پرش به محتوا
احادیث با شرح

همسران پيامبر صلى الله عليه و سلم و اوضاع درون منزلش

۱۴ حدیث

نمی خواستم راز رسول الله صلى الله عليه وسلم را فاش کنم. البته اگر رسول الله صلى الله عليه وسلم از تصميمش منصرف می شد و با حفصه ازدواج نمی کرد، او را به عنوان همسر می پذيرفتم.

عن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما أَنَّ عمرَ رضي الله عنه حِينَ تَأَيَّمَت بِنتُهُ حَفصَة، قَالَ: لَقِيتُ عثمانَ بن عفان رضي الله عنه فَعَرَضتُ عَلَيه حَفصَة، فَقُلتُ: إِنْ شِئْتَ أَنكَحْتُكَ حَفصَةَ بِنتَ عُمَر؟ قَال: سَأَنظُر فِي أَمْرِي، فَلَبِثتُ لَيَالِيَ ثُمَّ لَقِيَنِي، فَقَال: قَدْ بَدَا لِي أَنْ لاَ أَتَزَوَّجَ يَومِي هَذَا، فَلَقِيتُ أَبَا بَكر رضي الله عنه فقُلتُ: إِنْ شِئْتَ أَنْكَحْتُكَ حَفصَةَ بِنتَ عُمَرَ، فَصَمَتَ أَبُو بَكر رضي الله عنه فَلَم يَرجِعْ إِلَيَّ شَيئًا! فَكُنْتُ عَلَيهِ أَوْجَدَ مِنِّي عَلَى عُثمَانَ، فَلَبِثَ لَيَالِيَ ثُمَّ خَطَبَهَا النَّبِي -صلَّى الله عليه وسلَّم- فَأَنْكَحْتُهَا إِيَّاهُ، فَلَقِيَنِي أَبُو بَكر، فقَال: لَعَلَّكَ وَجَدتَ عَلَيَّ حِينَ عَرَضْتَ عَلَيَّ حَفصَةَ فَلَمْ أرْجِع إِلَيكَ شَيئًا؟ فَقُلتُ: نَعَم، قَالَ: فَإِنَّهُ لَمْ يَمْنَعْنِي أَنْ أرْجِع إِلَيكَ فِيمَا عَرَضتَ عَلَيَّ إِلاَّ أَنِّي كُنتُ عَلِمْتُ أَنَّ النبِيَّ -صلَّى الله عليه وسلَّم- ذَكَرَهَا، فَلَم أَكُن لِأُفْشِي سِرَّ رسُولَ الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- وَلَو تَرَكَهَا النبيُّ -صلَّى الله عليه وسلم- لَقَبِلتُهَا.
عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت می کند: هنگامی که حفصه دختر عمر رضی الله عنها بيوه شد، عمر رضی الله عنه گفت: عثمان بن عفان رضی الله عنه را ديدم و ازدواج با حفصه را به او پيشنهاد کردم و گفتم: اگر بخواهی، حفصه دختر عمر را به ازدواج تو در می آورم. پاسخ داد: در اين باره فکر می کنم. چند شب منتظر ماندم؛ آنگاه عثمان نزدم آمد و گفت: برايم روشن شد که بهتر است فعلاً ازدواج نکنم. سپس ابوبکر را ديدم و به او گفتم: اگر بخواهی حفصه دختر عمر را به ازدواج تو درمی آورم. ابوبکر رضی الله عنه سکوت کرد و پاسخی به من نداد. لذا بيشتر از عثمان، از ابوبکر ناراحت شدم. چند شب منتظر ماندم که پس از آن رسول الله صلى الله عليه وسلم از حفصه خواستگاری کرد و حفصه را به ازدواج ایشان درآوردم. آنگاه ابوبکر مرا ديد و گفت: شاید هنگامی که ازدواج با حفصه را به من پيشنهاد کردی و من پاسخی به تو ندادم، از من ناراحت شدی؟ گفتم: بله. ابوبکر رضی الله عنه گفت: تنها چيزی که مرا از پاسخ دادن به تو باز داشت، اين بود که می دانستم رسول الله صلى الله عليه وسلم از تصميمش درباره ی ازدواج با حفصه سخن گفته است و نمی خواستم راز رسول الله صلى الله عليه وسلم را فاش کنم. البته اگر رسول الله صلى الله عليه وسلم از تصميمش منصرف می شد و با حفصه ازدواج نمی کرد، او را به عنوان همسر می پذيرفتم.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

