عن سهل بن عمرو رضي الله عنه قال: مرَّ رسول الله صلى الله عليه وسلم ببعير قد لَحِق ظَهْرُه ببَطْنِهِ، فقال: «اتقوا الله في هذه البهائم المُعْجَمة، فاركَبُوها صالحة، وكُلُوها صالحة».
از سهل بن عمرو رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار شتری گذشت که (از شدت لاغری) شکمش به پشتش چسبیده بود. پس فرمود: «اتَّقُوا الله في هذِهِ البَهَائِمِ المُعجَمَةِ، فَارْكَبُوهَا صَالِحَةً، وَكُلُوهَا صَالِحَةً»: «درباره ی اين حيوانات زبان بسته، از الله بترسيد (و به آنها رسيدگی کنيد تا) هم خوب سوارشان شويد و هم خوب از آنها تغذيه نماييد».
به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم شتری را می بیند که از شدت گرسنگی و لاغری، شکمش به پشتش چسبیده بود؛ در نتیجه دستور می دهد تا به خوبی با حیوانات رفتار شود؛ و بیان می دارد که بر انسان واجب است با حیوانات به خوبی رفتار کند و از آنان بیش از توان شان کار نکشد و در حق آنها در باب خورد و نوش کوتاهی نکند. تا اگر بر آنها سوار می شود شایستگی سوار شدن را داشته باشند و اگر از آنها تغذیه می کند، برای خوردن مناسب باشند.
مرجع
- رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428ه.
- بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي- الطبعة الأولى1418ه.
- نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشرة، 1407هـ.
- سنن أبي داود، لأبي داود السجستاني، تحقيق محمد محيي الدين، المكتبة العصرية.
- كنوز رياض الصالحين، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا- الطبعة الأولى1430ه.
- شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.
- مرقاة المفاتيح: علي بن سلطان محمد، أبو الحسن نور الدين الملا الهروي القاري -دار الفكر، بيروت – لبنان الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م.
-التَّنويرُ شَرْحُ الجَامِع الصَّغِيرِ محمد بن إسماعيل الصنعاني، المحقق: د. محمَّد إسحاق محمَّد إبراهيم مكتبة دار السلام، الرياض -الطبعة: الأولى، 1432 هـ - 2011 م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن كبشة بنت كعب بن مالك -وكانت تحت ابن أبي قتادة-: أن أبا قتادة دخل فسَكَبَتْ له وَضُوءًا، فجاءت هرة فشربت منه، فأصغى لها الإناء حتى شربت، قالت كبشة: فرآني أنظر إليه، فقال: أتعجبين يا ابنة أخي؟ فقلت: نعم، فقال: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «إنها ليست بنجس، إنها من الطوافين عليكم والطوافات».
از کبشه بنت کعب بن مالک - که همسر پسر ابوقتاده بود - روایت است که می گوید: ابوقتاده (پدر شوهرم) نزد من آمد، برايش در ظرفی آب ریختم تا با آن وضو بگیرد. (در اثنای وضو) گربه ای آمد و از آن نوشید. ابوقتاده (نه تنها گربه را از ظرف آب دور نساخت، بلکه) ظرف را کج کرد تا گربه به آسانی و راحتی از آن آب بنوشد. کبشه می گوید: ایشان مرا دید که به او می نگرم، پس گفت: آیا متعجب شدی ای دختر برادرم؟ گفتم: بله؛ گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّها ليستْ بنَجَسٍ، إنَّها من الطوَّافينَ عليكم أو الطوَّافاتِ»: «آن (گربه) نجس نيست؛ بلکه از حيواناتی است که اطراف شما (درخانه های تان) می گردند».
به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیدرجهصحیح است
شرح
در این حدیث آمده که ابوقتاده شروع به وضو گرفتن می کند که گربه ای آمده - گربه از جمله حیواناتی است که وارد خانه ها شده و در میان مردم می گردد - و ایشان ظرف آب را به سمت گربه کج می کند تا از آب وضویش بنوشد. کبشه که دختر برادر ابوقتاده رضی الله عنه بود از کار این صحابی تعجب می کند - زیرا آب وضو باید پاک و پاک کننده باشد - بنابراین ابوقتاده رضی الله عنه به او از حدیثی با این مضمون خبر می دهد که گربه نجس نیست و آب را نجس نمی کند، زیرا این حیوان پیوسته در میان مردم می گردد.
مرجع
- منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان - طبعة دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1428.
- توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام - مكتبة الأسدي – مكة المكرمة –الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
- تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام: تأليف الشيخ صالح الفوزان - مؤسسة الرسالة.
- سنن أبي داود، سليمان بن الأشعث السِّجِسْتاني، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد: المكتبة العصرية، صيدا - بيروت.
- سنن الترمذي - محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر ومحمد فؤاد عبد الباقي وإبراهيم عطوة عوض -شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي - مصر، الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م.
- مسند الإمام أحمد بن حنبل المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي جعفر عبد الله بن جعفر رضي الله عنهما ، قال: أرْدَفَنِي رسول الله صلى الله عليه وسلم ذات يوم خلفه، وأَسَرَّ إليَّ حديثا لا أُحَدِّث به أحدًا من الناس، وكان أَحَبَّ ما اسْتَتَرَ به رسول الله صلى الله عليه وسلم لحاجته هَدَفٌ أو حائشُ نَخْل. يعني: حائط نخل.
فدخل حائطا لرجل من الأنصار، فإذا فيه جَمَل، فلما رأى رسول الله صلى الله عليه وسلم جَرْجَر وذَرَفَتْ عيناه، فأتاه النبي صلى الله عليه وسلم فمسَح سَرَاته -أي: سنامه- وذِفْرَاه فسَكَن، فقال: «مَن رَبُّ هذا الجمل؟ لمن هذا الجمل؟». فجاء فَتًى من الأنصار، فقال: هذا لي يا رسول الله. قال: «أفلا تتقي الله في هذه البهيمة التي مَلَّكَك الله إياها؟ فإنه يَشْكُو إلي أنك تُجِيعه وتُدْئِبه».
از ابوجعفر عبدالله بن جعفر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم مرا پشت سر خويش سوار مرکب کرد و سخنی در گوش من گفت که آن را برای هيچکس بازگو نمی کنم. بهترين چيزی که رسول الله صلى الله عليه وسلم دوست داشت هنگام قضای حاجت خود را پشت آن پنهان کند، تپه ی خاک و نخلستان بود. ایشان واردِ باغِ يکی از انصار شد و آنجا شتری ديد. شتر همين که رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديد، صدایی از گلوی خود درآورد و چشمانش پر از اشک شد. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد شتر رفت و بر سر و گوش و کوهانش دست کشيد. آنگاه شتر آرام گرفت. سپس فرمود: «مَنْ رَبُّ هَذَا الجَمَلِ؟ لِمَنْ هَذَا الجَمَلُ؟»: «صاحبِ اين شتر کيست؟ اين شتر، مالِ کيست؟» جوانی از انصار آمد و گفت: مال من است ای رسول خدا. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أفَلا تَتَّقِي اللّهَ في هذِهِ البَهِيمَةِ الَّتي مَلَّكَكَ اللّهُ إيَّاهَا؟ فَإنَّهُ يَشْكُو إلَيَّ أنَّكَ تُجِيعُهُ وتُدْئِبُهُ»: «آيا درباره ی اين حيوان که الله به تو داده است، از الله نمی ترسی؟ اين حيوان نزد من شکايت می کند که او را گرسنه نگه می داری و خسته اش می کنی (و از او زياد کار می کشی)».
به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
از عبدالله بن جعفر رضی الله عنهما روایت است که روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم او را پشت سر خود سوار مرکب نمود و سخنی در گوشش گفت که دوست نداشت به مردم بگوید، زیرا راز پیامبر بود. و خبر می دهد که بهترين چيزی که رسول الله صلى الله عليه وسلم دوست داشت هنگام قضای حاجت خود را پشت آن پنهان کند، مکانی مرتفع و یا نخلستان پر درخت بود، تا هیچ کسی ایشان را نبیند. گرچه این بستان دارای کشتزارهای بلند بود، اما برای نشستن مناسب نبود. ایشان واردِ باغِ يکی از انصار شد و آنجا شتری ديد. شتر همين که رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديد، گریه کرد. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد شتر رفت و کوهان و پشت گوشش را دست کشيد. سپس سراغ صاحب شتر را گرفت. جوانی از انصار آمد و گفت: من صاحب شترم. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «آيا درباره ی اين حيوان که الله به تو داده است، از الله نمی ترسی؟ اين حيوان نزد من شکايت می کند که تو او را گرسنه نگه می داری و خسته اش می کنی (و از او زياد کار می کشی)».
