پرش به محتوا
احادیث با شرح

هَدی و كفاره‌ها

۶ حدیث

رسول الله صلی الله علیه وسلم به من دستور داد تا شتر قربانی اش را ذبح کنم و گوشت، پوست و پالانش را صدقه نموده و از آن به قصاب چيزی ندهم.

عن علي بن أبي طالب رضي الله عنه قال: «أَمَرَنِي رَسُول اللَّهِ -صلَّى الله عليه وسلَّم- أَن أَقُومَ عَلَى بُدْنِهِ، وَأَن أَتَصَدَّقَ بِلَحمِهَا وَجُلُودِهَا وَأَجِلَّتِهَا، وَأَن لا أُعْطِيَ الجَزَّارَ مِنهَا شَيْئًا».
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من دستور داد تا شتر قربانی اش را ذبح کنم و گوشت، پوست و پالانش را صدقه نموده و از آن به قصاب چيزی ندهم.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حجة الوداع همراه قربانی هایش وارد مکه شد و علی بن ابی طالب رضی الله عنه از یمن خود را به مکه رساند درحالی که قربانی به همراه داشت؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم به علی دستور داد تا آنها را به فقرا و مساکین صدقه کند و کسی که قربانی کرده حق تصرف در آنها یا گرفتن بخشی از آنها از باب معاوضه ندارد؛ و او را نهی کرد که مبادا چیزی از قربانی ها در عوض سلاخی قصاب به او بدهد؛ بلکه مزد وی را در برابر کاری که انجام می دهد، از چیزی جز گوشت و پوست و پالان قربانی ها بدهد.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ. تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام لابن عثيمين، ط1، مكتبة الصحابة، الإمارات، 1426هـ. عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلى الله عليه وسلم يكبار گوسفندی را برای ذبح به حرم فرستاد.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: «أَهدَى رسول الله صلى الله عليه وسلم مَرَّةً غَنَمًا».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم يكبار گوسفندی را برای ذبح به حرم فرستاد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنه از "هدی" رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد؛ و "الهدی" عبارت است از چهارپایانی که جهت تقرب جستن به الله متعال برای ذبح در حرم، به مکه فرستاده می شود؛ و هدی به سوی مکه، سنت و قربت است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم گوسفندی را برای ذبح فرستاد؛ و شتری را ذبح کرد؛ سنت این است که حیوان جهت تقرب به الله متعال در حرم ذبح شود و میان فقرا و مساکین - مساکین حرم - تقسیم شود؛ اما آن هدی که در حج تمتع و قِران یا به دلیل ترک واجبات یا انجام محرمات واجب می شود، فدیه نامیده می شود و همان هدی واجب می باشد. اما آن هدی که عایشه رضی الله عنها ذکر می کند، آن هدی است که مومن از سرزمینش به اختیار خود می فرستد یا در راه آن را خریداری کرده و جهت تقرب جستن به الله متعال به کعبه می فرستد.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ تنبيه الأفهام شرح عمدة لأحكام لابن عثيمين، ط1، مكتبة الصحابة، الإمارات، 1426ه عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ. الإفهام في شرح عمدة الأحكام (شرح على متن عمدة الأحكام لشيخ الإسلام الإمام عبد الغني المقدسي - رحمه الله - (541 - 600هـ))، المؤلف: عبد العزيز بن عبد الله بن باز، حققه واعتنى به وخرج أحاديثه: د. سعيد بن علي بن وهف القحطاني، الناشر: توزيع مؤسسة الجريسي. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

من قلاده ی هَدی رسول الله صلى الله عليه و سلم را بافتم، سپس ايشان آن را با شکاف دادن کوهانش [برای جاری شدن خون] علامتگذاری کرد و قلاده را به گردن قربانی آويخت - يا من آويختم - سپس قربانی را به خانه ی خدا فرستاد و خود در مدينه باقی ماند و به سبب اين کار محرم نشد تا چيزی بر او حرام شود.

