Aller au contenu
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Muminoon
Sourate 23

Al-Muminoon

Voici un tafsîr dans une autre langue que l’arabe, tel que la Quranic Universal Library (QUL, de Tarteel) le donne, pris dans la copie ouverte des données de QUL que conserve spa5k/tafsir_api. La fiche de QUL ne dit ni qui l’a écrit ou traduit ni quelle édition imprimée il suit, et n’indique aucune licence pour le texte, si bien que le droit de le montrer n’est pas vérifié. Personne ne l’a comparé à un livre imprimé, et aucun savant ne l’a relu. Chaque passage se tient à côté des versets qu’il commente, qui sont le texte coranique de Tanzil, montré tel qu’il y est. Sabīl n’en a rien écrit ni traduit.

Texte deQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITpris le 2026-10-21

Versets 23–30

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦ فَقَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥٓ ۖ أَفَلَا تَتَّقُونَ 23 فَقَالَ ٱلْمَلَؤُا۟ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ مَا هَـٰذَآ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَـٰٓئِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِىٓ ءَابَآئِنَا ٱلْأَوَّلِينَ 24 إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌۢ بِهِۦ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا۟ بِهِۦ حَتَّىٰ حِينٍ 25 قَالَ رَبِّ ٱنصُرْنِى بِمَا كَذَّبُونِ 26 فَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ أَنِ ٱصْنَعِ ٱلْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَآءَ أَمْرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ ۙ فَٱسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ ٱثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ ٱلْقَوْلُ مِنْهُمْ ۖ وَلَا تُخَـٰطِبْنِى فِى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ ۖ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ 27 فَإِذَا ٱسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى ٱلْفُلْكِ فَقُلِ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى نَجَّىٰنَا مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّـٰلِمِينَ 28 وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِى مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْمُنزِلِينَ 29 إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ 30

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ و به راستي نوح را به سوي قومش فرستاديم پس گفت:‌«اي قوم من! خداوند را بپرستيد، شما هيچ معبود حقيقي جز او نداريد. آيا [از عذاب خداوند و زوال نعمت او] نمي‌ترسيد؟!.» فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ پس اشرافي از قومش كه كافر بودند، گفتند:«اين مرد جز انساني همچون شما نيست، مي‌خواهد بر شما برتري يابد، اگر خداوند مي‌خواست حتماً فرشتگاني مي‌فرستاد، ما چنين چيزي را از پدران پيشين خود نشنيده‌ايم». إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ او جز شخصي نيست كه در خود جنوني دارد، پس تا مدتي در بارة او صبر كنيد. قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ [نوح] گفت: «پروردگارا! چون مرا تكذيب مي‌كنند ياري‌ام كن». فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ پس به او وحي كرديم كه زير نظر و فرمان ما كشتي را بساز، پس هر گاه فرمان ما صادر شد و آب از تنور بر جوشيد، بلافاصله از همة حيوانات از هر نوعي جفتي [نر و ماده] را سوار كشتي كن خانواده‌ات را نيز سواركن، مگر كسي از آنان كه وعدة [حق] از پيش بر او مقرر شده است، و دربارة كساني كه ستم ورزيده‌اند با من سخن مگو، بي‌گمان آنان غرق شدني‌اند. فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ پس چون تو و همراهانت بر كشتي [سوار شديد] و استقرار يافتيد، بگو:«ستايش خداوندي را سزا است كه ما را از گروه ستمكاران رهايي بخشد» وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ و بگو: پروردگارا! مرا در منزلي پرخير و بركت فرود آور، و تو بهترين فرود آورندگاني». إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ قطعاً در اين نشانه‌هايي است، و به طور مسلم [ما بندگان خود را] آزمايش مي‌نماييم.

