عن عبد الله بن عباس رضي الله عنهما قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم فتح مكة: «لا هجرة بعد الفتح، ولكن جهاد ونية. وإذا اسْتُنْفِرْتُم فَانْفِرُوا. وقال يوم فتح مكة: «إن هذا البَلد حَرَّمَهُ الله يوم خلق الله السموات والأرض، فهو حَرَامٌ بحُرْمَةِ الله إلَى يوم القيامة، وإنه لم يحل القتال فيه لِأَحَدٍ قَبْلِي، ولم يَحِلَّ لي إلا ساعة من نهار، حرام بِحرمة الله إلى يوم القيامة، لا يُعْضَدُ شَوْكُهُ، وَلاَ يُنَفَّرُ صَيْدُهُ، وَلاَ يَلْتَقِطُ لُقَطَتَهُ إلا من عَرَّفَهَا، ولاَ يُخْتَلَى خَلاَهُ». فقال العباس: يا رسول الله، إلا الإِذْخِرَ؛ فإنه لِقَيْنِهِمْ وبيوتهم؟ فقال: «إلا الإِذْخِرَ».
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم در روز فتح مکه فرمود: «لا هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ، وَلكنْ جِهَادٌ وَنِيَّةٌ، وَإِذَا اسْتُنْفرِتُمْ فانْفِرُوا» «پس از فتحِ [مکه] ديگر هجرتی [از مکه] وجود ندارد؛ ولی جهاد و نيت باقی است. و هرگاه به جهاد فرا خوانده شديد، به جهاد برويد».
و در این روز فرمود: «إِنَّ هَذَا البَلَدَ حَرَّمَهُ اللَّهُ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ، فَهُوَ حَرَامٌ بِحُرْمَةِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ القِيَامَةِ، وَإِنَّهُ لَمْ يَحِلَّ القِتَالُ فِيهِ لِأَحَدٍ قَبْلِي، وَلَمْ يَحِلَّ لِي إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ، حَرَامٌ بِحُرْمَةِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ القِيَامَةِ، لاَ يُعْضَدُ شَوْكُهُ، وَلاَ يُنَفَّرُ صَيْدُهُ، وَلاَ يَلْتَقِطُ لُقَطَتَهُ إِلَّا مَنْ عَرَّفَهَا، وَلاَ يُخْتَلَى خَلاَهُ»: «الله متعال از روزی که آسمان ها و زمین را خلق نموده، این شهر را حرام کرده است و تا روز قیامت حرام می باشد و پیش از من برای هیچکس جنگیدن در آن حلال نبوده است؛ و برای من جز مدتی در روز حلال نشده بود؛ و الله متعال تا روز قیامت این سرزمین را حرام کرده است؛ نه خاری از آن کنده می شود و نه شکارش ترسانده می شود و هرکس آنچه در آن بیابد بر نمی دارد مگر برای شناساندن آن به دیگران (جهت پیدا شدن صاحبش) و گیاه سبز و تر آن درو نمی شود». ابن عباس گفت: ای رسول خدا، جز گیاه اذخر که از آن در (روشن کردن آتش) آهنگری و (پوشيدن سقف) خانه های شان استفاده می کنند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِلَّا الإِذْخِرَ»: «جز اذخر».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
عبدالله بن عباس رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در روز فتح مکه به ایراد سخنرانی پرداخته و فرموده است: دیگر هجرتی از مکه نخواهد بود؛ چون مکه سرزمین اسلام شده است؛ اما جهاد در راه الله باقی مانده است و کسانی را که خواهان خروج از مکه هستند، به جهاد امر می کند؛ اینکه جهت اطاعت از الله متعال و رسولش و اولوالامر برای جهاد خارج شوند. سپس حرمت مکه را بیان می نماید؛ اینکه حرمت آن از روزی است که الله متعال آسمان ها و زمین را خلق کرده است؛ و حرمت آن برای همه ی پیامبران پیشین بوده و برای همه ی کسانی است که بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهند بود؛ و تنها مدتی از روز برای رسول الله صلی الله علیه وسلم حرام نبوده است و سایر روز حرام بوده است. سپس حرمت مکه را ذکر می کند که خار حرم کنده نمی شود و صید و شکار آن ترسانده نمی شود و کسی حق ندارد گمشده ی افتاده در آن را بردارد مگر اینکه جهت یافتن صاحبش، دیگران را در جریان پیدا کردن آن قرار دهد. و گیاه سبز و تر آن نیز درو نمی شود مگر اذخر که مصلحت اهل مکه را به دنبال داشته است؛ چون آهنگران از این گیاه برای شعله ور کردن آتش در کار خود استفاده می کردند.
مرجع
عمدة الأحكام، تأليف: عبد الغني بن عبد الواحد المقدسي، تحقيق: محمود الأرناؤوط، دار الثقافة العربية ومؤسسة قرطبة، الطبعة الثانية، 1408هـ.