در این حدیث، عبدالله بن عمر رضی الله عنهما خبر می دهد: وقتی حفصه دختر عمر رضی الله با وفات شوهرش خنیس بن حذافه سهمی برادر عبدالله بن حذافه در مدینه بیوه شد - مرگ وی در اثر زخمی بود که در احد برداشته بود؛ وی از جمله اولین نفراتی بود که اسلام آورده و به حبشه هجرت کرد - عمر رضی الله عنه گفت: "عثمان بن عفان را ملاقات نمودم." یعنی بعد از اینکه همسر عثمان، رقیه دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم فوت کرده بود، عثمان را ملاقات کردم؛ عمر می گوید: "حفصه را برای ازدواج به او پیشنهاد دادم." چنین رفتاری گویای این مهم است که انسان می تواند ازدواج با دخترش را به فردی نیک و صالح پیشنهاد دهد؛ و به عبارت دیگر از چنین فردی برای دخترش خواستگاری کند. و هیچ ایرادی به آن وارد نیست چنانکه امام بخاری به این مساله اشاره دارد. عمر می گوید: "گفتم: اگر بخواهی حفصه دختر عمر را به ازدواج تو در می آورم." عمر رضی الله عنه با اسلوب شرطی این پیشنهاد را مطرح می کند که به مخاطب آزادی کامل در انتخاب می دهد؛ و سخن گفتن به این شیوه مصداق بیانِ تشویقی و تشویق به پاسخ مثبت می باشد. و از این جهت دخترش را به خود نسبت می دهد و می گوید: «حفصه دختر عمر» تا یادآور شود وی دختر عمری است که او را می شناسی و جایگاهش را می دانی. اما پاسخ عثمان این است: «در این مورد فکر می کنم». یعنی در مورد وضعیت خودم فکر می کنم که آیا الان ازدواج کنم یا مساله ازدواج را فعلا به تاخیر بیندازم. عمر می گوید: چندین شب منتظر پاسخ عثمان ماندم و پس از ملاقات با او گفت: "به این نتیجه رسیدم که فعلا ازدواج نکنم." به این صورت پاسخ داد تا این توهم ایجاد نشود که دیگر هرگز نمی خواهد ازدواج کند؛ کاری که از آن نهی شده است. عمر می گوید: "پس از آن ابوبکر صدیق رضی الله عنه را دیدم و به او گفتم: اگر بخواهی حفصه دختر عمر را به ازدواج تو در می آورم؛ که ابوبکر ساکت شد." ابوبکر عمدا پاسخی نداد و دلیل محکمی برای این رفتار داشت. عمر می گوید: "از ابوبکر بسیار بیشتر از عثمان ناراحت شدم." چون عثمان پاسخی به پیشنهادش داد اما ابوبکر صدیق هیچ پاسخی نداد. "چندین شب منتظر ماندم که رسول الله صلی الله علیه وسلم از حفصه خواستگاری نمود و او را به ازدواج ایشان درآوردم. و پس از آن ابوبکر مرا دید." یعنی بعد از اینکه حفصه را به ازدواج رسول الله صلی الله علیه وسلم درآوردم و دیگر ممنوعیتی برای بیان حقیقت نبود، ابوبکر به دیدارم آمد و جهت بیان عذرش در عدم پاسخگویی به عمر و به دست آوردن دل او گفت: «شاید». و از این کلمه استفاده کرد چون به اخلاق نیک عمر اعتماد داشت و می دانست که به این سبب ناراحت نمی شود. اما اینکه عمر ناراحت شد، بر حسب سرشت و طبیعت آدمی بود. ابوبکر گفت: "شاید هنگامی که ازدواج با حفصه را به من پيشنهاد کردی و من پاسخی به تو ندادم، از من ناراحت شدی؟". و عمر گفت: بله ناراحت شدم. و این پاسخ عمر، هم خبر از واقعیت بود و هم راستگویی. این بود که ابوبکر صدیق گفت: "تنها چيزی که مرا از پاسخ دادن به تو باز داشت، اين بود که می دانستم رسول الله صلى الله عليه وسلم از تصميمش درباره ی ازدواج با حفصه سخن گفته است". یعنی من می خواستم با حفصه ازدواج کنم؛ شاید رسول الله صلی الله علیه وسلم در حضور ابوبکر و نه هیچکس دیگری، از تمایل خود به خواستگاری از حفصه سخن گفته باشد و به همین دلیل ابوبکر آن را رازی ذکر می کند که افشای آن روا نیست. بنابراین می گوید: "نمی خواستم راز رسول الله صلى الله عليه وسلم را فاش کنم". یعنی نمی خواستم سخنی را که با من در میان گذاشته بود، آشکار کنم. "البته اگر رسول الله صلى الله عليه وسلم از تصميمش منصرف می شد و با حفصه ازدواج نمی کرد، او را به عنوان همسر می پذيرفتم" چون در این صورت خواستگاری از کسی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد او سخن گفته، برای کسی که در جریان بوده، حرام است. و این حاوی درس تربیتی برای مسلمانان می باشد که شایسته و لازم است راز دیگران پنهان بماند و در پنهان نمودن آن مبالغه صورت گیرد و نباید در مورد آن به گونه ای سخن گفته شود که منجر به فاش شدن بخشی از آن گردد.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425هـ. رياض الصالحين، للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم از دنيا رفت، در خانه ام اين مقدار غذا هم نبود که يک موجود زنده بخورد، جز مقداری جو که در طاقچه ی خانه ام بود؛ مدتی طولانی از آن می خوردم تا اينکه آن را پيمانه (وزن) کردم و پس از آن تمام شد.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: تُوُفِّيَ رسول الله صلى الله عليه وسلم وما في بيتي من شيء يَأكُلُهُ ذُو كَبدٍ إلا شَطْرُ شَعير في رَفٍّ لي، فأكَلتُ منه حتى طال عليَّ، فَكِلْتُهُ فَفَنِيَ.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم از دنيا رفت، در خانه ام اين مقدار غذا هم نبود که يک موجود زنده بخورد، جز مقداری جو که در طاقچه ی خانه ام بود؛ مدتی طولانی از آن می خوردم تا اينکه آن را پيمانه (وزن) کردم و پس از آن تمام شد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی از دنیا رفت که در خانه اش جز اندکی جو نبوده است. و ایشان همواره از این مقدار جویی مصرف می کرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم باقی گذاشته بود؛ اما زمانی که آنها را وزن نمود، تمام شدند. و این دلیلی بر استمرار برکت رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن غذای اندک می باشد که وزن و پیمانه نمی شد؛ و این خود دال بر توکل است. اما پیمانه و وزن به هنگام معامله امری مطلوب است تا هریک از دو طرف به حق خود برسند؛ اما وزن کردن به هنگام انفاق کار مناسبی نیست.