(23) خداوند متعال از رسالت بنده و پیامبرش نوح علیه السلام سخن به میان می‌آورد که اولین پیامبری است که خداوند به سوی اهل زمین فرستاده است. پس خداوند او را به سوی قومش فرستاد که بت‌هایی را پرستش می‌کردند؛ و آنها را به پرستش و عبادت خداوند یکتا دستور داد و فرمود: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواۡ ٱللَّهَ﴾) ای قوم من! عبادت را خالصانه برای خداوند انجام دهید؛ چون تنها عبادتِ خالص مورد قبول خداوند می‌باشد. (﴿مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓ﴾) شما معبود به حقی جز او ندارید. در اینجا خداوند معبودهای دیگر را باطل قرار داده، و الوهیت را برای خویش ثابت می‌نماید؛ زیرا او، آفریننده و روزی دهنده است؛ خدایی که کمالِ مطلق از آنِ اوست، و غیراز او هر کس که باشد، بر سرِ خوان کریمانۀ او روزی می‌خورد. (﴿أَفَلَا تَتَّقُونَ﴾) آیا از پرستش بت‌ها باز نمی‌آیید؟ بت‌هایی به شکل و سیمای مردمان صالح درست شده بودند، و آنها، به همراه خداوند آنان را عبادت می‌کردند، پس نوح آشکارا و پنهانی و شب و روز به دعوت آنها پرداخت، و دعوتش را تا نهصد و پنجاه سال ادامه داد؛ اما این کار جز به سرکشی و نفرت قوم او نمی‌افزود.

(24) (﴿فَقَالَ ٱلۡمَلَؤُاۡ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ مِن قَوۡمِهِۦ مَا هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيۡكُمۡ﴾) اشراف و سرانِ کافرِ قوم، در قالبِ مخالفت با پیامبرشان نوح و برحذر داشتن مردم از پیروی از او، گفتند: این مرد جز انسانی همچون شما نیست، و هدفش از ادعای نبوت و پیامبری، این است که بر شما برتری یابد، و از او پیروی کنید؛ و گرنه او چه برتری بر شما دارد، حال آنکه از نوع شما و یک انسان است. و این مخالفت همواره در میان تکذیب‌کنندگانِ پیامبران وجود داشته است. و خداوند بر زبان پیامبرانش، جواب کاملی به این اعتراض داده است، آنجا که آنها به پیامبرانشان گفتند:﴿ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَا فَأۡتُونَا بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖقَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ﴾ شما جز انسان‌هایی همانند ما نیستید، و می‌خواهید ما را از آنچه که پدران و نیاکانمان پرستش می‌کردند، باز دارید. پس اگر راست می‌گویید، دلیل آشکاری برای ما بیاورید. پیامبرانشان گفتند:«[درست است] ما جز انسان‌هایی مانند شما نیستیم، اما خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد، منت می‌گذارد.» پس آنها خبر دادند که این رسالت و نبوت، فضل و منت خداوند است؛ و شما نمی‌توانید دایرۀ فضل او را تنگ کنید، و او را از رساندن فضلش به ما بازدارید. و در اینجا گفتند: (﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَٰٓئِكَةٗ﴾) اگر خداوند می‌خواست، فرشته‌ای را فرو می‌فرستاد و این نیز با مشیّت خدا تعارض دارد و باطل است؛ چون خداوند اگر می‌خواست، فرشته‌ای را فرو می‌فرستاد. اما خداوند فرزانه و مهربان است، و حکمت و رحمت او اقتضا می‌نماید که پیامبر از جنس و نوع انسان‌ها باشد؛ و چون مردم توانایی گفتگو با فرشتگان را ندارند، باید فرستادۀ خدا از جنس مردم باشد؛ زیرا در غیر این صورت، کار بر ایشان مشتبه می‌شد. و آنها می‌گفتند: (﴿مَّا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِيٓ ءَابَآئِنَا ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) ما درمیان پدران و نیاکان خود نشنیده‌ایم که پیامبری فرستاده شود. آنها گفتند: نشنیده‌ایم که در میان پدران و پیشینیانمان، پیامبری فرستاده شده باشد. و این جای تعجب ندارد؛ زیرا از گذشته آگاهی ندارند، پس آنها نباید بی‌خبری وجهالت خویش‌را دلیلی برای خود قرار بدهند. به فرض اینکه خداوند پیامبری را به میان گذشتگان آنان نفرستاده باشد، دو حالت متصور است: یا آنها بر هدایت بوده‌اند، که در این صورت نیازی به فرستادن پیامبر نبوده است؛ و یا گمراه بوده‌اند، پس در این صورت باید خداوند را ستایش نمایند که چنین نعمتی را به آنها اختصاص داده، نعمتی که به پدرانشان نرسیده است. و نباید عدم احسان به دیگران، سبب شود تا به احسانی که خداوند به آنان ارزانی داشته است، کفر ورزند.

