عمر ـ رضی الله عنه ـ خبر میدهد که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ مردی را دید که وضویش را به پایان رسانده است، اما به اندازهٔ یک ناخن بر روی پایش باقی مانده که آب وضو به آن نرسیده است، پس با اشاره به محلی که آب به آن نرسیده، خطاب به او فرمود: برگردد و به خوبی وضو بگیر و آن را کامل کن و حق هر عضو از آب را ادا کن؛ پس آن مرد برگشت و وضویش را کامل کرد و سپس نماز خواند.
- وجوب مبادرت به امر کردن به معروف و ارشاد جاهل و غافل، به ویژه اگر آن منکر باعث باطل شدن عبادتش شود.
- وجوب رساندن آب به همهٔ اعضای وضو؛ و اگر به قسمتی از عضو آب نرسد - حتی اگر ناچیز باشد - وضویش درست نیست و اگر مدت زیادی از وضو گذشته باشد، باید از نو وضو بگیرد.
- مشروعیت خوب وضو گرفتن که با کامل انجام دادن وضو و رساندن آب به همهٔ اعضا به گونهای میسر میباشد که شریعت به آن امر نموده است.
- پاها از اعضای وضو هستند و مسح آنها کافی نیست، بلکه باید حتما شسته شوند.
- شستن اعضای وضو باید پشت سر هم انجام شود، یعنی هر عضو پیش از آنکه عضو قبلی خشک شود، شسته شود.
- فراموشی و ندانستن باعث اسقاط واجب نمیشود و بلکه باعث گناهکار نشدن شخص میشود. در این مورد، پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ واجب را از مردی ساقط نکرد که به سبب جهل وضویش کامل نبود، بلکه به او امر کرد که آن را از نو انجام دهد.
صحيح مسلم (1/ 215) (243). توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، لعبد الله البسام (1/ 247). شرح سنن أبي داود، لعبد المحسن العباد (29/ 13 بترقيم الشاملة آليا).