مرجع

كنوز رياض الصالحين، أ.د. حمد بن ناصر بن عبد الرحمن العمار، دار كنوز إشبيليا، الطبعة الأولى: 1430 هـ. بهجة الناظرين، الشيخ: سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي. نزهة المتقين، د. مصطفى سعيد الخن، د. مصطفى البغا، محيي الدين مستو، علي الشرجبي، محمد أمين لطفي، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة الأولى: 1397 هـ 1977 م، الطبعة الرابعة عشرة 1407 هـ 1987م. شرح صحيح البخاري لابن بطال، المؤلف: ابن بطال أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، دار النشر: مكتبة الرشد - السعودية، الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م. رياض الصالحين، د. ماهر بن ياسين الفحل، الناشر: دار ابن كثير للطباعة والنشر والتوزيع، دمشق - بيروت، الطبعة: الأولى، 1428 هـ - 2007 م. صحيح مسلم، المؤلف: مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت. صحيح البخاري، المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ. المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، المؤلف: أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف النووي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1392.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلى الله عليه وسلم در خانه اش چه می کرد؟ عايشه رضی الله عنها فرمود: «در خدمتِ خانواده اش بود - و به آنها کمک می کرد. - و چون وقتِ نماز می شد، به نماز می رفت».