تيسير العلام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق محمد صبحي بن حسن حلاق، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة العاشرة، 1426 هـ.
تأسيس الأحكام شرح عمدة الأحكام، تأليف: أحمد بن يحي النجمي: نسخة إلكترونية لا يوجد بها بيانات نشر.
تنبيه الأفهام شرح عمدة الإحكام، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة الأولى: 1426هـ.
صحيح البخاري ، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري ، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عائشة رضي الله عنها أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «خمسٌ من الدَّوَابِّ كُلُّهُنَّ فَاسِقٌ، يُقْتَلنَ في الحَرَمِ: الغرابُ، وَالحِدَأَةُ، وَالعَقْرَبُ، وَالفَأْرَةُ، وَالكَلْبُ العَقُورُ».
وفي رواية: « يقتل خَمْسٌ فَوَاسِق في الْحِلِّ وَالْحَرَمِ ».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «خَمْسٌ مِنَ الدَّوَابِّ كُلُّهُنَّ فَاسِقٌ، يُقْتَلنَ فِي الْحَرَمِ: الْغُرَابُ، وَالْحِدَأَةُ، وَالْعَقْرَبُ، وَالْفَأْرَةُ، وَالْكَلْبُ الْعَقُورُ»: «پنج نوع حيوان را كه همگی موذی هستند، می توان در حرم كشت و آنها عبارتند از: كلاغ، باز شكاری، عقرب، موش و سگِ هار».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
در این حدیث عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم به کشتن پنج نوع حیوان در حرم یا غیر حرم امر می کند که همگی موذی هستند و اذیت و آزار از صفات آنان می باشد و عبارتند از: كلاغ، باز شكاری، عقرب، موش و سگِ هار.
این پنج نوع حیوان به موذی بودن توصیف شده اند؛ اینکه طبع شان اذیت و آزار و تجاوز در حق دیگران است. و به دلیل متفاوت بودن اذیت و آزار آنها به طور مشخص ذکر شده اند.
این حدیث شامل سایر حیواناتی نیز می شود که همچون آنها اذیت و آزار می رسانند؛ حرم پناهی برای چنین حیواناتی نمی باشد و احرام مانع از کشتن آنها و دور کردن اذیت و آزارشان نمی شود.
مرجع
عمدة الأحكام، تأليف: عبد الغني بن عبد الواحد المقدسي، تحقيق: محمود الأرناؤوط، دار الثقافة العربية ومؤسسة قرطبة، الطبعة الثانية، 1408هـ.
تيسير العلام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق محمد صبحي بن حسن حلاق، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة العاشرة، 1426هـ.
تأسيس الأحكام شرح عمدة الأحكام، تأليف: أحمد بن يحي النجمي: نسخة إلكترونية لا يوجد بها بيانات نشر.
تنبيه الأفهام شرح عمدة الإحكام، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة الأولى: 1426هـ.
صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى 1422هـ.
صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comعن يزيد بن شريك بن طارق، قال: رأيت عليًّا رضي الله عنه على المنبر يخطب، فسمعته يقول: لا والله ما عندنا من كتاب نقرؤه: إلا كتاب الله، وما في هذه الصَّحِيفَةِ، فنشرها؛ فإذا فيها:
أَسْنَانُ الإبل، وأشياء من الجِرَاحَاتِ.
وفيها: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «المدينة حَرَمٌ ما بين عَيْرٍ إلى ثَوْرٍ، فمن أحدث فيها حَدَثًا، أو آوى مُحْدِثًا؛ فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين، لا يقبل الله منه يوم القيامة صَرْفًا ولا عَدْلًا.
ذِمَّةُ المسلمين واحدة، يسعى بها أَدْنَاهُم، فمن أَخْفَرَ مسلما، فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين، لا يقبل الله منه يوم القيامة صَرْفًا ولا عَدْلًا.
ومن ادعى إلى غير أبيه، أو انتمى إلى غير مواليه، فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين؛ لا يقبل الله منه يوم القيامة صَرْفًا ولا عَدْلًا».