مرجع
سنن أبي داود، تحقيق/ محمد محيي الدين عبد الحميد، المكتبة العصرية، صيدا- بيروت.
صحيح مسلم، تحقيق/ محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي- بيروت.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م.
نزهة المتقين، لمصطفى البُغا ومجموعة، مؤسسة الرسالة.
بهجة الناظرين، لسليم الهلالي، دار ابن الجوزي.
دليل الفالحين، لمحمد بن علان الصديقي، الجمعية الأزهرية.
كنوز رياض الصالحين، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا.
شرح رياض الصالحين، لمحمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن- الرياض.
معجم اللغة العربية المعاصرة، لأحمد مختار عمر بمساعدة فريق عمل، عالم الكتب.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس رضي الله عنه قال: نَهى رسول الله صلى الله عليه وسلم أن تُصْبَرَ البَهائِم.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم از هدف گرفتن جانوران زنده و دربند و تيراندازی به سوی آنها نهی فرمود.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
انس رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم از حبس کردن جانوران زنده و کشتن آنها با هدف گیری و تیراندازی و روش های مشابه نهی فرمود؛ چون این کار با شکنجه ی حیوان همراه است.
مرجع
نزهة المتقين، تأليف: جمعٌ من المشايخ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397 هـ الطبعة الرابعة عشر 1407 هـ.
بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي ، سنة النشر: 1418 هـ - 1997م.
صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت.
رياض الصالحين، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي، تحقيق: د. ماهر بن ياسين الفحل، الطبعة: الأولى، 1428 هـ.
المنهاج شرح صحيح مسلم، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي، الناشر: دار إحياء التراث العربي، الطبعة: الثانية 1392 هـ.
شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، الطبعة: 1426 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن ابن عباس رضي الله عنهما مرفوعاً: رأى رسول الله صلى الله عليه وسلم حِمَارًا مَوْسُومَ الوَجْهِ، فأنكر ذلك؟ فقال: «والله لا أَسِمُهُ إلا أقصى شيء من الوجه» وأمر بحماره فُكُوِيَ في جَاعِرَتَيْهِ، فهو أول من كوى الجاعرتين.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم الاغی ديد که صورتش داغ شده بود و اين كار - يعنی داغ کردن صورت - را ناپسند شمرد. پس عباس گفت: به الله سوگند که من فقط جايی را داغ می کنم که از صورت حيوان دور باشد. سپس دستور داد که الاغش را بياورند و آنگاه دو کَپَلش را داغ کردند. و او نخستين کسی بود که داغ کردن دو کپل حيوانات را - برای نشانه گذاری - انجام داد.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم الاغی را دید که صورتش داغ شده بود، پس این کار را ناپسند شمرد. داغ کردن برای نشانه گذاری حیوان بود، چنانکه هر قبیله ای داغ گذاری مشخصی داشت؛ داغ گذاری قبیله ای به صورت مربع شکل و داغ گذاری دیگری به صورت دایره و آن یکی به صورت هلالی بوده است تا به این صورت وجه تمایزی بین حیوانات هر قبیله باشد. مهم این است که هر قبیله داغ گذاری مشخصی داشته است.
این کار باعث می شد حیوان هر قبیله مشخص باشد و در صورت گم شدن، داغِ مشخصِ قبیله ای را که به آن تعلق دارد به همراه داشته باشد تا وقتی پیدا شد به قبیله ی مذکور باز گردانده شود.
گوینده ی این سخن: «به الله سوگند که من فقط جايی را داغ می کنم که از صورت حيوان دور باشد» عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه می باشد. چنانکه در روایت ابن حبان در صحیحش از ابن عباس رضی الله عنه آمده که: عباس صورت شتر یا حیوانی را داغ کرده بود؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را دید، خشمگین شد؛ این بود که عباس گفت: از این پس فقط در ما تحت حیوان داغ گذاری می کنم. لذا داغ گذاری را در کپل حیوان انجام می داد.
و به این ترتیب بعد از دانستن نهی مذکور، سوگند خورد هیچ الاغی را داغ گذاری نکند مگر در دورترین بخش بدن آن از صورتش؛ و در روایت ابن حبان آمده است: «از این پس فقط در ما تحت حیوان داغ گذاری می کنم. لذا داغ گذاری را در کپل حیوان انجام می داد».
سپس دستور داد الاغش را در قسمت کپل هایش داغ گذاری کنند. چون دم حیوان روی ران هایش را می گیرد.