(25) (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا رَجُلُۢ بِهِۦ جِنَّةٞ﴾) او جز مردی نیست که به نوعی از دیوانگی و جنون مبتلا شده است. (﴿فَتَرَبَّصُواۡ بِهِۦ حَتَّىٰ حِينٖ﴾) پس چشم به راه و منتظرش باشید تا مرگش فرا رسد. و شبهاتی را که ایراد کردند، به منظور ابراز مخالفت با نبوتِ پیامبرانشان بود، که بر شدت کفر و کینه توزی آنها دلالت می‌نماید. نیز بیانگر آن است که آنها در نهایت جهالت و گمراهی قرار دارند، و این شبهات به هیچ وجه صلاحیت و شایستگی آن را ندارند که با آنها مخالفت کرد؛ چرا که این شبهات، متناقض و با یکدیگر مخالف‌اند. پس آنها که می‌گویند: (﴿مَا هَٰذَآ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيۡكُمۡ﴾) ثابت کردند که پیامبر عقل و اندیشه‌ای دارد که از این طریق توطئه می‌نماید تا بر آنها برتری یابد و ریاست کند؛ پس باید از او پرهیز کرد، تا کسی فریب او را نخورد. و این گفته با ادعای قبلی آنان که می‌گفتند: (﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا رَجُلُۢ بِهِۦ جِنَّةٞ﴾) او فقط مردی است که به نوعی از دیوانگی مبتلا می‌باشد، مطابقت ندارد؛ و این جز از فرد گمراه و وسوسه‌گری که قضیه بر او مشتبه گردیده، و هدفش آن است که به هر طریقی حق را نپذیرد، و رسالت را انکار نماید، سر نمی‌زند؛ فردی که نمی‌داند چه می‌گوید، و خداوند هر کس را که با او و پیامبرانش دشمنی ورزد، خوار می‌گرداند.

(26) وقتی نوح دید که دعوت کردن وی، آنها را سودی نمی‌بخشد جز اینکه بر فرار و رویگردانی آنها می‌افزاید، (﴿قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي بِمَا كَذَّبُونِ﴾) گفت: «پروردگارا! چون مرا تکذیب می‌کنند، یاری‌ام کن.» نوح از پروردگارش علیه آنها، و برای هلاکتشان، و در راستای خشمگین شدن به خاطر خدا کمک خواست؛ چون آنها فرمان خداوند را پشت سر نهادند، و پیامبرشان را تکذیب کردند. و نوح گفت:﴿رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا إِنَّكَ إِن تَذَرۡهُمۡ يُضِلُّواۡ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓاۡ إِلَّا فَاجِرٗا كَفَّارٗا﴾ پروردگارا! بر روی زمین هیچ کس از کافران را باقی مگذار؛ زیرا اگر تو آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‌سازند، و جز بدکار و ناسپاس به بار نخواهند آورد. خداوند متعال فرمود:﴿وَلَقَدۡ نَادَىٰنَا نُوحٞ فَلَنِعۡمَ ٱلۡمُجِيبُونَ﴾ و همانا نوح ما را صدا زد، و چه بسیار اجابت کنندۀ خوبی هستیم!