از يزيد بن شريک بن طارق روایت است که می گويد: علی رضی الله عنه را در حالِ سخنرانی بر روی منبر ديدم و شنيدم که می گفت: نه، به الله سوگند جز کتاب الله و آنچه در اين صحيفه است، کتاب ديگری نزدمان نيست که آن را بخوانيم. سپس آن صحيفه را باز کرد که در آن دیه ی دندان های شتر و پاره ای از احکامِ جراحات بيان شده بود و در آن آمده بود که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده است: «المَدينَةُ حَرَمٌ مَا بَيْنَ عَيْرٍ إِلَى ثَوْرٍ، فَمَنْ أحْدَثَ فِيهَا حَدَثاً أَوْ آوَى مُحْدِثاً، فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَالمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أجْمَعِينَ، لا يَقْبَلُ اللهُ مِنْهُ يَومَ القِيَامَةِ صَرْفاً وَلا عَدْلاً. ذِمَّةُ المُسْلِمينَ وَاحِدَةٌ، يَسْعَى بِهَا أَدْنَاهُمْ، فَمَنْ أَخْفَرَ مُسْلِماً، فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَالمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ، لا يَقْبَلُ اللهُ مِنْهُ يَومَ القِيَامَةِ صَرْفاً وَلا عَدْلاً. وَمَن ادَّعَى إِلَى غَيرِ أَبيهِ، أَوْ انْتَمَى إِلَى غَيرِ مَوَاليهِ، فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ وَالمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعينَ؛ لا يَقْبَلُ اللهُ مِنْهُ يَومَ القِيَامَةِ صَرْفاً وَلا عَدْلاً»: «مدينه از کوه عير تا کوه ثور حرم است و هرکس در آن بدعتی بياورد يا بدعت گزاری را جای دهد، لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم بر اوست و الله در روز قيامت، هيچ توبه و احسان و فديه ای را از او قبول نمی کند. پيمان مسلمانان يکی است؛ کمترين شان از اين حق برخوردار است - و می تواند به غيرمسلمانان امان دهد -. پس هرکس امان و پيمان مسلمانی را نقض کند، لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم بر اوست و الله در روز رستاخيز، هيچ توبه و احسان و فديه ای را از او قبول نمی کند. هرکس خود را به غير از پدرش يا به غير از آزادکنندگان خود نسبت دهد، لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم بر اوست و الله در روز قيامت، هيچ توبه و احسان و فديه ای را از او قبول نمی کند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
علی رضی الله عنه در حال سخنرانی بر منبر می گوید: به الله سوگند، نزد ما کتابی جز کتاب الله و این کتاب نیست که آن را بخوانیم؛ سپس آن کتاب را باز می کند که در آن دیه ی دندان های شتر و مسائلی در ارتباط با جراحات و احکام آنها نوشته شده است. و در آن آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر داده مدینه مانند مکه حرم است؛ و حدود آن از کوه عیر تا کوه ثور می باشد. بنابراین هرکس در مدینه بدعتی در دین ایجاد کند یا با ارتکاب جرم و جنایت سبب اذیت و آزار مسلمانان و ظلم و ستمی به آنها شود یا اینکه بدعتگزاری را پناه دهد، لعنت الله متعال و ملائکه و همه ی مردم به دنبال اوست؛ لعنت الله متعال بر او، محروم کردن وی از رحمتش می باشد و لعنت ملائکه و همه ی مردم این است که از الله متعال می خواهند او را از رحمتش دور و محروم گرداند. و الله متعال از چنین کسی نه عمل فرضی و نفلی را که انجام داده و نه توبه و فدیه ای را که بپردازد، قبول نمی کند. و امان دادن مسلمان به کافر با شروط معروف آن صحیح است. و چون مسلمانی به کافری امان داد، تعرض به آن کافر حرام است. و هرکس امان مسلمانی را نقض کند و به کافری تعرض نماید که به او امان داده است، لعنت الله متعال و ملائکه و همه ی مردم به دنبال او می باشد؛ و الله متعال از وی هیچ عمل فرض و نفلی که انجام داده و هیچ توبه و فدیه ای را نمی پذیرد. و هرکس خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد، یا برده ی آزاد شده خود را به غیر از آقایش که او را آزاد کرده نسبت دهد، لعنت الله متعال و ملائکه و همه ی مردم به دنبال او می باشد؛ و الله متعال از وی هیچ عمل فرض و نفلی که انجام داده و هیچ توبه و فدیه ای را نمی پذیرد. چون این کار از مصادیق کفر نعمت و ضایع کردن حقوقی در باب ارث و ولاء و دیه و سایر موارد می باشد و با قطع ارتباط و ایجاد کدورت و نافرمانی همراه است.
مرجع
صحيح البخاري -أبو عبد الله محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة الجعفي البخاري - تحقيق محمد زهير بن ناصر الناصر -الناشر : دار طوق النجاة -الطبعة: الأولى 1422هـ.
صحيح مسلم المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، تأليف د/ مصطفى الخن، د/ مصطفى البغا، محيي الدين مستو، علي الشربجي، محمد أمين لطفي، مؤسسة الرسالة، ط:الرابعة عشر1407.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، تأليف سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي.
رياض الصالحين، تأليف محيي الدين النووي، تحقيق عصام موسى هادي، ط: وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية بدولة قطر.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لابن علان، نشر دار الكتاب العربي.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هُريرة رضي الله عنه قال: «لَمَّا فَتَحَ الله -تَعَالَى- عَلَى رَسُولِهِ مَكَّةَ قَتَلَتْ خزاعةُ رَجُلاً مِنْ بَنِي لَيْثٍ بِقَتِيلٍ كَانَ لَهُمْ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، فَقَامَ النبي صلى الله عليه وسلم فَقَالَ: إنَّ الله عَزَّ وَجَلَّ قَدْ حَبَسَ عَنْ مَكَّةَ الْفِيلَ، وَسَلَّطَ عَلَيْهَا رَسُولَهُ وَالْمُؤْمِنِينَ، وَإِنَّهَا لَمْ تَحِلَّ لأَحَدٍ كَانَ قَبْلِي، وَلا تَحِلُّ لأَحَدٍ بَعْدِي، وَإِنَّمَا أُحِلَّتْ لِي سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ، وَإِنَّهَا سَاعَتِي هَذِهِ: حَرَامٌ، لا يُعْضَدُ شَجَرُهَا، وَلا يُخْتَلَى خَلاهَا، وَلا يُعْضَدُ شَوْكُهَا، وَلا تُلْتَقَطُ سَاقِطَتُهَا إلاَّ لِمُنْشِدٍ، وَمَنْ قُتِلَ لَهُ قَتِيلٌ: فَهُوَ بِخَيْرِ النَّظَرَيْنِ: إمَّا أَنْ يَقْتُلَ، وَإِمَّا أَنْ يُودِيَ، فَقَامَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ- يُقَالُ لَهُ: أَبُو شَاهٍ فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله، اُكْتُبُوا لِي فَقَالَ رَسُولُ الله: اُكْتُبُوا لأَبِي شَاهٍ، ثُمَّ قَامَ الْعَبَّاسُ فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله، إلاَّ الإذْخِرَ، فَإِنَّا نَجْعَلُهُ فِي بُيُوتِنَا وَقُبُورِنَا، فَقَالَ رَسُولُ الله: إلاَّ الإِذْخِرَ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: «وقتی الله متعال مکه را برای رسولش فتح نمود، مردم قبیله خزاعه به خونخواهی مردی از آنان که در جاهلیت کشته شده بود، مردی از بنی لیث را کشتند. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم در ميان مردم برخاست و فرمود: «إنَّ الله عَزَّ وَجَلَّ قَدْ حَبَسَ عَنْ مَكَّةَ الْفِيلَ، وَسَلَّطَ عَلَيْهَا رَسُولَهُ وَالْمُؤْمِنِينَ، وَإِنَّهَا لَمْ تَحِلَّ لأَحَدٍ كَانَ قَبْلِي، وَلا تَحِلُّ لأَحَدٍ بَعْدِي، وَإِنَّمَا أُحِلَّتْ لِي سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ، وَإِنَّهَا سَاعَتِي هَذِهِ: حَرَامٌ، لا يُعْضَدُ شَجَرُهَا، وَلا يُخْتَلَى خَلاهَا، وَلا يُعْضَدُ شَوْكُهَا، وَلا تُلْتَقَطُ سَاقِطَتُهَا إلاَّ لِمُنْشِدٍ، وَمَنْ قُتِلَ لَهُ قَتِيلٌ: فَهُوَ بِخَيْرِ النَّظَرَيْنِ: إمَّا أَنْ يَقْتُلَ، وَإِمَّا أَنْ يُودِيَ»: «الله عزوجل مانع حمله ی فيل ها به مکه شد و رسول خود و مؤمنان را بر اهل مکه غالب گردانيد؛ بدانيد که مکه نه برای کسی قبل از من و نه برای کسی بعد از من، حلال نشده است؛ و فقط بخشی از روز برای من حلال شده است. و اکنون مکه حرام گشته است؛ درختش قطع نمی شود، علف های سبزش بريده نمی شود، گياهان خشکش نيز قطع نمی شود و مال پيدا شده در مکه برداشته نمی شود مگر کسی که بخواهد دنبال صاحبش بگردد. و اگر کسی در آن کشته شود، اوليای دم مختارند که: يا ديه (خون بها) بگيرند و يا قاتل را قصاص کنند». در این هنگام مردی از اهالی یمن که به او ابوشاه می گفتند، برخاست و گفت: ای رسول خدا، برای من بنویسید. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «اُكْتُبُوا لأَبِي شَاهٍ»: «برای ابوشاه بنویسید». سپس عباس برخاست و گفت: یا رسول الله، مگر گیاه اذخر، زيرا ما از آن در خانه ها و قبرهای مان استفاده می کنیم. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إلاَّ الإِذْخِرَ»: «مگر اذخر (که کندن آن اشکالی ندارد)».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
ابوهریره رضی الله عنه خبر می دهد که وقتی مکه فتح شد، مردی از خزاعه به خون خواهی شخصی از قبیله آنها که در جاهلیت کشته شده بود، مردی از بنی هذیل را به قتل رساند؛ و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم برخاست و به ایراد سخنان و مطالبی پرداخت که در حدیث ذکر شده است؛ چنانکه حرمت مکه را بیان نمود و اینکه خداوند متعال مانع ورود سپاه فیل به آنجا شد؛ و آن را برای ساعتی از یک روز برای پیامبرش مباح نموده است و منظور از ساعت، همین ساعت معین و مشخص نیست، بلکه منظور زمان و بخشی از روز فتح مکه است، چنانکه مکه از صبح روز فتح تا عصر آن برای رسول الله صلی الله علیه وسلم مباح بود. و خبر داد که پس از این زمان، حرمت آن به حالت قبلی بازگشته است، در نتیجه خارها و علف های خشک آن قطع نمی شود و گیاهان سبز آن بریده نمی شود، یعنی درختان محدوده حرم قطع نشده و گیاهان خشک و علف های آن قطع نمی شود، مگر گیاه اذخر. و مال گمشده آن برداشته نمی شود، مگر اینکه کسی بخواهد به دنبال صاحبش بگردد.
مرجع
صحيح البخاري، تحقيق زهير الناصر، دار طوق النجاة، ط 1422هـ.
صحيح مسلم، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي.
تأسيس الأحكام للنجمي، دار المنهاج ،1427هـ.
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام، دار الصحابة، الشارقة، الطبعة الأولى 1426هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي بكرة -ضي الله عنه- مرفوعاً: «إِنَّ الزمانَ قَدِ اسْتَدَارَ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ خَلَقَ اللهُ السَّمَاوَاتِ والأَرْضَ: السنةُ اثنا عَشَرَ شَهْرًا، منها أربعةٌ حُرُمٌ: ثلاثٌ مُتَوَالِيَاتٌ: ذُو القَعْدَةِ، وذُو الحَجَّةِ، والمحرمُ، ورَجَبُ مُضَرَ الذي بين جُمَادَى وشَعْبَانَ، أَيُّ شَهْرٍ هَذَا؟» قلنا: اللهُ ورسولُهُ أَعْلَمُ، فسكتَ حتى ظننا أنه سَيُسَمِّيهِ بغير اسمه، قال: «أَلَيْسَ ذَا الحَجَّةِ؟» قُلْنَا: بَلَى. قال: «فأَيُّ بَلَدٍ هَذَا؟» قلنا: اللهُ ورسولُهُ أَعْلَمُ، فسكتَ حتى ظننا أنه سُيَسَمِّيهِ بغير اسمه. قال: «أَلَيْسَ البَلْدَةَ؟» قلنا: بلى. قال: «فأَيُّ يَوْمٍ هَذَا؟» قُلْنَا: اللهُ ورسولُهُ أَعْلَمُ، فسكتَ حتى ظَنَنَّا أنه سيسميه بغير اسمه. قال: «أَلَيْسَ يَوْمَ النَّحْرِ؟» قلنا: بَلَى. قال: «فَإِّنَّ دِمَاءَكُمْ وأَمْوَالَكُمْ وأَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ، كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا في بَلَدِكُمْ هَذَا فِي شَهْرِكُمْ هَذَا، وَسَتَلْقَونَ رَبَّكُمْ فَيَسْأَلُكُمْ عَنْ أَعْمَالِكُمْ، أَلَا فَلَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُم رِقَابَ بَعْضٍ، أَلَا لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الغَائِبَ، فَلَعَلَّ بَعْضَ مَنْ يَبْلُغُهُ أَنْ يكونَ أَوْعَى لَهُ مِنْ بَعْضِ مَنْ سَمِعَهُ»، ثُمَّ قال: «أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟» قلنا: نعم. قال: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ».
از ابوبکره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الزَّمَانَ قَدِ اسْتَدَارَ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ والأَرْض: السَّنةُ اثْنَا عَشَر شَهْرًا، مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُم: ثَلاثٌ مُتَوَالِيَات: ذُو الْقعْدة وَذو الْحِجَّةِ، والْمُحرَّم، وَرجُب مُضَرَ الّذي بَيْنَ جُمادَي وَشَعْبَان، أَيُّ شَهْرٍ هَذَا؟»: «زمان به صورتِ اصلی اش، مانندِ روزی درآمده است که الله متعال، آسمان ها و زمين را آفريد؛ هر سال، دوازده ماه می باشد و چهار ماهِ آن حرام است: ذوالقعده، ذوالحجه و محرّم که پُشتِ سرِ هم قرار دارند و رجبِ «مُضَر» که بينِ جمادی (الثانی) و شعبان است. اين چه ماهی است؟» گفتيم: الله و رسولش داناترند. آنگاه سکوت فرمود، به حدی که گمان کرديم نامِ ديگری برايش بيان می کند. فرمود: «أَليْس ذَا الْحِجَّة؟»: «آیا ماه ذوالحجه نیست؟» گفتیم: بله؛ فرمود: «فأَيُّ بلَدٍ هَذَا؟»: «اين چه شهری است؟». گفتيم: الله و رسولش بهتر می دانند. سپس سکوت نمود تا جایی که گمان کرديم نام ديگری برای آن بيان می کند. فرمود: «أَلَيْسَ الْبلْدةَ؟»: « مگر اين جا مکه نيست؟» گفتیم: بله. فرمود: «فَأَيُّ يَومٍ هذَا؟»: «امروز چه روزی است؟». گفتیم: الله و رسولش داناترند. آنگاه سکوت فرمود، تا حدی که گمان کرديم نام ديگری برايش بيان می کند. فرمود: «أَلَيْسَ يَوْمَ النَّحْر؟»: «آیا روز قربانی نیست؟» گفتیم:بله. فرمود: «فإِنَّ دِماءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وأَعْراضَكُمْ عَلَيْكُمْ حرَام، كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا في بَلَدِكُمْ هَذا في شَهْرِكم هَذَا، وَسَتَلْقَوْن ربَّكُم فَيَسْأَلُكُمْ عَنْ أَعْمَالِكُم، أَلا فَلا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْض، أَلاَ لِيُبلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِب، فلَعلَّ بعْض من يبْلغُه أَنْ يَكُونَ أَوْعَى لَه مِن بَعْضِ مَنْ سَمِعه»: «همانا خون و مال و آبروی شما، همانند اين روز و اين ماه و اين سرزمين، حرمت دارند (و تعرض به جان و مال و آبروی يکديگر، بر شما حرام است؛) شما به زودی پروردگارتان را ملاقات می کنيد و شما را درباره ی اعمال تان بازخواست می نمايد. مواظب باشيد که پس از من با زدن گردن یکدیگر کافر نشوید. بدانید هرکس حضور دارد، بايد (اين سخنان را) به کسی که غايب است، برساند؛ چه بسا برخی از کسانی که اين سخنان به آنها می رسد، از برخی شنوندگان حاضر، (اين مسايل را) بهتر دريابند». سپس فرمود: «أَلا هَلْ بَلَّغْت، أَلا هَلْ بلَّغْت؟»: «آيا تبليغ کردم؟ آيا تبليغ کردم؟» گفتيم: بله. فرمود: «اللَّهُمْ اشْهدْ»: «يا الله شاهد باش».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم روز قربانی، در حجة الوداع خطبه می خواند. و خبر می دهد که امسال ترتیب ماه های حرام مصادف است با آنچه الله متعال تشریع نموده است، زیرا در جاهلیت ماه های حرام را تغییر داده و جابجا می کردند؛ چنانکه ماه های حرام را به تاخیر انداخته و ماه حرام را حلال اعلام می کردند و ماه حلال را حرام می دانستند؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان فرمود که هر سال دوازده ماه دارد که عبارتند از: محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذوالقعده و ذوالحجه. و الله متعال از زمان آفرینش آسمان ها و زمین این ماه ها را برای بندگان خویش قرار داده است.
همچنین ایشان بیان فرمود که چهار ماه از این دوازده ماه حرام است که سه تا از این چهار تا پشت سر هم و یکی جداست. سه ماه متوالی عبارتند از: ذوالقعده، ذوالحجه و محرم. الله متعال آنها را حرام کرده که جنگیدن در این ماه ها حرام است و هیچکس حق ندارد در این ماه ها نسبت به دیگری تعدی و تجاوزی داشته باشد؛ زیرا مردم در این ماه ها برای حج به بیت الله سفر می کنند و این از حکمت الله متعال است. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «و رجب طایفه ی مضر که میان جمادی و شعبان قرار دارد»؛ این چهارمین ماه حرام است؛ در جاهلیت مردم در این ماه به عمره می رفتند و ماه رجب را برای عمره و سه ماه دیگر را برای حج انتخاب کرده بودند. در نتیجه این شهر نیز حرام اعلام شد و جنگیدن در آن حرام است چنانکه جنگیدن در ذوالقعده و ذوالحجه و محرم حرام است.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم از صحابه رضی الله عنهم می پرسد: این چه ماهی است؟ این چه شهری است؟ و امروز چه روزی است؟ این سؤالات را می پرسد تا توجه آنها را معطوف به این مسئله ی مهم و بزرگ نماید و می فرماید: "این چه ماهی است؟" و آنها می گویند: الله و رسولش بهتر می دانند؛ آنها بعید می دانستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم از ماهی سؤال نماید که معروف و شناخته شده است و همه می دانستند ذوالحجه است؛ اما از ادبی که داشتتند، نگفتند: این ماه ذوالحجه است؛ زیرا مشخص و معلوم بود، بلکه به حکم ادب گفتند: الله و رسولش بهتر می دانند.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم سکوت می کند؛ زیرا اگر انسان سخنی بگوید، سپس سکوت کند، مردم متوجه و متنبه می شوند؛ از این جهت رسول الله صلی الله علیه وسلم سکوت نمود. ابوبکره می گوید: آنگاه سکوت فرمود، تا حدی که گمان کرديم نام ديگری برايش بيان می کند. سپس فرمود: «آیا ماه ذوالحجه نیست؟» گفتیم: بله؛ فرمود: «اين چه شهری است؟». گفتيم: الله و رسولش بهتر می دانند. آنها می دانستند که مکه است اما ادب و احترام شان نسبت به رسول الله صلی الله علیه وسلم اقتضا می کرد که نگویند: یا رسول الله اینکه معلوم و مشخص است، چطور در مورد آن می پرسی؟ بلکه گفتند: الله و رسولش بهتر می دانند.
