پرش به محتوا
احادیث با شرح

توحيد ربوبيت

۸ حدیث

کرسی در برابر عرش مانند حلقه ای آهنی است که در بیابانی انداخته شود.

عن أبي ذر الغفاري رضي الله عنه مرفوعاً: "ما الكرسي في العرش إلا كحلقة من حديد ألقيت بين ظهري فلاة من الأرض".
از ابوذر غفاری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا الْكُرْسِيُّ فِي الْعَرْشِ إِلَّا كَحَلَقَةٍ مِنْ حَدِيدٍ أُلْقِيَتْ بَيْنَ ظَهْرَيْ فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ»: «کرسی در برابر عرش مانند حلقه ای آهنی است که در بیابانی انداخته شود».
به روایت ابن ابی شیبه در «العرش» - به روایت ذهبی در «العلو»درجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث ابوذر رضی الله عنه خبر می دهد که کرسی با تمام عظمت و بزرگی که دارد نسبت به عرش همچون حلقه ای آهنی است که در بیابان وسیعی انداخته شود؛ و این بر عظمت و بزرگی خالق آن و قدرت کامل او دلالت می کند.

مرجع

1- فتح المجيد شرح كتاب التوحيد، مطبعة السنة المحمدية، القاهرة، مصر، الطبعة: السابعة، 1377هـ - 1957م. 2- القول المفيد على كتاب التوحيد، دار ابن الجوزي، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الثانية, محرم، 1424ه. 3- الملخص في شرح كتاب التوحيد، دار العاصمة الرياض، الطبعة: الأولى 1422هـ- 2001م. 4- الجديد في شرح كتاب التوحيد، مكتبة السوادي، جدة، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الخامسة، 1424هـ - 2003م. 5- التمهيد لشرح كتاب التوحيد، دار التوحيد، تاريخ النشر: 1424هـ. 6- شرح العقيدة الطحاوية، المؤلف: محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: المكتب الإسلامي – بيروت الطبعة: الثانية، - 1414ه. 7- العرش وما روي فيه، المؤلف: محمد بن عثمان ابن أبي شيبة العبسي، تحقيق: محمد بن حمد الحمود، الناشر: مكتبة المعلا – الكويت، الطبعة الأولى، 1406ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسیدم: کدام گناه نزد الله بزرگ‌تر است؟ فرمود: «أَنْ تَجْعَلَ لِلهِ نِدًّا وَهُوَ خَلَقَكَ»: «اینکه درحالی برای الله همتایی قرار دهی که او تو را آفریده است

عَنْ عَبْدِ اللهِ بنِ مَسْعُودٍ رضي الله عنه قال: سَأَلْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَيُّ الذَّنْبِ أَعْظَمُ عِنْدَ اللهِ؟ قَالَ: «أَنْ تَجْعَلَ لِلهِ نِدًّا وَهُوَ خَلَقَكَ» قُلْتُ: إِنَّ ذَلِكَ لَعَظِيمٌ، قُلْتُ: ثُمَّ أَيُّ؟ قَالَ: «وَأَنْ تَقْتُلَ وَلَدَكَ؛ تَخَافُ أَنْ يَطْعَمَ مَعَكَ» قُلْتُ: ثُمَّ أَيُّ؟ قَالَ: «أَنْ تُزَانِيَ حَلِيلَةَ جَارِكَ».
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسیدم: کدام گناه نزد الله بزرگ‌تر است؟ فرمود: «أَنْ تَجْعَلَ لِلهِ نِدًّا وَهُوَ خَلَقَكَ»: «اینکه درحالی برای الله همتایی قرار دهی که او تو را آفریده است». گفتم: این قطعا [گناه] بزرگی است، سپس چه چیزی؟ فرمود: «وَأَنْ تَقْتُلَ وَلَدَكَ؛ تَخَافُ أَنْ يَطْعَمَ مَعَكَ»: «اینکه از ترس آن فرزند خود را بکشی که با تو غذا بخورد». گفتم: سپس چه؟ فرمود: «أَنْ تُزَانِيَ حَلِيلَةَ جَارِكَ»: «اینکه با همسر همسایه‌ات زنا کنی».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ بزرگ‌ترین گناهان پرسیده شد؛ ایشان فرمودند: بزرگ‌ترین گناه شرک اکبر است؛ و آن عبارت است از اینکه برای الله در الوهیت (عبادت) یا ربوبیت یا اسماء و صفاتش همانند یا نظیر قرار دهی و این گناهی است که الله تعالی آن را نمی‌بخشد مگر با توبه؛ و اگر صاحبش با آن از دنیا برود، جاودانه در آتش دوزخ خواهد بود. سپس اینکه شخص از ترس آنکه فرزندش با او غذا بخورد (یعنی ترس کمبود و فقر) او را بکشد؛ و قتل نفس حرام است، اما گناهش وقتی بزرگ‌تر است که مقتول با قاتل خویشاوندی داشته باشد؛ و همچنین گناهش وقتی بیشتر است که مقصود قاتل، ترس از این باشد که مقتول در روزی الله با او شریک شود. سپس اینکه مردی با همسر همسایه‌اش زنا کند، به این صورت که تلاش کند همسر او را فریب دهد تا آنکه مطیع او شده و با وی زنا کند. زنا حرام است، اما گناه آن وقتی بزرگ‌تر است که زنا با همسر همسایه‌ باشد؛ حال آنکه شرع به احسان و نیکوکاری در حق همسایه توصیه کرده است.

فواید
  1. بزرگى گناهان متفاوت است، همچنان كه اعمال نيک در فضيلت متفاوتند.
  2. بزرگ‌ترین گناهان شرک به الله تعالی است، سپس کشتن فرزند از ترس آنکه با تو غذا بخورد، سپس زنا کردن با زن همسایه‌.
  3. روزی به دست الله است و الله سبحانه وتعالی روزی مخلوقات را بر عهده گرفته است.
  4. بزرگی حق همسایه و اینکه گناه اذیت و آزار او بزرگ‌تر از گناه آزار رساندن به دیگران است.
  5. تنها خالق شایستهٔ آن است که بدون هیچ شریکی عبادت شود.
مرجع

صحيح البخاري (6/ 18) (4477). صحيح مسلم (1/ 90) (86). شرح النووي على مسلم (2/ 79). فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، لابن عثيمين (6/ 288). توضيح الأحكام من بلوغ المرام، للبسام (7/ 335).

این حدیث در HadeethEnc.com

سخت‌ترین عذاب را نزد الله در روز قیامت کسانی دارند که سعی می‌کنند با خلقت الله همانندسازی کنند

عَنْ عَائِشَةَ أُمِّ المُؤمنينَ رضي الله عنها قَالَتْ: دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَقَدْ سَتَرْتُ سَهْوَةً لِي بِقِرَامٍ فِيهِ تَمَاثِيلُ، فَلَمَّا رَآهُ هَتَكَهُ وَتَلَوَّنَ وَجْهُهُ وَقَالَ: «يَا عَائِشَةُ، أَشَدُّ النَّاسِ عَذَابًا عِنْدَ اللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الَّذِينَ يُضَاهُونَ بِخَلْقِ اللهِ» قَالَتْ عَائِشَةُ: «فَقَطَعْنَاهُ فَجَعَلْنَا مِنْهُ وِسَادَةً أَوْ وِسَادَتَيْنِ».
از ام المؤمنین عایشه ـ رضی الله عنها ـ روایت است که فرمود: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر من وارد شد درحالی‌که من با پارچه‌ای پشمین که بر آن تصاویر [جاندار] بود گنجه‌ای [در گوشهٔ خانه] را پوشانده بودم، پس چون آن را دید پاره‌اش کرد و رنگ چهره‌اش عوض شد و فرمود: «يَا عَائِشَةُ، أَشَدُّ النَّاسِ عَذَابًا عِنْدَ اللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الَّذِينَ يُضَاهُونَ بِخَلْقِ اللهِ»: «ای عایشه، سخت‌ترین عذاب را نزد الله در روز قیامت کسانی دارند که سعی می‌کنند با خلقت الله همانندسازی کنند» عایشه می‌گوید: «پس آن را پاره کردیم و از آن یک یا دو بالش ساختیم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به خانه‌اش نزد عایشه ـ رضی الله عنها ـ رفت و دید که گنجه یا طاقچه‌ای که محل نگه‌داری وسایل بود، با پارچه‌ای که در آن تصاویر موجودات جاندار است پوشانده است، پس رنگ چهرهٔ ایشان از روی خشم برای الله تغییر کرد و آن را برداشت و فرمود: در روز قیامت سخت‌ترین عذاب را از میان مردم کسانی دارند که با تصاویری که می‌کشند آفریده‌های الله را شبیه‌سازی می‌کنند. عایشه می‌فرماید: پس از آن یک یا دو بالش ساختیم.

فواید
  1. انکار منکر باید در هنگام دیدن آن باشد و نباید آن را به تاخیر انداخت مادامی که مفسدهٔ بزرگتری به همراه نداشته باشد.
  2. عذاب روز قیامت برحسب بزرگی گناه متفاوت است.
  3. به تصویر کشیدن موجودات روح‌دار از گناهان کبیره است.
  4. یکی از حکمت‌های تحریم تصویرگری، تلاش در جهت شبیه‌سازی خلقت الله تعالی است؛ فرقی ندارد که شخص نیتش این باشد یا نه.
  5. توجه شریعت به حفظ اموال و بهره بردن از آن پس از اجتناب از استفادهٔ آن در موردی که حرام است.
  6. منع از کشیدن و تولید تصاویر موجودات جاندار به هر شکل ممکن حتی اگر مورد اهانت و بی‌احترامی قرار گیرد.
مرجع

صحيح البخاري (7/ 168) (5954). صحيح مسلم (3/ 1668) (2107). القول المفيد على كتاب التوحيد، لابن عثيمين (2/ 442). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص399). الجديد في شرح كتاب التوحيد، للقرعاوي (ص441). كتاب التوحيد لمحمد بن عبد الوهاب (ص138).

این حدیث در HadeethEnc.com

الله متعال مَلَکی را موکل رحم کرده است که می گوید: پروردگارا این نطفه است، پروردگارا این لخته ی خونی است، پروردگارا تکه گوشتی است؛ و چون الله متعال اراده ی خلق و آفرینش او کند، آن ملک می گوید: پروردگارا مذکر است یا مونث، رزق و روزی او چقدر است؟ و اجل او چه زمانی است؟ و اینچنین در شکم مادرش نوشته می شود.

عن أنس بن مالك رضي الله عنه مرفوعاً: «وكَّلَ اللهُ بالرَّحِم مَلَكًا، فيقول: أيْ ربِّ نُطْفة، أيْ ربِّ عَلَقة، أيْ ربِّ مُضْغة، فإذا أراد اللهُ أن يقضيَ خَلْقَها، قال: أيْ ربِّ، أذكرٌ أم أنثى، أشقيٌّ أم سعيدٌ، فما الرزق؟ فما الأَجَل؟ فيكتب كذلك في بطن أُمِّه».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «وَكَّلَ اللَّهُ بِالرَّحِمِ مَلَكًا، فَيَقُولُ: أَيْ رَبِّ نُطْفَةٌ، أَيْ رَبِّ عَلَقَةٌ، أَيْ رَبِّ مُضْغَةٌ، فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَقْضِيَ خَلْقَهَا، قَالَ: أَيْ رَبِّ، أَذَكَرٌ أَمْ أُنْثَى، أَشَقِيٌّ أَمْ سَعِيدٌ، فَمَا الرِّزْقُ؟ فَمَا الأَجَلُ؟ فَيُكْتَبُ كَذَلِكَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ»: «الله متعال مَلَکی را موکل رحم کرده است که می گوید: پروردگارا این نطفه است، پروردگارا این لخته ی خونی است، پروردگارا تکه گوشتی است؛ و چون الله متعال اراده ی خلق و آفرینش او کند، آن ملک می گوید: پروردگارا مذکر است یا مونث، رزق و روزی او چقدر است؟ و اجل او چه زمانی است؟ و اینچنین در شکم مادرش نوشته می شود».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «وَكَّلَ اللَّهُ بِالرَّحِمِ مَلَكًا» یعنی الله متعال مَلَکی را مسئول رحم قرار داده است؛ و رحم محل رشد نوزاد در شکم مادرش می باشد. این ملک در مرحله ی اول می گوید: «أَيْ رَبِّ نُطْفَةٌ» یعنی پروردگارا، این نطفه است. و نطفه عبارت است از آب مرد؛ سپس مانند این جمله را در مرحله ی دوم می گوید: «أَيْ رَبِّ عَلَقَةٌ» یعنی پروردگارا، این لخته ی خونی است. و علقه به معنای خون غلیظ می باشد. و در مرحله ی سوم می گوید: «أَيْ رَبِّ مُضْغَةٌ» یعنی پروردگارا این تکه گوشتی است. و مضغه همان تکه گوشت است. و در روایت دیگری ذکر شده که مدت هریک از این مراحل، چهل روز می باشد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَقْضِيَ خَلْقَهَا» یعنی زمانی که الله متعال اراده ی خلق مضغه می کند که آخرین مراحل می باشد و خلقت و آفرینش آن را بعد از صد و بیست روز با نفح روح در آن امضا می کند - چنانکه در روایت دیگری آمده است - ملک مذکور می گوید: «أَيْ رَبِّ، أَذَكَرٌ أَمْ أُنْثَى»: پروردگارا، او را مذکر بنویسم یا مونث؟ «أَشَقِيٌّ أَمْ سَعِيدٌ»: آیا او را شقاوتمند و از دوزخیان بنویسم یا از سعادتمندان و بهشتیان؟ «فَمَا الرِّزْقُ؟»: رزق و روزی او اندک است یا زیاد و مقدار آن چقدر است؟ «فَمَا الأَجَلُ؟»: عمر او چقدر است؟ عمری طولانی دارد یا کوتاه؟ «فَيُكْتَبُ كَذَلِكَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ»: و به این ترتیب ملک مذکور آنچه می پرسد چنانکه الله متعال امر می کند، می نویسد و این درحالی است که انسان هنوز در شکم مادرش می باشد.

مرجع

صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. شرح صحيح البخاري لابن بطال، تحقيق: أبي تميم ياسر بن إبراهيم، نشر: مكتبة الرشد، الرياض-السعودية، الطبعة: الثانية 1423ه، 2003م. التنوير شرح الجامع الصغير، لمحمد بن إسماعيل بن صلاح بن محمد الحسني، الكحلاني الأمير الصنعاني، المحقق: د. محمَّد إسحاق محمَّد إبراهيم، الناشر: مكتبة دار السلام، الرياض، الطبعة: الأولى، 1432 هـ - 2011 م. تاج العروس من جواهر القاموس، للزبيدي، نشر: دار الهداية. فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين للنووي وابن رجب رحمهما الله، لعبد المحسن بن حمد العباد البدر، دار ابن القيم، الدمام المملكة العربية السعودية -الطبعة: الأولى، 1424هـ/2003م.

این حدیث در HadeethEnc.com

کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد

عن أنس بن مالك رضي الله عنه: أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَمُعَاذٌ رَدِيفُهُ عَلَى الرَّحْلِ قَالَ: «يَا مُعَاذُ بْنَ جَبَلٍ»، قَالَ: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ، قَالَ: «يَا مُعَاذُ»، قَالَ: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ، ثَلَاثًا، قَالَ: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»، قَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَفَلَا أُخْبِرُ بِهِ النَّاسَ فَيَسْتَبْشِرُوا؟ قَالَ: «إِذًا يَتَّكِلُوا». وَأَخْبَرَ بِهَا مُعَاذٌ عِنْدَ مَوْتِهِ تَأَثُّمًا.
از انس بن مالک ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی که معاذ پشت سر او بر مرکب نشسته بود فرمود: «ای معاذ بن جبل»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ. فرمود: «ای معاذ»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ؛ و این را سه بار تکرار کرد. آنگاه رسول خدا فرمود: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»: «کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد». معاذ گفت: یا رسول الله، آیا از این به مردم خبر ندهم تا خوشحال شوند؟ فرمود: «در این صورت [بر این] تکیه می‌کنند». معاذ در هنگام وفاتش از ترس آنکه [به سبب کتمان علم] گناهکار شود، این حدیث را بازگو کرد.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

مُعاذ بن جبل ـ رضی الله عنه ـ پشت سر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر حیوان ایشان سوار بود که رسول خدا صدایش زد که: ای معاذ؟ و این ندا را سه بار تکرار کرد تا تاکیدی باشد برای اهمیت آنچه قرار است بگوید. و هر بار معاذ ـ رضی الله عنه ـ چنین پاسخ داد که: «لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ» یعنی: تو را پاسخ می‌دهم ای رسول الله، پاسخی پی در پی و از اجابت تو خواهان سعادتم. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به معاذ خبر می‌دهد که کسی نیست که به لا اله الا الله شهادت دهد، یعنی: معبود به حقی نیست جز الله و اینکه محمد فرستادهٔ الله است و این را صادقانه از صمیم دل بگوید نه به دروغ، مگر اینکه چون در این حال بمیرد الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد. سپس معاذ ـ رضی الله عنه ـ از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌خواهد که این مژده را به مردم بدهد تا شاد و شادمان شوند و بشارت خیر دهند. اما پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیم آن داشت که بر همین تکیه کنند و اعمال‌شان کم شود. بنابراین معاذ آن را تا پیش از مرگش به کسی نگفت، سپس از ترس آنکه مبادا مرتکب گناه کتمان علم شود، آن را گفت.

فواید
  1. تواضع پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ که معاذ را پشت سر خود بر مرکبش سوار کرده بود.
  2. روش آموزش پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ که چند بار معاذ را صدا زد تا توجه او را به آنچه می‌گوید جلب کند.
  3. از شروط گواهی دادن به لا اله الا الله و محمد رسول الله آن است که گوینده‌اش صادق باشد و با یقین آن را بگوید نه به دروغ و از روی شک.
  4. اهل توحید در آتش دوزخ جاودانه نمی‌مانند، هرچند به دلیل گناهان‌شان به آن داخل شوند، پس از آنکه پاک شدند خارج می‌شوند.
  5. فضیلت شهادتین برای کسی که صادقانه آن را به زبان بیاورد.
  6. جواز روایت نکردن حدیث در برخی احوال، در صورتی که بیان آن منجر به مفسده‌ای شود.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 37) (128). صحيح مسلم (1/ 61) (32). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين (1/ 377). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 487). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (6/ 496).

این حدیث در HadeethEnc.com

آیا می‌دانید پروردگارتان چه فرموده است؟» گفتند: الله و پیامبرش آگاه‌ترند. فرمود: «از میان بندگانم گروهی شب را با ایمان به من و گروهی با کفر ورزیدن به من به صبح رساندند

عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ الجُهَنِيِّ رضي الله عنه أَنَّهُ قَالَ: صَلَّى لَنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَلَاةَ الصُّبْحِ بِالْحُدَيْبِيَةِ عَلَى إِثْرِ سَمَاءٍ كَانَتْ مِنَ اللَّيْلَةِ، فَلَمَّا انْصَرَفَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ، فَقَالَ: «هَلْ تَدْرُونَ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ؟» قَالُوا: اللهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: «أَصْبَحَ مِنْ عِبَادِي مُؤْمِنٌ بِي وَكَافِرٌ، فَأَمَّا مَنْ قَالَ: مُطِرْنَا بِفَضْلِ اللهِ وَرَحْمَتِهِ، فَذَلِكَ مُؤْمِنٌ بِي وَكَافِرٌ بِالْكَوْكَبِ، وَأَمَّا مَنْ قَالَ: بِنَوْءِ كَذَا وَكَذَا، فَذَلِكَ كَافِرٌ بِي وَمُؤْمِنٌ بِالْكَوْكَبِ».
از زید بن خالد جُهَنی رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم در پی بارانی که شب آمده بود، نماز صبح را در حُدیبیه برای ما برگزار کرد و چون نماز را به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «آیا می‌دانید پروردگارتان چه فرموده است؟» گفتند: الله و پیامبرش آگاه‌ترند. فرمود: «از میان بندگانم گروهی شب را با ایمان به من و گروهی با کفر ورزیدن به من به صبح رساندند؛ اما آنکه گفت: با فضل الله و رحمت او باران داده شدیم، پس او به من مؤمن و به ستارگان کافر است؛ اما آنکه گفت: برای جایگاه فلان [ستاره] و فلان [ستاره] به ما باران داده شد، او به من کافر و به ستاره مؤمن است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیبیه که روستایی نزدیک به مکه است، پس از بارانی که آن شب آمده بود، نماز صبح را برگزار کردند و چون سلام گفتند و نمازشان را به پایان رساندند رو به مردم کردند و از آنان پرسیدند: آیا می‌دانید پروردگارتان عزوجل چه گفته است؟ آنان گفتند: الله و پیامبرش آگاه‌ترند. ایشان فرمودند: الله تعالی بیان نموده که مردم هنگام نزول باران به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروهی که به الله تعالی مؤمن هستند و گروهی که به الله تعالی کافرند؛ اما آنکه بگوید: با فضل الله و رحمت او بر ما باران بارید و نزول باران را به الله تعالی نسبت دهد، او به الله خالق که در هستی تصرف می‌کند مؤمن و به ستاره کافر است. اما آنکه بگوید: به سبب فلان ستاره و فلان ستاره بر ما باران بارید، او به الله کافر است و به ستاره مؤمن؛ و این کفر اصغر است که نزول باران را به ستاره نسبت داده است درحالی‌که الله ستاره‌ها را نه سبب شرعی نزول باران قرار داده است و نه سبب قَدَری؛ اما اگر کسی نزول باران و دیگر حوادث زمینی را به حرکت ستارگان در طلوع و سقوط آن نسبت دهد و معتقد باشد ستاره‌ها فاعل حقیقی آن هستند، مرتکب کفر اکبر شده است.

فواید
  1. مستحب بودن گفتن «مُطِرنا بِفَضلِ اللهِ ورَحمتِه» (با فضل و رحمت الله باران داده شدیم) پس از نزول باران.
  2. هرکس خلقت و ایجاد نزول باران و دیگر امور را به ستارگان نسبت دهد، مرتکب کفر اکبر شده است؛ و اگر آن را سبب نزول باران بداند مرتکب کفر اصغر شده است، زیرا ستارگان نه سبب شرعی نزول باران هستند و نه سبب حسی [و طبیعی] آن.
  3. نعمت اگر کفران و ناسپاسی شود، ممکن است سبب کفر باشد و اگر شکر شود می‌تواند سبب ایمان باشد.
  4. نهی از گفتن «به سبب فلان ستاره باران بارید» حتی اگر منظور وقت [ظهور آن ستاره] باشد؛ و این برای بستن راه شرک است.
  5. وجوب وابستگی دل به الله تعالی در جلب نعمت‌ها و دفع مصیبت‌ها.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 169) (846)، صحيح مسلم (1/ 83) (71)، البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (2/ 484)، المفهم لما أشكل من تلخيص كتاب مسلم (1/ 260).

این حدیث در HadeethEnc.com

آیا کسی که در دنیا او را بر پاهایش حرکت داد، قادر نیست در روز قیامت او را بر چهره‌اش حرکت دهد؟

عَنْ ‌قَتَادَةَ رحمه الله قال: حَدَّثَنَا ‌أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ أَنَّ رَجُلًا قَالَ: يَا نَبِيَّ اللهِ كَيْفَ يُحْشَرُ الْكَافِرُ عَلَى وَجْهِهِ؟ قَالَ: «أَلَيْسَ الَّذِي أَمْشَاهُ عَلَى الرِّجْلَيْنِ فِي الدُّنْيَا قَادِرًا عَلَى أَنْ يُمْشِيَهُ عَلَى وَجْهِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؟» قَالَ قَتَادَةُ: بَلَى وَعِزَّةِ رَبِّنَا.
از قَتاده رحمه الله روایت است که گفت: انس بن مالک برای ما روایت نمود که مردی گفت: ای پیامبر الله، چگونه کافر بر چهره‌اش محشور می‌شود؟ فرمود: «أَلَيْسَ الَّذِي أَمْشَاهُ عَلَى الرِّجْلَيْنِ فِي الدُّنْيَا قَادِرًا عَلَى أَنْ يُمْشِيَهُ عَلَى وَجْهِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؟»: «آیا کسی که در دنیا او را بر پاهایش حرکت داد، قادر نیست در روز قیامت او را بر چهره‌اش حرکت دهد؟» قتاده می‌گوید: آری، سوگند به عزت پروردگارمان که قادر است.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: چگونه کافر در روز قیامت بر چهره‌اش محشور می‌شود؟! پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «آیا الله که در دنیا او را بر پاهایش به حرکت درآورد، قادر نیست تا در قیامت او را بر چهره‌اش حرکت دهد؟! الله بر هر چیزی تواناست.

فواید
  1. پستی و خواری کافر در روز قیامت و اینکه در قیامت بر چهره‌اش راه می‌رود.
مرجع

صحيح البخاري (8/ 109) (6523)، صحيح مسلم (4/ 2161) (2806)، الإفصاح عن معاني الصحاح (5/200)، فتح الباري (11/382)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري (23/ 105)، البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (43/ 454).

این حدیث در HadeethEnc.com

اى نوجوان، من به تو جملاتى ياد مى‌دهم: از [امر و نهى] الله محافظت كن، او نيز از تو محافظت مى‌كند؛ از [امر و نهى] الله محافظت كن، او را در برابر خود می‌یابی؛ اگر درخواست كردى از الله درخواست كن و اگر طلب كمک كردى، از الله طلب كمک كن

عَنْ أَبِي العَبَّاسِ، عَبْدِ الله بْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: كُنْت خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمًا، فَقَالَ: «يَا غُلَامِ! إنِّي أُعَلِّمُك كَلِمَاتٍ: احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ، احْفَظِ الله تَجِدْهُ تُجَاهَكَ، إذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اللهَ، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاَللهِ، وَاعْلَمْ أَنَّ الأُمَّةَ لَوْ اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَنْفَعُوكَ إلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ لَكَ، وَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَضُرُّوكَ إلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ؛ رُفِعَتِ الأَقْلَامُ، وَجَفَّتِ الصُّحُفُ». وَفِي رِوَايَةِ غَيْرِ التِّرْمِذِيِّ: «احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ أَمَامَكَ، تَعَرَّفْ إلَى اللهِ فِي الرَّخَاءِ يَعْرِفْكَ فِي الشِّدَّةِ، وَاعْلَمْ أَنَّ مَا أَخْطَأَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَكَ، وَمَا أَصَابَك لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَكَ، وَاعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ، وَأَنْ الفَرَجَ مَعَ الكَرْبِ، وَأَنَّ مَعَ العُسْرِ يُسْرًا».
از ابوالعباس، عبدالله بن عباس، رضی‌الله‌عنهما روایت است که گفت: روزی پشت سر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم بودم، پس فرمود: «اى نوجوان، من به تو جملاتى ياد مى‌دهم: از [امر و نهى] الله محافظت كن، او نيز از تو محافظت مى‌كند؛ از [امر و نهى] الله محافظت كن، او را در برابر خود می‌یابی؛ اگر درخواست كردى از الله درخواست كن و اگر طلب كمک كردى، از الله طلب كمک كن؛ و بدان‌ که اگر همهٔ امت جمع شوند تا به نوعی نفعى به تو برسانند، نمى‌توانند نفعى به تو برسانند مگر به چيزى كه الله براى تو نوشته باشد؛ و اگر همگی جمع شوند تا به نوعی ضرری به تو برسانند، نمى‌توانند ضرری به تو برسانند مگر به چيزى كه الله براى تو نوشته باشد؛ قلم‌ها برداشته شده‌ و نامه‌ها خشک شده‌اند». و در روایت غیر ترمذی آمده است: «خدا را حفظ کن، او را پیش روی خود خواهی یافت؛ در زمان آسایش، خدا را بشناس تا در هنگام سختی تو را بشناسد؛ و بدان آنچه به تو نرسیده، هرگز نمی‌توانست به تو برسد، و آنچه به تو رسیده، هرگز نمی‌توانست از تو بازماند. و بدان که پیروزی همراه با صبر است، و گشایش همراه با اندوه، و همانا با سختی آسانی است.»
به روایت ترمذی و دیگراندرجهصحیح است
شرح