(27) (﴿فَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِ﴾) و وقتی دعای او را پذیرفتیم، فراهم نمودن وسیلۀ نجات را، قبل از فرا رسیدن زمان استفادۀ از آن، به وی وحی نمودیم. (﴿أَنِ ٱصۡنَعِ ٱلۡفُلۡكَ بِأَعۡيُنِنَا وَوَحۡيِنَا﴾) که زیر نظر ما و با رهنمود و فرمانمان کشتی را بساز، و تو زیر نظر ما هستی؛ ما تو را می‌بینیم و صدایت را می‌شنویم. (﴿فَإِذَا جَآءَ أَمۡرُنَا وَفَارَ ٱلتَّنُّورُ﴾) پس هرگاه فرمان ما -مبنی بر فرستادن طوفانی که با آن عذاب داده می‌شوند- در رسید و آب از تنور برجوشید؛ یعنی زمین پر از آب شد، و چشمه‌هایی از آن ‌جوشید، حتی محل آتشدانه -که معمولاً از آب دور است- پر از آب ‌شد، (﴿فَٱسۡلُكۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ﴾) [در چنین شرایطی] بلافاصله از حیوانات -و از هر نوع نر و ماده‌ای- سوار کشتی کن تا نسل سایر حیواناتی که حکمت الهی اقتضا نموده در زمین باشند، باقی بماند. (﴿وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ﴾) و خانواده‌ات را سوار کن، مگر کسی از آنان که وعدۀ حق از پیش بر او مقرر شده است، مانند فرزند نوح. (﴿وَلَا تُخَٰطِبۡنِي فِي ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاۡ﴾) و دربارۀ کسانی که ستم ورزیده‌اند، با من سخن مگوی؛ یعنی از من مخواه که آنها را نجات دهم؛ زیرا تقدیر و قضای الهی به طور قطع بر این رفته است که آنها غرق شوند.

(28) (﴿فَإِذَا ٱسۡتَوَيۡتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى ٱلۡفُلۡكِ﴾) و هرگاه تو و همراهانت بر کشتی سوار شدید و بر آن استقرار یافتید، و در میان امواج حرکت کردید، خداوند را به خاطر اینکه شما را نجات بخشیده و سلامتی داده است، ستایش کنید. پس بگو: (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي نَجَّىٰنَا مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾) «ستایش خداوندی را سزاست که ما را از گروه ستمگران رهایی بخشید.» در اینجا خداوند به نوح و همراهانش آموخت که این جمله را -به عنوان شکر و ستایش خداوند و به ‌پاس اینکه آنها را از عمل و عذاب ستمکاران رهایی بخشید- بگویند.

(29) (﴿وَقُل رَّبِّ أَنزِلۡنِي مُنزَلٗا مُّبَارَكٗا﴾) و بگو: «پروردگارا! مرا در جایگاه و منزلی خجسته فرود بیاور، (﴿وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلۡمُنزِلِينَ﴾) و تو بهترین فرود آورندگانی» یعنی نعمتی دیگر هست، و از خداوند بخواهید تا آن را به شما بدهد، و آن این است که منزل و جایگاه شما را خجسته و با برکت نماید. پس خداوند دعای نوح را پذیرفت:﴿وَقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ وَٱسۡتَوَتۡ عَلَى ٱلۡجُودِيِّۖ وَقِيلَ بُعۡدٗا لِّلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾ و کار تمام شد، و کشتی بر کوه «جودی» قرار گرفت، و گفته شد:«هلاکت باد برای گروه ستمگران.»﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾ گفته شد: «ای نوح! با سلامتی از جانب ما، و برکت‌هایی که برتو و بر مردمانی که همراه تو هستند، فرود بیا.»

(30) (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ﴾) بدون شک در این داستان، نشانه‌هایی است دال بر اینکه تنها خداوند معبود است، و نوح پیامبر راستگوی اوست، و قومش دروغ می‌گویند، و اینکه خداوند نسبت به بندگانش مهربان است، و انسان‌ها را در صلب و کمر پدرشان نوح و در کشتی نگاه داشت، آنگاه که تمام اهل زمین غرق شدند. و کشتی نیز از آیات و نشانه‌های خداوند است:﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾ و آن را به عنوان نشانه‌ای به جای گذاشتیم، آیا پند پذیرنده‌ای هست؟ بنابراین آیات را به صورت جمع ذکر نمود، چون بر چندین نشانه ومطلب دلالت می‌نمایند. (﴿وَإِن كُنَّا لَمُبۡتَلِينَ﴾) وبه‌طور مسلم ما آزمایش می‌نماییم.