سپس سکوت نمود تا جایی که گمان کردند نام ديگری برای آن بيان می کند. آنگاه فرمود: «أَلَيْسَ الْبلْدةَ؟»: «مگر اينجا بلدة نيست؟» بلدة نامی از نامهای مکه است. گفتند: بله. فرمود: «امروز چه روزی است؟». همانند دو مورد پیش گفتند: الله و رسولش داناترند. آنگاه فرمود: «مگر روز قربانی نیست؟» گفتند: بله یا رسول الله. آنها می دانستند که مکه حرام است، ماه ذوالحجه حرام است و روز قربانی حرام است، یعنی هر سه اینها محترم است.
پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «همانا خون و مال و آبروی شما، همانند اين روز و اين ماه و اين سرزمين، حرمت دارند». رسول الله صلی الله علیه وسلم بر حرمت این سه چیز تاکید کرد: جان، مال و آبرو؛ پس هر سه اینها حرام است و حرمت دارند. منظور از خون، جان و پایین تر از آن است. اموال شامل اموال کم و زیاد می شود. آبرو شامل زنا، لواط و قذف می شود و چه بسا غیبت و دشنام را نیز شامل شود. بنابراین هتک حرمت این سه در میان مسلمانان نسبت به هم حرام است. و هیچ مسلمان حق ندارد در رابطه با برادر مسلمانش چنین رفتاری داشته باشد.
سپس فرمود: «مواظب باشيد که پس از من با زدن گردن یکدیگر کافر نشوید». چون اگر مسلمانان گردن یکدیگر را بزنند، کافر می گردند، زیرا جز انسان کافر کس دیگری خون مسلمان را حلال نمی داند.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمان می دهد که حاضران این پیام را به افراد غایب برسانند، یعنی کسانی که حاضرند و این خطبه را شنیده اند، آن را به سایر امت برسانند و رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که چه بسا برخی از کسانی که اين سخنان به آنها می رسد، از برخی شنوندگان حاضر، (اين مسايل را) بهتر دريابند. این وصیت رسول الله صلی الله علیه وسلم وصیتی است برای کسانی که آن روز حضور داشتند و کسانی که تا قیامت می آیند و حدیثش را می شنوند.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم می پرسد: «آيا تبليغ کردم؟ آيا تبليغ کردم؟» و صحابه می گویند: بله. آنگاه می فرماید: «يا الله شاهد باش».
مرجع
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407ه 1987م.
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، نشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: 1426ه.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، ط1، نشر: دار ابن الجوزي، 1415ه.
صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيَّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ -وَكَانَ غَزَا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثِنْتَيْ عَشْرَةَ غَزْوَةً- قَالَ: سَمِعْتُ أَرْبَعًا مِنَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَعْجَبْنَنِي، قَالَ: «لاَ تُسَافِرِ المَرْأَةُ مَسِيرَةَ يَوْمَيْنِ إِلَّا وَمَعَهَا زَوْجُهَا أَوْ ذُو مَحْرَمٍ، وَلاَ صَوْمَ فِي يَوْمَيْنِ: الفِطْرِ وَالأَضْحَى، وَلاَ صَلاَةَ بَعْدَ الصُّبْحِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ، وَلاَ بَعْدَ العَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ، وَلاَ تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَّا إِلَى ثَلاَثَةِ مَسَاجِدَ: مَسْجِدِ الحَرَامِ، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى، وَمَسْجِدِي هَذَا».
