پرش به محتوا
صحیح مسلم

شمارهٔ ۱۱۹۹

شمارهٔ ۱۱۹۹کتاب ۵، شمارهٔ ۳۹شماره‌گذاری عربی ۵۳۷.۰۱
حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ، مُحَمَّدُ بْنُ الصَّبَّاحِ وَأَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ - وَتَقَارَبَا فِي لَفْظِ الْحَدِيثِ - قَالاَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ حَجَّاجٍ الصَّوَّافِ، عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي كَثِيرٍ، عَنْ هِلاَلِ بْنِ أَبِي مَيْمُونَةَ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ، عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ الْحَكَمِ السُّلَمِيِّ، قَالَ بَيْنَا أَنَا أُصَلِّي، مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِذْ عَطَسَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ فَقُلْتُ يَرْحَمُكَ اللَّهُ ‏.‏ فَرَمَانِي الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقُلْتُ وَاثُكْلَ أُمِّيَاهْ مَا شَأْنُكُمْ تَنْظُرُونَ إِلَىَّ ‏.‏ فَجَعَلُوا يَضْرِبُونَ بِأَيْدِيهِمْ عَلَى أَفْخَاذِهِمْ فَلَمَّا رَأَيْتُهُمْ يُصَمِّتُونَنِي لَكِنِّي سَكَتُّ فَلَمَّا صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَبِأَبِي هُوَ وَأُمِّي مَا رَأَيْتُ مُعَلِّمًا قَبْلَهُ وَلاَ بَعْدَهُ أَحْسَنَ تَعْلِيمًا مِنْهُ فَوَاللَّهِ مَا كَهَرَنِي وَلاَ ضَرَبَنِي وَلاَ شَتَمَنِي قَالَ ‏"‏ إِنَّ هَذِهِ الصَّلاَةَ لاَ يَصْلُحُ فِيهَا شَىْءٌ مِنْ كَلاَمِ النَّاسِ إِنَّمَا هُوَ التَّسْبِيحُ وَالتَّكْبِيرُ وَقِرَاءَةُ الْقُرْآنِ ‏"‏ ‏.‏ أَوْ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي حَدِيثُ عَهْدٍ بِجَاهِلِيَّةٍ وَقَدْ جَاءَ اللَّهُ بِالإِسْلاَمِ وَإِنَّ مِنَّا رِجَالاً يَأْتُونَ الْكُهَّانَ ‏.‏ قَالَ ‏"‏ فَلاَ تَأْتِهِمْ ‏"‏ ‏.‏ قَالَ وَمِنَّا رِجَالٌ يَتَطَيَّرُونَ ‏.‏ قَالَ ‏"‏ ذَاكَ شَىْءٌ يَجِدُونَهُ فِي صُدُورِهِمْ فَلاَ يَصُدَّنَّهُمْ ‏"‏ ‏.‏ قَالَ ابْنُ الصَّبَّاحِ ‏"‏ فَلاَ يَصُدَّنَّكُمْ ‏"‏ ‏.‏ قَالَ قُلْتُ وَمِنَّا رِجَالٌ يَخُطُّونَ ‏.‏ قَالَ ‏"‏ كَانَ نَبِيٌّ مِنَ الأَنْبِيَاءِ يَخُطُّ فَمَنْ وَافَقَ خَطَّهُ فَذَاكَ ‏"‏ ‏.‏ قَالَ وَكَانَتْ لِي جَارِيَةٌ تَرْعَى غَنَمًا لِي قِبَلَ أُحُدٍ وَالْجَوَّانِيَّةِ فَاطَّلَعْتُ ذَاتَ يَوْمٍ فَإِذَا الذِّيبُ قَدْ ذَهَبَ بِشَاةٍ مِنْ غَنَمِهَا وَأَنَا رَجُلٌ مِنْ بَنِي آدَمَ آسَفُ كَمَا يَأْسَفُونَ لَكِنِّي صَكَكْتُهَا صَكَّةً فَأَتَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَعَظَّمَ ذَلِكَ عَلَىَّ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَفَلاَ أُعْتِقُهَا قَالَ ‏"‏ ائْتِنِي بِهَا ‏"‏ ‏.‏ فَأَتَيْتُهُ بِهَا فَقَالَ لَهَا ‏"‏ أَيْنَ اللَّهُ ‏"‏ ‏.‏ قَالَتْ فِي السَّمَاءِ ‏.‏ قَالَ ‏"‏ مَنْ أَنَا ‏"‏ ‏.‏ قَالَتْ أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ ‏.‏ قَالَ ‏"‏ أَعْتِقْهَا فَإِنَّهَا مُؤْمِنَةٌ ‏"‏ ‏.‏
از معاویه بن حَکم سلمی رضی الله عنه روایت است که می گوید: همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز می خواندم که فردی از ميان مردم عطسه زد. من "يرحمک الله" گفتم. پس همه ی مردم با تعجب به من نگاه کردند. پس گفتم: مادرم به عزايم بنشيند، چرا اينگونه به من نگاه می کنيد!؟ آنگاه مردم شروع به زدن دست های شان بر روی ران های شان نمودند. هنگامی که متوجه شدم مرا به سکوت دعوت می کنند، سکوت نمودم. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم سلام داد ـ پدر و مادرم فدايش باد؛ هيچ معلمی را قبل و بعد از او ندیدم که در آموزش دادن بهتر از ایشان باشدـ به الله سوگند، نه سرم داد کشيد، نه مرا کتک زد و نه بد و بيراه گفت؛ بلکه فرمود: «إِنَّ هَذِهِ الصَّلاَةَ لاَ يَصْلُحُ فِيهَا شَيْءٌ مِنْ كَلاَمِ النَّاسِ، إِنَّمَا هُوَ التَّسْبِيحُ وَالتَّكْبِيرُ وَقِرَاءَةُ الْقُرْآنِ»: «هيچيک از سخنان مردم، شايسته ی اين نماز نيست؛ بلکه نماز، عبارت از تسبيح و تکبير و قرائت قرآن است». يا چيزی شبيه اين فرمود. گفتم: ای رسول خدا، من تازه جاهلیت را پشت سر گذاشتم و تازه مسلمانم؛ و الله اسلام را به ما عنايت نموده است. تعدادی از مردم ما نزد کاهنان (غيبگويان) می روند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فلا تَأْتِهِم»: «تو نزد کاهنان نرو». گفتم: تعدادی از ما فال می گيرند؟ فرمود: «ذَاكَ شَيْءٌ يَجِدُونَهُ فِي صُدُورِهِمْ فَلاَ يَصُدَّنَّهُمْ - قال ابن الصَّبَّاحِ: فلا يَصُدَّنَّكُم -»: «اين وسوسه ای است که در دل های شان خطور می کند و نبايد آنها را از تصميم و کارِشان باز دارد». گفتم: بعضی از ما با خط کشيدن روی زمين، فال می گيرند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «كَانَ نَبِيٌّ مِنَ الأَنْبِيَاءِ يَخُطُّ، فَمَنْ وَافَقَ خَطَّهُ فَذَاكَ»: «يکی از پيامبران با خط کشيدن، فال می گرفت. پس خط کشيدن هرکس با خط کشيدن آن پيامبر موافق باشد، خوب است (وگرنه جايز نيست و چون هيچکس نمی داند که خط کشيدن او موافق با خط کشيدن آن پيامبر است يا نه؛ لذا درباره ي حرمت خط کشيدن و فال گرفتن اتفاق نظر وجود دارد و اين کار از ويژگی هاي همان پيامبر شمرده می شود)». می گويد: کنيزی داشتم که گوسفندانم را در اطراف کوه احد و جوانيه می چرانيد. روزی متوجه شدم گرگ يکی از گوسفندان کنیز را برده است و از آنجایی که من انسان هستم و مانند ساير انسان ها خشمگين می شوم، يک سيلی به او زدم. پس از آن، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم. رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را (گناه و اشتباه) بزرگی بحساب آورد. گفتم: يا رسول الله! او را آزاد نکنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ائْتِنِي بها»: «او را نزد من بياور». پس او را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم بردم. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «أَيْن الله؟»: «الله کجاست؟» کنيز گفت: «در آسمان است». رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسيد: «من أنا؟»: «من کيستم؟» کنيز گفت: تو پيامبر الله هستی. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم (خطاب به معاويه بن حکم) فرمود: «أَعْتِقْهَا، فَإِنها مُؤْمِنَةٌ»: «او را آزاد کن؛ زيرا او مؤمن است».

ترجمه: HadeethEnc.comشرح آن

منبع برای این روایت هیچ درجه‌بندی‌ای ثبت نکرده است.

هر جا دانشنامهٔ احادیث نبوی ترجمه‌شده (HadeethEnc.com) عینِ متن یک روایت را داشته باشد، ترجمهٔ آن زیر همان روایت و با ذکر نام منبع آمده است. این دو را برنامه و تنها از روی متن عربی کنار هم گذاشته است: متن کامل حدیث در دانشنامه، همراه با نام صحابی‌ای که در آن آمده، حرف به حرف پایان آن روایت است. هیچ‌کس این تطبیق را بررسی نکرده است و بازبینان سبیل ترجمه را بررسی نکرده‌اند. متن، همان عربی است.

کتاب ۵ · The Book of Mosques and Places of Prayer

متن عربی، شماره‌گذاری، نام کتاب‌ها و درجه‌بندی‌ها دقیقاً همان‌گونه نشان داده شده‌اند که در یک مجموعه‌دادهٔ باز (hadith-api) آمده‌اند. سبیل هنوز نه درستی آن را تأیید کرده و نه حقوق آن را، و بازبینی علمی آن هنوز آغاز نشده است. تا آن زمان، پیش از تکیه بر یک روایت، آن را با یک نسخهٔ چاپی مقابله کنید.