دریا می‌ریزیم، و پراکنده می‌سازیم. و موسی چنین کرد. پس اگر آن گوساله خدا بود، نمی‌گذاشت اذیت و آزاری به او برسد؛ و کسی را که قصد آسیب زدن به وی داشت، نابود می‌کرد. محبت گوساله در دل بنی اسرائیل جای گرفته بود، پس موسی خواست آن را از بین ببرد، و آنها خود مشاهده کردند که موسی گوساله را طوری از بین برد که امکان نداشت دوباره آن را درست نمایند. و موسی آن را سوزاند، و خاکسترش را در دریا انداخت تا محبت گوساله از دل‌های بنی اسرائیل بیرون رود، آن طور که خود گوساله از بین رفت؛ زیرا در وجود انسان‌ها، انگیزه و سببی قوی وجود دارد که آدمی را به سوی باطل فرا می‌خواند. وقتی باطل بودنِ گوساله برایشان روشن شد، موسی آنان را از کسی خبر داد که تنها او سزاوار پرستش است، یگانه است و شریکی ندارد. پس گفت: