اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «نباید کسی از شما آروزی مرگ کند» نهی وارده در اینجا به معنای تحریم این کار می باشد؛ چون آرزوی مرگ داشتن، به نوعی عدم رضایت به قضا و قدر الهی است؛ درحالی که بر مومن واجب است به هنگام مصیبت صبر کند؛ و اگر چنین کند به دو هدف مطلوب دست می یابد: 1- بخشیده شدن گناهان؛ چون انسان دچار هیچ ناراحتی و نگرانی و اذیت و آزاری نمی شود مگر اینکه الله متعال در قبال آن گناهان وی را می بخشد؛ به بیان دیگر این موارد را کفاره گناهانش محسوب می کند؛ حتی خاری که به بدن او فرو می رود از این قبیل است. 2- اگر امید پاداش به درگاه الهی داشته باشد و به خاطر کسب رضایت الله متعال صبر نماید، به ثواب می رسد؛ اما اینکه آرزوی مرگ کند خود دلیلی بر ناشکیبایی وی بر قضا و قدر الهی و عدم رضایت از آن می باشد؛ این درحالی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند که یا انسان از نیکوکاران است که در این صورت آنچه از حیاتش باقی مانده، چیزی جز عمل صالح نخواهد بود؛ چون همین که مومن زنده بماند و لو اینکه در اذیت و آزار و زیان و ضرر باشد، باعث افزایش نیکی هایش می شود. و یا اینکه گنه کار است و عمل بد در پرونده ی خود دارد؛ در این صورت با زنده ماندن چه بسا توبه کند و از گذشته ی بد خود دست بردارد و از الله متعال رضایت طلبیده و عذرخواهی کند؛ و درحالی بمیرد که از بدی هایش توبه کرده باشد؛ بنابراین نباید آروزی مرگ کرد؛ زیرا همه ی امور گذرا هستند؛ پس باید صبر کرد و به امید پاداش بود زیرا پایدار ماندن یک وضعیت محال است. این حدیث اشاره دارد که علت نهی از آرزو کردن مرگ و دعا برای آن، قطع شدن عمل با فرارسیدن مرگ می باشد؛ زیرا زنده ماندن، عمل به دنبال دارد و عمل باعث افزایش ثواب و پاداش می باشد؛ و لو اینکه این عمل محدود به استمرار توحید باشد که البته برترین اعمال است؛ و نمی توان احتمال ارتداد از ایمان را دستاویزی برای جایز شمردن این خواسته دانست؛ زیرا به ندرت ارتداد رخ می دهد؛ بعد از اینکه ایمان در قلب جای گرفت، کسی را یارای خدشه دار کردن آن نیست و بر فرض رخ دادن آن، بسیار نادر است؛ از طرفی کسی که نا فرجامی و بدعاقبتی او در علم خداوند متعال گذشته باشد، حتما گرفتار آن خواهد شد چه عمرش کوتاه باشد یا بلند؛ بنابراین عجله کردن در این مورد با طلب مرگ، هیچ خیری به دنبال ندارد. همچنین این حدیث به غبطه خوردن به نیکیِ نیکوکار و پرهیز از بدیِ بدکار اشاره دارد؛ گویا می گوید: هرکس نیکوکار است باید از آرزوی مرگ دست بکشد و به نیکی خود ادامه داده و آن را افزایش دهد و هرکس بدکار است باید آرزوی مرگ را ترک نماید و از بدی دست بردارد تا بر بدی نمیرد که در این صورت خطر بزرگی متوجه وی می باشد.
بهجة شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي. تطريز رياض الصالحين؛ تأليف فيصل آل مبارك، تحقيق د. عبدالعزيز آل حمد، دار العاصمة-الرياض، الطبعة الأولى، 1423هـ. الجمع بين الصحيحين؛ للإمام محمد بن فتوح الحميدي، تحقيق د. علي البواب، دار ابن حزم. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ. شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن-الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبدالله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبدالباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. فتح الباري بشرح صحيح البخاري؛ للحافظ أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، دار المعرفة-بيروت. كنوز رياض الصالحين؛ فريق علمي برئاسة أ.د. حمد العمار، دار كنوز إشبيليا-الرياض، الطبعة الأولى، 1430هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.