عَنِ الأَسْوَدِ بنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ عَائِشَةَ مَا كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَصْنَعُ فِي بَيْتِهِ؟ قَالَتْ: كَانَ يَكُونُ فِي مِهْنَةِ أَهْلِهِ -تَعْنِي خِدْمَةَ أَهْلِهِ-، فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلاَةُ خَرَجَ إِلَى الصَّلاَةِ.
از اسود بن يزيد روایت است که می گويد: از عايشه رضی الله عنها سؤال شد: رسول الله صلى الله عليه وسلم در خانه اش چه می کرد؟ عايشه رضی الله عنها فرمود: «در خدمتِ خانواده اش بود - و به آنها کمک می کرد. - و چون وقتِ نماز می شد، به نماز می رفت».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم از تواضعی که داشت در خانه به خانواده کمک می کرد؛ شیر گوسفند می دوشید و کفش تعمیر می کرد و خانواده اش را در خانه خدمت می کرد. چنانکه وقتی عایشه رضی الله عنها سوال می شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم در خانه چه می کند؟ می گوید: به خانواده اش کمک می کند. تواضع در اعمال و کردار و دوری از رفاه و راحت طلبی از اخلاق پیامبران بوده است.

مرجع

صحيح البخاري (1/ 136) (676). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 660). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (3/ 526). شرح صحيح البخاري، لابن بطال (2/ 296). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 516).

این حدیث در HadeethEnc.com

از الله بترس و همسرت را برای خود نگه دار.

عن أنس بن مالك رضي الله عنه قال: جاء زيدُ بنُ حارثة يشكو، فجعل النبيُّ صلى الله عليه وسلم يقول: «اتَّقِ اللهَ، وأمسِكْ عليك زوجَك»، قال أنس: لو كان رسولُ الله صلى الله عليه وسلم كاتمًا شيئًا لكتم هذه، قال: فكانت زينبُ تَفْخرُ على أزواج النبي صلى الله عليه وسلم تقول: زوَّجَكنَّ أهاليكنَّ، وزوَّجني اللهُ تعالى من فوق سبع سموات، وعن ثابت: {وتُخفي في نفسِك ما اللهُ مُبْدِيهِ وتخشى الناسَ} [الأحزاب: 37]، «نزلت في شأن زينبَ وزيد بن حارثة».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: زید بن حارثه آمده و شکایت نمود. و رسول الله صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «اتَّقِ اللهَ، وأمسِكْ عليك زوجَك»: «از الله بترس و همسرت را برای خود نگه دار». انس گفت: اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم می خواست چیزی را کتمان نماید، این را پنهان می کرد. راوی می گوید: زینب بر همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم فخر نموده و می گفت: شما را خانواده های تان به ازدواج درآورده اند و مرا الله متعال از بالای هفت آسمان. و از ثابت روایت است که می گوید: «وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ» [الأحزاب: 37] «و در دل خویش چیزی را [در مورد ازدواج با زینب پس از طلاقش] پنهان می داشتی که الله آشکارکننده ی آن بود و [چون این ازدواج، با سنت های جاهلى مغایربود] از [سرزنشِ] مردم می ترسیدی» در شأن زینب و زید بن حارثه نازل شده است.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

زید بن حارثه رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد تا از همسرش زینب بنت جحش رضی الله عنها شکایت نموده و در رابطه با طلاق دادن او با ایشان مشورت نماید؛ و الله متعال پیش از اینکه زید همسرش را طلاق دهد، به پیامبرش وحی کرده بود که بزودی با زینب ازدواج خواهد کرد. وقتی زید نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و در مورد طلاق زینب با ایشان مشورت کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «ای زید از الله بترس و و همسرت را نزد خود نگه دار»؛ پس الله متعال ایشان را سرزنش نموده و فرمود: «وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا» [احزاب: 37] «[به یاد آور] وقتی به [زید بن حارثه] - كسى که الله به او نعمت [اسلام] داده بود و تو نعمت [آزادى] به او بخشیده بودى [به نصیحت] مى‏ گفتى: همسرت را نزد خویش نگه دار و از الله بترس و در دل خود چیزی را [در مورد ازدواج با زینب پس از طلاقش] پنهان می داشتی که الله آشکارکننده ی آن بود و [چون این ازدواج، با سنت های جاهلى مغایر بود] از [سرزنشِ] مردم می ترسیدی؛ حال آنکه الله سزاوارتر است که از او بترسی. پس هنگامی که زید نیازش را از وی به پایان بُرد [و طلاقش داد]، او را به ازدواج تو درآوردیم». چیزی که رسول الله پنهان می کرد این بود که از ترس سخنان مردم نمی خواست با او ازدواج کند، زیرا مردم بر ایشان خرده می گرفتند که با زن فرزندخوانده ی خود ازدواج کرده است. انس رضی الله عنه می گوید: "اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم می خواست چیزی را کتمان نماید، این مساله را کتمان می کرد" یعنی: اگر به فرض محال شرعا می توانست چیزی از وحی را کتمان نماید، این آیه را کتمان می کرد؛ اما این مسئله اتفاق نیفتاد و از نظر شرعی رخ دادن آن ممتنع و محال است. و این آیه یکی از بزرگترین دلایل صدق و راستی رسالت رسول الله صلی الله علیه وسلم برای کسی است که در آن تامل کند. زیرا الله متعال از چیزی خبر می دهد که از ترس مردم در ضمیر ایشان نهان بود؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم با وجود سرزنشی که در این آیه نسبت به ایشان وجود دارد، آن را چنانکه الله متعال فرموده، ابلاغ می کند. بر خلاف انسان دروغگو که سعی می کند تا هر چیز ناپسندی را از خود دور نماید. همانند این آیه، آیه ی «عَبَسَ وَتَوَلَّى» و آیات مشابه آن در قرآن کریم می باشد. انس رضی الله عنه می گوید: "زینب بر همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم فخر می نمود"؛ زینب ازدواج خود با رسول الله صلی الله علیه وسلم را به فرمان الله دانسته و آن را از بزرگترین فضایل خود به شمار می آورد و بر این باور بود که هیچیک از زنان پیامبر از چنین فضیلتی برخوردار نیست. به این سبب می گفت: "شما را خانواده های تان به ازدواج درآورده اند و مرا الله متعال از بالای هفت آسمان"؛ از این بخش حدیث، صفت علو و بالا بودن الله متعال ثابت می شود و اینکه مؤمنان به این صفت ایمان داشتند و این یک امر مسلم و واضح در میان مسلمانان، بلکه در میان عموم مخلوقات است، مگر در مورد کسی که فطرتش تغییر کرده باشد. این صفت از جمله صفاتی است که هم نقل، هم عقل و هم فطرت بر آن تصریح دارند، البته نزد همه ی کسانی که فطرت شان منحرف نشده باشد. و اینکه می گوید: "مرا الله به ازدواج رسول در آورده است" یعنی: الله متعال به رسولش فرمان داد که او را به ازدواج خویش درآورد، آنجا که فرمود: «فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا»؛ و الله متعال متولی عقد ازدواج زینب با رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.

مرجع

صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه. شرح كتاب التوحيد من صحيح البخاري، لعبد الله بن محمد الغنيمان، الناشر: مكتبة الدار، المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، 1405 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

از ام المومنین عایشه رضی الله عنها سوال شد: رسول الله صلی الله علیه وسلم در خانه چه می کرد؟ فرمود: او نیز همچون سایر انسان ها بود، لباسش را خودش تمیز می کرد و گوسفندش را می دوشید و کارهای شخصی اش را انجام می داد.

عن عائشة رضي الله عنها ، أنها سُئلتْ ما كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يَعْمل في بيته؟ قالت: «كان بشرًا مِن البشر يَفْلي ثوبَه، ويَحْلِب شاتَه، ويَخْدِم نفْسَه».
از عایشه رصی الله عنها روایت است که از ایشان در مورد رفتار رسول الله صلی الله علیه وسلم در خانه سوال شد؛ فرمود: او نیز همچون سایر انسان ها بود، لباسش را خودش تمیز می کرد و گوسفندش را می دوشید و کارهای شخصی اش را انجام می داد.
به روایت احمددرجهصحیح است
شرح

ام المومنین عایشه رضی الله عنها در مورد عملکرد رسول الله صلی الله علیه وسلم و رفتار ایشان در خانه سوال می شود که در پاسخ می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم هم فردی از افراد بشر بود که شپش و اسباب اذیت و آزار را از لباسش جدا می کرد و گوسفندش را می دوشید و کارهای شخصی اش را خود انجام می داد. و این موارد را به عنوان مثال ذکر می کند.

مرجع

- مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م. - مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م. - سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، تأليف محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى، لمكتبة المعارف. - طرح التثريب في شرح التقريب, أبو الفضل زين الدين عبد الرحيم بن الحسين العراقي الطبعة المصرية القديمة. - فيض القدير شرح الجامع الصغير, زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي ثم المناوي القاهري , الناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر, الطبعة: الأولى، 1356.

این حدیث در HadeethEnc.com

رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران رسول الله صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم. هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم گوسفندی سر می بُريد، می فرمود: «آن را برای دوستان خديجه بفرستيد».

عن عائشة رضي الله عنها قالت: ما غِرْتُ على نساء النبي صلى الله عليه وسلم إلا على خديجة، وإني لم أُدركها، قالت: وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا ذبح الشاة، فيقول: «أرسلوا بها إلى أصدقاء خديجة»، قالت: فأغضبتُه يوما، فقلتُ: خديجة، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إني قد رُزِقْتُ حُبَّها».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران رسول الله صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم. هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم گوسفندی سر می بُريد، می فرمود: «أَرْسِلُوا بِهَا إِلى أَصْدِقَاءِ خَدِيجةَ»: «آن را برای دوستان خديجه بفرستيد». عایشه رضی الله عنها می گوید: روزی ناراحت شدم و گفتم: خدیجه؛ (همیشه ستایش خدیجه است!) رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنِّي قَدْ رُزِقْتُ حُبَّهَا»: «محبت او به من روزی شده است».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که بر هیچیک از همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم مانند خدیجه رضی الله عنها رشک نبرده است؛ با اینکه خدیجه قبل از اینکه عایشه با رسول الله صلی الله علیه وسلم ازدواج کند، از دنیا رفته بود؛ و چون رسول الله صلی الله علیه وسلم گوسفندی را ذبح می کرد، از آن برای دوستان خدیجه می فرستاد؛ باری عایشه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم ناراحت شده و به ایشان می گوید: زیاد از خدیجه یاد می کند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که الله متعال محبت خدیجه را روزی ایشان کرده است.

مرجع

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423 هـ. إكمال المعلم بفوائد مسلم، عياض بن موسى اليحصبي السبتي، المحقق: يحيى إسماعيل، الناشر: دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزيع، مصر، الطبعة: الأولى، 1419هـ، 1998م.

این حدیث در HadeethEnc.com

تا خدیجه زنده بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم با کسی ازدواج نکرد.

عن عائشة رضي الله عنها ، قالت: «لم يتزوج النبي صلى الله عليه وسلم على خديجة حتى ماتت».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: تا خدیجه زنده بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم با کسی ازدواج نکرد.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

تا خدیجه رضی الله عنها زنده بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم با کسی دیگر ازدواج نکرد؛ و این بیانگر جایگاه خدیجه رضی الله عنها نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد؛ و ایشان اولین همسر رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند.

مرجع

صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. فتح الباري شرح صحيح البخاري، لابن حجر العسقلاني، تحقيق: محب الدين الخطيب، نشر: دار المعرفة-بيروت، 1379ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

«ای عایشه، این جبریل است که به تو سلام می رساند». پس گفتم: و بر او باد سلام و رحمت و برکات الله؛ و به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: چیزی را می بینی که من نمی بینم.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم يومًا: «يا عائش، هذا جبريل يُقرِئك السلام» فقلت: وعليه السلام ورحمة الله وبركاته، تَرى ما لا أَرى. تريد رسول الله صلى الله عليه وسلم .
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «يَا عَائِشُ هَذَا جِبْرِيلُ يُقرِئك السَّلَامَ»: «ای عایشه، این جبریل است که به تو سلام می رساند». پس گفتم: و بر او باد سلام و رحمت و برکات الله؛ و به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: چیزی را می بینی که من نمی بینم.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم به عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که جبریل به او سلام کرده است؛ و عایشه رضی الله عنها در پاسخ می گوید: وعليه السلام ورحمة الله وبركاته؛ ای رسول الله تو چیزی را می بینی که من نمی بینم؛ منظورش این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم جبریل را می بیند و عایشه او را نمی بیند.

مرجع

- صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه. - صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. - إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري، لأحمد بن محمد بن أبى بكر بن عبد الملك القسطلاني القتيبي المصري، الناشر: المطبعة الكبرى الأميرية، مصر، الطبعة: السابعة، 1323 هـ. - منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري, حمزة محمد قاسم, راجعه: الشيخ عبد القادر الأرناؤوط, مكتبة دار البيان، دمشق - الجمهورية العربية السورية، مكتبة المؤيد، الطائف - المملكة العربية السعودية, 1410 هـ - 1990 م.

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۱۴
۱۴ حدیث
  1. نمی خواستم راز رسول الله صلى الله عليه وسلم را فاش کنم. البته اگر رسول الله صلى الله عليه وسلم از تصميمش منصرف می شد و با حفصه ازدواج نمی کرد، او را به عنوان همسر می پذيرفتم.
  2. وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم از دنيا رفت، در خانه ام اين مقدار غذا هم نبود که يک موجود زنده بخورد، جز مقداری جو که در طاقچه ی خانه ام بود؛ مدتی طولانی از آن می خوردم تا اينکه آن را پيمانه (وزن) کردم و پس از آن تمام شد.
  3. رسول الله صلى الله عليه وسلم در خانه اش چه می کرد؟ عايشه رضی الله عنها فرمود: «در خدمتِ خانواده اش بود - و به آنها کمک می کرد. - و چون وقتِ نماز می شد، به نماز می رفت».
  4. از الله بترس و همسرت را برای خود نگه دار.
  5. از ام المومنین عایشه رضی الله عنها سوال شد: رسول الله صلی الله علیه وسلم در خانه چه می کرد؟ فرمود: او نیز همچون سایر انسان ها بود، لباسش را خودش تمیز می کرد و گوسفندش را می دوشید و کارهای شخصی اش را انجام می داد.
  6. رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران رسول الله صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم. هرگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم گوسفندی سر می بُريد، می فرمود: «آن را برای دوستان خديجه بفرستيد».
  7. تا خدیجه زنده بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم با کسی ازدواج نکرد.
  8. «ای عایشه، این جبریل است که به تو سلام می رساند». پس گفتم: و بر او باد سلام و رحمت و برکات الله؛ و به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: چیزی را می بینی که من نمی بینم.
  9. مردان زيادی به كمال رسيده اند اما از زنان، فقط آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران به كمال رسيده اند. و همانا برتری عايشه بر ساير زنان مانند برتری تريد (نانی كه در آبگوشت خرد شده باشد) بر ساير غذاهاست.
  10. من می دانم چه وقت از من راضی و چه وقت از من ناراحتی.
  11. رسول الله صلی الله علیه وسلم با همه ی همسرانش همبستر می شد و تنها یک غسل می کرد.
  12. ولیمه ای را که رسول الله صلى الله عليه وسلم برای عروسی يكی از همسرانش تدارک دید، دو مد جو بود.
  13. رسول الله صلى الله عليه وسلم سه شب ميان خيبر و مدينه توقف كرد و با صفيه ازدواج نمود.
  14. تو نزد خانواده ات بی مقدار نيستی؛ اگر می خواهی هفت روز نزد تو می مانم؛ و در اين صورت، نزد ساير همسرانم نيز هفت روز می مانم.

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com