ابن عباس رضی‌الله‌عنهما خبر می‌دهد که او کودکی بود و همراه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم سوار شده بود، پس آن حضرت به او فرمود: من به تو چیزها و اموری می‌آموزم که خداوند تو را بدانها سود خواهد رسانید: خدا را با پاسداری از فرمان‌هایش و دوری از نهی‌هایش نگاه دار، به گونه‌ای که تو را در طاعات و قربات بیابد و در گناهان و معاصی نیابد؛ پس اگر چنین کنی، پاداش تو آن خواهد بود که خداوند تو را از ناگواری‌های دنیا و آخرت حفظ کند و در کارهای مهمت، هر جا که رو آوری، تو را یاری دهد. و هرگاه خواستی چیزی بخواهی، جز از خدا مپرس؛ زیرا تنها اوست که درخواست‌کنندگان را پاسخ می‌دهد. و هرگاه خواستی یاری بجویی، جز از خدا یاری مجوی. و باید یقین داشته باشی که هرگز سودی به تو نخواهد رسید ـ هرچند همهٔ مردم زمین برای سود رساندن به تو گرد آیند ـ مگر آنچه خدا برایت نوشته است؛ و هرگز زیانی بر تو نخواهد رسید ـ هرچند همهٔ مردم زمین برای زیان رساندن به تو گرد آیند ـ مگر آنچه خدا بر تو مقدر کرده است. و همانا این امر را خداوند عزوجل نوشته و بر پایهٔ آنچه حکمت و علم او اقتضا کرده مقدر ساخته است، و هیچ تبدیلی در آنچه خدا نوشته است وجود ندارد. و اینکه هر کس خدا را با پاسداری از فرمان‌هایش و دوری از نهی‌هایش نگاه دارد، همانا خداوند سبحان در پیش روی بنده است، از حال او آگاه است، او را یاری می‌دهد و تأیید می‌کند. و انسان اگر در زمان آسایش خدا را اطاعت کند، خداوند برای او در هنگام سختی، گشایش و راه برون‌رفت قرار می‌دهد. و باید هر بنده‌ای به آنچه خداوند از خیر و شر بر او مقدر کرده است راضی باشد. و در برابر سختی‌ها و آزمون‌ها بنده باید بر صبر پایبند باشد؛ زیرا صبر کلید گشایش است، و چون اندوه و سختی به نهایت برسد، گشایش از جانب خدا فرا می‌رسد، و هرگاه سختی پدید آید، خداوند آسانی را به دنبال آن خواهد فرستاد.

فواید
  1. اهمیت آموزش امور دین از جمله توحید و آداب و سایر امور به کودکان.
  2. مجازات و پاداش از جنس عمل است.
  3. امر به اعتماد و تکیه نمودن بر الله و توکل بر او و نه بر دیگران، چرا که او بهترین کارساز است.
  4. ایمان به قضا و قدر و رضایت از آن و اینکه الله هر چیزی را مقدر نموده است.
  5. کسی که امر الله را ضایع سازد، الله نیز او را ضایع نموده و از او محافظت نمی‌کند.
  6. مژدهٔ بزرگ آن است که هرگاه انسان دچار سختی شود، باید در انتظار آسانی باشد.
  7. تسلی بنده هنگام رسیدن مصیبت و از دست رفتن محبوب، در سخن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم است که فرمود: «و بدان آنچه به تو رسیده، هرگز نمی‌توانست از تو بازماند، و آنچه از تو بازمانده، هرگز نمی‌توانست به تو برسد». پس جملهٔ نخست، تسلی است در هنگام رسیدن ناخوشایندها، و جمله‌ی دوم، تسلی است در از دست رفتن دوست‌داشتنی‌ها.
مرجع

سنن الترمذي (4/ 284) (2516). التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية (ص42). شرح الأربعين النووية، لابن عثيمين (ص200). فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، للعباد (ص69).

این حدیث در HadeethEnc.com

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com