Yusuf
Voici un tafsîr dans une autre langue que l’arabe, tel que la Quranic Universal Library (QUL, de Tarteel) le donne, pris dans la copie ouverte des données de QUL que conserve spa5k/tafsir_api. La fiche de QUL ne dit ni qui l’a écrit ou traduit ni quelle édition imprimée il suit, et n’indique aucune licence pour le texte, si bien que le droit de le montrer n’est pas vérifié. Personne ne l’a comparé à un livre imprimé, et aucun savant ne l’a relu. Chaque passage se tient à côté des versets qu’il commente, qui sont le texte coranique de Tanzil, montré tel qu’il y est. Sabīl n’en a rien écrit ni traduit.
Texte deQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITpris le 2026-10-21
قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأْمَ۫نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُۥ لَنَـٰصِحُونَ 11 أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَـٰفِظُونَ 12 قَالَ إِنِّى لَيَحْزُنُنِىٓ أَن تَذْهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ ٱلذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَـٰفِلُونَ 13 قَالُوا۟ لَئِنْ أَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّآ إِذًا لَّخَـٰسِرُونَ 14
قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا لَكَ لاَ تَأْمَنَّا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ گفتند: «پدر جان! چرا نسبت به يوسف به ما اطمينان نداري حال آنکه ما خير خواه او هستيم؟» أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ او را فردا با ما بفرست تا بخورد و بازي کند، و ما نگاهبان و مراقب وي خواهيم بود. قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ' گفت:«اگر او را ببريد اندوهگين مي گردم، و مي ترسم در حالي که شما از او غافل هستيد گرگ وي را بخورد». قَالُواْ لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَّخَاسِرُونَ گفتند:«اگر گرگ او را بخورد در حالي که ما گروه نيرومندي هستيم آنگاه زيانکار خواهيم بود».
(11) (﴿قَالُواۡ﴾) برادران یوسف برای اینکه به هدف خود برسند به پدرشان گفتند: (﴿يَٰٓأَبَانَا مَالَكَ لَا تَأۡمَ۬نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ﴾) پدرجان! چرا نسبت به یوسف به ما اطمینان نداری و به خاطر چه نگران یوسف هستی؟ بدون اینکه سبب و انگیزهای برای ترس داشته باشی؟ (﴿وَإِنَّا لَهُۥ لَنَٰصِحُونَ﴾) حال آنکه ما خیرخواه او هستیم؛ و نسبت به او دلسوزیم، و آنچه را برای خود دوست داریم، برای او هم دوست میداریم. و این دلالت مینماید که یعقوب ـ علیه السلام ـ اجازه نمیداد یوسف با برادرانش به صحرا و جاهای دیگر برود.
(12) پس هنگامی که اتهامات را از خود دور کردند، آنچه را که به نفع یوسف بود و پدر نیز آن را برای او میپسندید، بیان کردند تا پدر اجازه بدهد یوسف همراه آنان به بیابان برود. بنابراین گفتند: (﴿أَرۡسِلۡهُ مَعَنَا غَدٗا يَرۡتَعۡ وَيَلۡعَبۡ﴾) فردا او را با ما بفرست، تا بخورد و در بیابان تفریح نماید و لذت ببرد. (﴿وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ﴾) و ما او را از هر اذیت و آزاری محافظت خواهیم کرد.
(13) یعقوب در پاسخ آنان گفت: (﴿إِنِّي لَيَحۡزُنُنِيٓ أَن تَذۡهَبُواۡ بِهِۦ﴾) به محض اینکه او را ببرید، ناراحت میشوم و این کار بر من دشوار میآید؛ زیرا توان تحمل جدایی او را حتی برای مدت اندکی ندارم، پس او را نمیفرستم. و دلیل دوم برای نفرستادن وی این است که، (﴿وَأَخَافُ أَن يَأۡكُلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَأَنتُمۡ عَنۡهُ غَٰفِلُونَ﴾) میترسم از او غافل بمانید، و گرگ او را بخورد؛ چون او کوچک است، و نمیتواند در مقابل گرگ از خود دفاع کند و خود را برهاند.
(14) (﴿قَالُواۡ لَئِنۡ أَكَلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَنَحۡنُ عُصۡبَةٌ إِنَّآ إِذٗا لَّخَٰسِرُونَ﴾) گفتند: اگر گرگ او را بخورد درحالی که ما گروهی نیرومند هستیم و بر محافظت او میکوشیم، آنگاه زیانکار خواهیم بود، و خیری در ما نیست، و امید فایده و سودی از ما نمیرود. هنگامی که اسباب آرامش پدرشان را فراهم آوردند و موانعِ فرضی این کار را برطرف نمودند، یعقوب به منظور سرگرمی و تفریح یوسف، به وی اجازه داد همراه برادرانش برود.