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ - که همراه با پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در دوازده غزوه شرکت کرده بود - روایت است که گفت: چهار چیز از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که مرا خوشحال و شگفتزده نمود؛ فرمودند: «لاَ تُسَافِرِ المَرْأَةُ مَسِيرَةَ يَوْمَيْنِ إِلَّا وَمَعَهَا زَوْجُهَا أَوْ ذُو مَحْرَمٍ، وَلاَ صَوْمَ فِي يَوْمَيْنِ: الفِطْرِ وَالأَضْحَى، وَلاَ صَلاَةَ بَعْدَ الصُّبْحِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ، وَلاَ بَعْدَ العَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ، وَلاَ تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَّا إِلَى ثَلاَثَةِ مَسَاجِدَ: مَسْجِدِ الحَرَامِ، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى، وَمَسْجِدِي هَذَا»: «زن مسیر دو روز را به سفر نمیرود مگر آنکه همسرش یا محرمی همراه او باشد؛ و در دو روز، روزه روا نیست: فطر و قربان؛ و پس از [نماز] صبح، نمازی نیست تا آنکه خورشید طلوع کند و پس از [نماز] عصر، تا آنکه خورشید غروب کند؛ و بار سفر بسته نمیشود مگر به سوی سه مسجد: مسجد الحرام و مسجد الاقصی و این مسجد من».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از چهار امر نهی کردند:
نخست: منع زن از سفری که مسافت آن مسیر دو روز باشد، بدون همسر یا یکی از محارمش؛ و منظور از محرم کسی است که ازدواج با او تا ابد حرام است، مانند پسر یا پدر یا برادرزاده یا خواهرزاده و عمو و دایی و مانند آنها.
دوم: نهی از روزه در روز عید فطر یا قربان، چه این روزه نذری باشد یا روزهٔ تطوع یا روزهٔ کفاره.
سوم: نهی از نماز نفلی پس از نماز عصر تا آنکه خورشید غروب کند و پس از نماز صبح تا آنکه خورشید طلوع کند.
چهارم: نهی از سفر به جایی از روی اعتقاد به فضیلت آن یا اعتقاد به چند برابر شدن ثواب جز در مورد مساجد سهگانه. بنابراین به قصد نماز خواندن در جایی بار سفر بسته نمیشود مگر به این سه مسجد؛ زیرا اجر و پاداش چند برابر نمیشود مگر در مسجد الحرام و مسجد نبوی و مسجد الاقصی.
فواید
- جایز نبودن سفر زن بدون محرم.
- در سفر، زن محرم زنی دیگر نیست، زیرا پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «شوهرش یا کسی که با او محرم است».
- زن از رفتن به هر مسافتی که سفر نامیده شود بدون همسر یا محرم منع میشود و این حدیث بر اساس وضعیت سوال کننده و محل زندگی او بوده است.
- مَحرمِ زن، شوهر اوست یا کسی که ازدواج با او تا ابد حرام است که این تحریم یا از روی قرابت است مانند پدر و فرزند و عمو و دایی؛ یا به سبب شیردهی و رضاعت است، مانند پدر شیری و عموی شیری، یا به سبب دامادی، مانند پدر شوهر؛ و این محرم باید مسلمان و بالغ و عاقل و مورد اعتماد باشد زیرا هدف از همراهی محرم، حمایت و صیانت از زن و انجام امور اوست.
- اهتمام شریعت اسلامی به زنان و حمایت و صیانت از آنان.
- درست نبودن نماز مستحب مطلق، پس از نماز صبح و عصر. قضای فرایض فوت شده و نمازهایی که سبب دارند مانند تحیت المسجد و مانند آن مستثنیٰ هستند.
- خواندن نماز پس از طلوع خورشید حرام است، بلکه باید صبر کرد تا خورشید به اندازهٔ یک نیزه بلند شود که حدودا به اندازهٔ ده تا پانزده دقیقه طول میکشد.
- وقت نماز عصر تا غروب خورشید ادامه دارد.
- جایز بودن سفر به قصد مساجد سهگانه.
- فضیلت مساجد سهگانه و مزیت آن بر دیگر مساجد.
- عدم جواز سفر برای زیارت قبور حتی قبر پیامبر صلی الله علیه وسلم؛ و زیارت ایشان برای کسانی که در مدینه هستند یا به قصد مشروع و جایز دیگری به آنجا رفتهاند، جایز است.
مرجع
صحيح البخاري (3/ 43) (1995).
صحيح مسلم (2/ 975) (827).
فتح الباري شرح صحيح البخاري، لابن حجر العسقلاني (4/ 75).
توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، للبسام (3/ 544).
فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، لابن عثيمين (3/ 311).
سبل السلام، لمحمد الصنعاني (1/ 598).
مجموع فتاوى ومقالات، لابن باز(6/ 321).
الشرح الممتع على زاد المستقنع، لابن عثيمين (6/ 516).
شرح سنن أبي داود، عبد المحسن العباد (65/ 8 بترقيم الشاملة آليا).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com