عائشة رضي الله عنها قالت: «فَتَلْتُ قَلَائِدَ هَدْيِ رسولِ الله صلى الله عليه وسلم ، ثم أَشْعَرْتُها وَقَلَّدَهَا -أو قَلَّدْتُها-، ثم بعث بها إلى البيت، وأقام بالمدينة، فما حَرُمَ عليه شيءٌ كان له حِلًّا».
عایشه رضی الله عنها می گوید: من قلاده ی هَدی رسول الله صلى الله عليه و سلم را بافتم، سپس ايشان آن را با شکاف دادن کوهانش [برای جاری شدن خون] علامتگذاری کرد و قلاده را به گردن قربانی آويخت - يا من آويختم - سپس قربانی را به خانه ی خدا فرستاد و خود در مدينه باقی ماند و به سبب اين کار محرم نشد تا چيزی بر او حرام شود.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم بیت العتیق [خانه ی قدیمی و گرامی کعبه] را بزرگ شمرده و آن را مقدس می شمرد؛ چون نمی توانست خود را به خانه برساند، جهت تعظیم و کمک به همسایگانش، قربانی را به عنوان هدیه می فرستاد؛ و چون این قربانی که هدی نام دارد، فرستاده می شد، آن را علامتگذاری کرده و قلاده بر گردنش می کرد تا مردم بدانند این قربانی یا هدی، عازم بیت الحرام است و به این ترتیب آن را محترم شمرده و متعرض آن نشوند؛ عایشه رضی الله عنها در تاکید این خبر به این مساله اشاره می کند که وی قلاده های این قربانی را می بافته است؛ و چون رسول الله صلی الله علیه وسلم این هدی را می فرستاد - درحالی که در مدینه مقیم بود - از اموری که فرد محرم از آنها دوری می کند مانند زنان و استعمال خوشبویی و پوشیدن لباس خط دار و موارد مشابه، دوری نمی کرد؛ بلکه به احرام در نمی آمد تا همه چیز بر وی حلال باشد.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة 1426هـ. تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، محمد بن صالح العثيمين ، مكتبة الصحابة، الإمارات، الطبعة: الأولى 1426هـ. عمدة الأحكام من كلام خير الأنام -صلى الله عليه وسلم- لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، الطبعة: الثانية 1408هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلى الله عليه وسلم شخصی را ديد كه شتر قربانی را می كِشيد و با خود می برد. فرمود: «ارْكَبْهَا»: «بر او سوار شو». آن شخص گفت: اين شتر قربانی است. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ارْكَبْهَا»: «سوار شو».

عن أبي هريرة رضي الله عنه «أن نبي الله صلى الله عليه وسلم رأى رجلا يَسُوقُ بَدَنَةً، فقال: اركبها، قال: إنها بَدَنَةٌ، قال اركبها، فرأيته رَاكِبَهَا، يُسَايِرُ النبي صلى الله عليه وسلم ». وفي لفظ: قال في الثانية، أو الثالثة: «اركبها وَيْلَكَ أو وَيْحَكَ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم شخصی را ديد كه شتر قربانی را می كشيد و با خود می برد. فرمود: «ارْكَبْهَا»: «بر او سوار شو». آن شخص گفت: اين شتر قربانی است. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ارْكَبْهَا»: «سوار شو». ابوهریره می گوید: او را دیدم که بر شتر سوار شده و همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم حرکت می کند. و در روایتی آمده است: رسول الله صلی الله علیه وسلم بار دوم يا بار سوم به او فرمود: «اركبها وَيْلَكَ أو وَيْحَكَ»: «وای بر تو، بر آن سوار شو».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی را دید که شتر قربانی را می کشید حال آنکه نیازمند سوار شدن بر آن بود، به وی فرمود: بر آن سوار شو؛ اما از آنجا که هَدی و قربانی نزد آنها از جایگاه خاصی برخوردار بود، بر آن سوار نمی شدند؛ و به همین دلیل بود که آن صحابی به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گوید: آن شتر قربانی و هدیه ای راهیِ بیت الله است؛ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: بر آن سوار شو هرچند شتر قربانی و هدیه ای راهیِ بیت الله باشد. و دو و سه بار این مساله را تکرار کرد و شدتی را با سخنش همراه کرد و گفت: سوار شو؛ و به این ترتیب جواز سوار شدن بر آن را بیان داشت هرچند قربانی و هدیه باشد؛ و سرانجام آن مرد بر شتر سوار شد.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ. تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، لابن عثيمين، ط1، مكتبة الصحابة، الإمارات، 1426ه. عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم، لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

اگر آنچه را كه اكنون می دانم، ابتدا می دانستم، هدی با خود نمی آوردم. و اگر هدی با من نمی بود از احرام بيرون می آمدم.

عن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما قال: «أَهَلَّ النبيُّ صلى الله عليه وسلم وأصحابُه بالحج، وليس مع أحد منهم هَدْيٌ غير النبي صلى الله عليه وسلم وطلحة، وقدم علي رضي الله عنه من اليمن. فقال: أَهْلَلْتُ بما أَهَلَّ به النبي صلى الله عليه وسلم فأمر النبي صلى الله عليه وسلم أصحابه: أن يجعلوها عمرة، فيطوفوا ثم يُقَصِّرُوا ويَحِلُّوا، إلا من كان معه الهَدْي، فقالوا: ننطلق إلى مِنًى وَذَكَرُ أَحَدِنَا يَقْطُرُ؟ فبلغ ذلك النبي - صلى الله عليه وسلم- فقال: لَوِ اسْتَقْبَلْتُ من أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ ؛ ما أَهْدَيْتُ ، ولولا أن معي الهَدْيَ لَأَحْلَلْتُ. وحاضت عائشة. فَنَسَكَتْ المنَاسِك كلها، غير أنها لم تَطُفْ بالبيت. فلما طَهُرت وطافت بالبيت قالت: يا رسول الله، تَنْطَلِقُونَ بحج وعمرة، وأنطلق بحج؟ فأمر عبد الرحمن بن أبي بكر: أن يخرج معها إلى التَّنْعِيمِ ، فاعتمرت بعد الحج».
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم و اصحابش برای حج احرام بستند و جز رسول الله صلى الله عليه وسلم و طلحه، كسی ديگر هدی به همراه نداشت. علی رضی الله عنه كه هدی به همراه داشت، از يمن آمد و گفت: من به همان نيت احرام بسته ام كه رسول الله صلى الله عليه وسلم احرام بسته است. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم به اصحابش دستور داد تا حج را به عمره تبديل نموده و طواف كنند و سپس موهای شان را كوتاه كنند و از احرام بيرون بيايند، مگر كسی كه هدی به همراه داشته باشد. صحابه گفتند: به منا برويم درحالی كه از همبستری ما با زنان مان چيزی نگذشته است؟! رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لَوِ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ؛ مَا أَهْدَيْتُ، وَلَوْلا أَنَّ مَعِي الْهَدْيَ لأَحْلَلْتُ»: «اگر آنچه را كه اكنون می دانم، ابتدا می دانستم، هدی با خود نمی آوردم. و اگر هدی با من نمی بود از احرام بيرون می آمدم». و عایشه دچار عادت ماهانه شد، اما در این شرایط همه ی مناسک را به جا آورد جز اینکه طواف خانه را انجام نداد؛ وقتی پاک شد و خانه را طواف کرد، گفت: ای رسول خدا، شما با حج و عمره بازمی گردید و من با حج؟ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم به عبدالرحمن بن ابوبکر دستور داد که با عایشه رضی الله عنها به سوی تنعیم خارج شده و عایشه رضی الله عنها بعد از حج، عمره به جای بیاورد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