نووی رحمه الله می گوید: «برای داغ گذاری مستحب است که گوش های گوسفند و بیخ ران های گاو و شتر داغ شود. چون محل سخت و محکمی است و درد کمتری را به همراه دارد و موهای این قسمت کمتر است و داغ شدگی مشخص می باشد. و فایده ی داغ کردن متمایز نمودن حیوانات از یکدیگر می باشد».
و عباس رضی الله عنه اولین کسی بود که در ناحیه ی کپل های حیوان داغ گذاری کرد.
مرجع
نزهة المتقين، تأليف: جمعٌ من المشايخ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397 هـ الطبعة الرابعة عشر 1407 هـ.
كنوز رياض الصالحين، تأليف: حمد بن ناصر بن العمار، الناشر: دار كنوز أشبيليا، الطبعة الأولى: 1430 هـ.
بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي ، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
رياض الصالحين، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي، تحقيق: د. ماهر بن ياسين الفحل ، الطبعة: الأولى، 1428 هـ.
دليل الفالحين، تأليف: محمد بن علان، الناشر: دار الكتاب العربي، نسخة الكترونية ، لا يوجد بها بيانات نشر.
شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، الطبعة: 1426 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعنْ ابنِ مَسْعُودٍ رَضيَ اللهُ عنهُ قَالَ: كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي سَفَرٍ، فَانْطَلَقَ لِحَاجَتِهِ، فَرَأَيْنَا حُمَّرَةً مَعَهَا فَرْخَانِ، فَأَخَذْنَا فَرْخَيْهَا، فَجَاءَتِ الْحُمَرَةُ فَجَعَلَتْ تَفْرِشُ، فَجَاءَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: «مَنْ فَجَعَ هَذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَيْهَا»، وَرَأَى قَرْيَةَ نَمْلٍ قَدْ حَرَّقْنَاهَا، فَقَالَ: «مَنْ حَرَّقَ هَذِهِ؟» قُلْنَا: نَحْنُ. قَالَ: «إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ يُعَذِّبَ بِالنَّارِ إِلَّا رَبُّ النَّارِ».
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گويد: در سفری همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بوديم؛ وقتی ایشان برای قضای حاجت رفت، پرنده ای ديديم که دو جوجه داشت؛ جوجه هايش را گرفتيم و پرنده ی مادر اطراف جوجه هايش می گشت. وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد، فرمود: «مَنْ فَجَعَ هذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَيْها»: «چه کسی اين پرنده را با گرفتن جوجه هايش آزرده است؟ بچه هايش را به او برگردانيد».
و رسول الله صلى الله عليه وسلم لانه ی مورچه هايی را ديد که آن را آتش زده بوديم؛ پرسيد: «مَنْ حَرَّقَ هذِهِ؟»: «چه کسی اين را آتش زده است؟» پاسخ داديم: ما. فرمود: «إنَّهُ لا يَنْبَغِي أنْ يُعَذِّبَ بالنَّارِ إِلا رَبُّ النَّارِ»: «شايسته - و روا - نيست کسی با آتش عذاب دهد مگر پروردگارِ آتش».
به روایت ابوداووددرجهصحیح است
شرح
ابن مسعود رضی الله عنه خبر می دهد که آنها همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سفری بودند که ایشان برای قضای حاجت می رود؛ صحابه در نبود ایشان پرنده ای به همراه جوجه هایش می یابند و جوجه هایش را از مادرشان جدا می کنند و به این ترتیب باعث نگرانی و آشفتگی مادر می شوند که به دور جوجه های خود می چرخد؛ عادت پرنده ها همین است که وقتی جوجه های آنها گرفته شود، در فراغ آنها فریاد کشیده و بی تابی می کنند. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم باز می گردد و این وضعیت را مشاهده می کند، دستور می دهد جوجه ها را آزاد کنند تا نزد مادرشان باز گردند و صحابه این کار را انجام می دهند.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم خانه ی مورچه هایی را می بیند که سوزانده شده است؛ لذا می فرماید: چه کسی این را سوزانده است؟ صحابه می گویند: ما ای رسول خدا؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «شايسته - و روا - نيست کسی با آتش عذاب دهد مگر پروردگارِ آتش». و از این عمل نهی می کند.
بنابراین اگر کسی با مشکل مورچه ها مواجه بود نباید آنها را بسوزاند بلکه از چیزی برای فراری دادن آنها استفاده کند؛ و در صورتی که رها شدن از شر آنها جز با کشتن و از بین بردن آنها ممکن نباشد، کشتن شان جهت دفع اذیت و آزار آنها اشکالی ندارد اما نه با سوزاندن؛
با اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از کشتن مورچه ها نهی کرده است، اما اگر اذیت و آزار داشته باشند و راهی جز کشتن آنها برای رهایی از شرشان نباشد، اشکالی ندارد کشته شوند.
مرجع
سنن أبي داود (4/ 309) (2675).
نزهة المتقين، لمجموعة من الباحثين (2/ 1105).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (19/ 150).
بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (3/ 120).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (6/ 300).
این حدیث در HadeethEnc.comعن ابن عباس رضي الله عنهما أن النبي صلى الله عليه وسلم مر عليه حمار قد وُسِمَ في وجهه، فقال:«لعن الله الذي وسمه».
وفي رواية لمسلم أيضا: نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الضرب في الوجه، وعن الوسم في الوجه»
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار الاغی گذشت که صورتش داغ شده بود؛ پس فرمود: «لَعَنَ اللهُ الَّذِي وَسَمَهُ»: «لعنت الله بر کسی که او را داغ کرده است».
و همچنین در روایتی از مسلم آمده است: رسول الله صلی الله علیه وسلم از ضربه زدن به صورت و از داغ گذاری در صورت حیوان نهی کرده است.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
در این حدیث به شدت از داغ گذاری در صورت حیوان و همچنین ضربه زدن به صورت آن نهی می شود و با وعید شدیدی برای کسی همراه است که چنین رفتاری با حیوان دارد.
علما این کار را از جمله گناهان کبیره شمرده اند و علت این نهی را چنین توضیح داده اند که: صورت لطیف بوده و همه ی زیبایی ها را در خود جمع کرده است و اعضای صورت لطیف و گرانقدر بوده و بیشتر ادراک با آنها صورت می گیرد که ضربه زدن به صورت همه ی این موارد را دچار اختلال می کند و چه بسا صورت را دگرگون کرده و باعث زشتی آن شود؛ و چون صورت دچار مشکل شود، امکان پوشاندن آن نیست و ضربه به هر صورتی باشد، غالبا اثر خود را در صورت به جای می گذارد.
مرجع
نزهة المتقين، تأليف: جمعٌ من المشايخ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397 هـ الطبعة الرابعة عشر 1407 هـ.
بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي ، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
رياض الصالحين، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي ، تحقيق: د. ماهر بن ياسين الفحل ، الطبعة: الأولى، 1428 هـ.
المنهاج شرح صحيح مسلم، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي، الناشر: دار إحياء التراث العربي، الطبعة: الثانية 1392 هـ.
شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، الطبعة: 1426 هـ.
الزواجر عن اقتراف الكبائر، تأليف: أحمد بن محمد بن علي بن حجر الهيتمي، الناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «بينما رجلٌ يمشي بطريقٍ اشتَدَّ عليه العَطَشُ، فوَجَدَ بِئْرًا فنزل فيها فَشَرِبَ، ثم خَرَجَ فإذا كَلْبٌ يَلْهَثُ يأكل الثَّرَى مِنَ العَطَشِ، فقال الرجلُ: لقد بَلَغَ هذا الكَلْبَ مِنَ العَطَشِ مِثْلَ الذِي كان قَدْ بَلَغَ مِنِّي، فنَزَلَ البِئْرَ، فَمَلَأَ خُفَّهُ ماءً ثم أَمْسَكَهُ بِفِيهِ حَتَّى رَقِيَ، فَسَقَى الكَلْبَ، فشَكَرَ اللهُ له، فَغَفَرَ لهُ» قالوا: يا رسول الله، إنَّ لَنَا في البَهَائِمِ أَجْرًا؟ فقال: «في كُلِّ كَبِدٍ رَطْبَةٍ أَجْرٌ».
وفي رواية: «فشَكَرَ اللهُ له، فغَفَرَ له، فَأَدْخَلَهُ الجَنَّةَ».