جابر بن عبدالله رضی الله عنهما حج رسول الله صلی الله علیه وسلم را توصیف می کند که ایشان به همراه اصحابش برای حج احرام بستند و در میان آنها کسی جز رسول الله صلی الله علیه وسلم و طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه با خود هدی به همراه نداشته است؛ و در این هنگام علی بن ابی طالب در یمن بوده و از آنجا می آید؛ و از فقه و فهمی که دارد احرام می بندد و احرام خود را همان احرام رسول الله صلی الله علیه وسلم معرفی می کند. وقتی به مکه می رسند، رسول الله صلی الله علیه وسلم به اصحاب دستور می دهد که احرام خود را فسخ نموده و از حج به عمره تبدیل کنند؛ و طواف و سعی شان برای عمره باشد، آنگاه موهای شان را کوتاه کنند و به طور کامل از احرام بیرون بیایند. و این در حق کسانی بود که با خود هدی به همراه نداشتند. اما کسانی که هدی به همراه داشتند، از جمله رسول الله صلی الله علیه وسلم، بعد از طواف و سعی بر احرام خود باقی می مانند. بنابراین کسانی که به فسخ حج شان و تبدیل آن به عمره دستور داده شده اند، با تعجب می پرسند: چگونه از احرام بیرون بیاییم درحالی که تازه با همسران مان جماع کردیم و سپس با احرام حج به سوی منی برویم؟ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه این سخنان شد و دانست که این مساله بر آنها گران و عجیب به نظر آمده است، آنان را اطمینان داد و فرمود: «اگر آنچه هم اکنون می دانم، ابتدا می دانستم، با خود هدی به همراه نمی آوردم تا مرا از بیرون آمدن از احرام بازندارد و همراه شما از احرام بیرون می آمدم». این بود که راضی شدند و دل های شان آرام گرفت. در این میان عایشه رضی الله عنها در نزدیکی مکه دچار عادت ماهانه می شود؛ و به این ترتیب قارن می گردد؛ چون حیض شدن وی مانع طواف خانه برای او می گردد؛ لذا همه ی مناسک را انجام می دهد جز طواف و سعی؛ وقتی پاک می گردد و خانه را طواف می کند و به این ترتیب طواف حجش را به جا می آورد، در باطن احساس نارضایتی می کند؛ چون اغلب صحابه از جمله همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم اعمال عمره و اعمال حج را انجام داده بودند، اما وی تنها حج کرده بود. بنابراین می گوید: ای رسول خدا، شما با حج و عمره باز می گردید و من تنها با حج؟ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم خیالش را راحت نموده و برادرش عبدالرحمن را امر می کند که با او به سوی تنعیم رفته و عایشه رضی الله عنها بعد از حج، عمره بگذارد.

مرجع

عمدة الأحكام، تأليف: عبد الغني بن عبد الواحد المقدسي، تحقيق: محمود الأرناؤوط، دار الثقافة العربية ومؤسسة قرطبة، الطبعة الثانية، 1408هـ. تيسير العلام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق محمد صبحي بن حسن حلاق، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة العاشرة، 1426 هـ. تأسيس الأحكام شرح عمدة الأحكام، تأليف: أحمد بن يحي النجمي: نسخة إلكترونية لا يوجد بها بيانات نشر. تنبيه الأفهام شرح عمدة الإحكام، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة الأولى: 1426هـ. الإفهام في شرح عمدة الأحكام، للشيخ عبد العزيز بن عبد الله بن باز، تحقيق: سعيد بن علي بن وهف القحطاني، الطبعة الأولى، 1435 هـ خلاصة الكلام على عمدة الأحكام، تأليف: فيصل بن عبد العزيز آل مبارك، الطبعة الثانية، 1412 هـ صحيح البخاري ، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ صحيح مسلم ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت..

این حدیث در HadeethEnc.com

ما به همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال حدیبیه، یک شتر را از طرف هفت نفر و یک گاو را از طرف هفت نفر قربانی می کردیم.

عن جابر بن عبد الله، قال: «نَحَرْنَا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم عَامَ الحُدَيْبِيَة البَدَنَةَ عن سَبْعَة، والبَقَرَةَ عن سَبْعَة»
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که می گوید: ما به همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال حدیبیه، یک شتر را از طرف هفت نفر و یک گاو را از طرف هفت نفر قربانی می کردیم.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

در این حدیث جابر بن عبدالله رضی الله عنهما خبر می دهد که آنها در سال حدیبیه به همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم شکرانه هایی را که به همراه داشتند، ذبح کردند؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها دستور داد تا هر هفت نفر در یک شتر یا یک گاو شریک شوند؛ بنابراین هفت نفر از مردان در یک شتر و به همین ترتیب هفت نفر در یک گاو شریک شدند.

مرجع

- منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان، دار ابن الجوزي، ط1 1428ه - تسهيل الالمام، للشيخ صالح الفوزان. طبعة الرسالة، الطبعة الأولى 1427 – 2006 م - فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية - الطبعة الأولى 1427 - 2006م - توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م - بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م - صحيح مسلم, ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء التراث العربي, بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com