وفي رواية: «بَيْنَمَا كَلْبٌ يُطِيفُ بِرَكْيَةٍ قد كَادَ يَقْتُلُهُ العَطَشُ إذ رَأَتْهُ بَغِيٌّ مِنْ بَغَايَا بَنِي إِسْرَائِيلَ، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فَاسْتَقَتْ له بهِ فَسَقَتْهُ فَغُفِرَ لها بِهِ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَيْنمَا رَجُلٌ يَمْشِي بطَريقٍ اشْتَدَّ علَيْهِ الْعَطش، فَوجد بِئراً فَنزَلَ فيها فَشَرب، ثُمَّ خرج فإِذا كلْبٌ يلهثُ يَأْكُلُ الثَّرَى مِنَ الْعَطَش، فَقَال الرَّجُل: لَقَدْ بلَغَ هَذَا الْكَلْبُ مِنَ العطشِ مِثْلَ الَّذِي كَانَ قَدْ بَلَغَ مِنِّي، فَنَزَلَ الْبِئْرَ، فَملأَ خُفَّه مَاءً ثُمَّ أَمْسَكَه بِفيه حتَّى رقِيَ، فَسَقَى الْكَلْب، فَشَكَرَ اللَّهُ لَه، فَغَفَرَ لَه»: «مردی از راهی می گذشت و سخت تشنه شده بود. چاهی يافت؛ از چاه پايين رفت و آب نوشيد و هنگامی که بيرون آمد، سگی ديد که از شدت تشنگی دهانش را باز کرده و زبانش را بيرون آورده بود و آن را به خاک مرطوب می ماليد. پس با خود گفت: اين سگ به همان اندازه تشنه است که من تشنه بودم. لذا دوباره از چاه پايين رفت و جوراب چرمی خود را پُر از آب کرد و جورابش را به دهان گرفت و از چاه بالا آمد و به سگ آب داد. از اين رو الله از او قدردانی کرد و گناهانش را بخشيد». اصحاب گفتند: یا رسول الله، آيا به خاطر نيکی کردن به حيوانات نيز اجر و پاداش می يابيم؟ فرمود: «في كُلِّ كَبِدٍ رَطْبةٍ أَجْرٌ»: «نيکی کردن به هر موجود زنده و جانداری ثواب دارد».
و در روایتی آمده است: « فشَكَرَ اللهُ له، فغَفَرَ له، فَأَدْخَلَهُ الجَنَّةَ»: «الله از او قدردانی نمود و گناهانش را بخشيد و او را وارد بهشت کرد».
و در روایت دیگری آمده است: «بَيْنَما كَلْبٌ يُطيف بِركِيَّةٍ قَدْ كَادَ يقْتُلُه الْعطَشُ إِذْ رأتْه بغِيٌّ مِنْ بَغَايا بَنِي إِسْرَائيل، فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فاسْتَقت لَهُ بِه، فَسَقَتْهُ فَغُفِر لَهَا بِهِ»: «سگی پيرامون چاهی می چرخيد و نزديک بود از تشنگی هلاک شود. در اين اثنا يکی از زنان زناکار بنی اسرائيل آن سگ را ديد؛ پس جوراب چرمی اش را درآورد و با آن از چاه برای سگ آب کشيد و به سگ آب داد و بدين وسيله گناهانش بخشيده شد».
به روایت بخاری - متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
مرد مسافری از مسیری می گذشت که در راه بسیار تشنه شد، چاهی یافت و وارد آن شد و از آب آن نوشید و تشنگی اش برطرف شد، وقتی از چاه خارج شد، سگی را دید که از شدت تشنگی خاک نمناک را می لیسد. پس با خود گفت: به الله سوگند که این سگ نیز تشنه است، چنانکه من تشنه بودم. پس وارد چاه شد و موزه چرمی خود را پر از آب کرد و با دهانش گرفته و با دستانش بالا آمد تا اینکه از چاه بیرون شد؛ آنگاه به سگ آب داد. وقتی سگ سیراب شد، الله متعال به قدردانی از عمل وی گناهانش را بخشید و به همین سبب او را وارد بهشت نمود.
وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم این حدیث را برای صحابه بیان فرمود، ایشان از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسیدند که آیا نیکی کردن به حیوانات نیز اجر دارد؟ یعنی: آب دادن به حیوانات برای ما موجب اجر و پاداش خواهد بود. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «نيکی کردن به هر موجود زنده و جانداری ثواب دارد».
و در روایتی آمده است: یک زن زناکار از بنی اسرائیل، سگی را مشاهده نمود که بسیار تشنه بود و پيرامون چاهی می چرخيد اما نمی توانست خود را به آب برساند. آن زن جوراب چرمی اش را درآورد و با آن از چاه آب کشيد و به سگ داد و به این سبب الله متعال گناهانش را بخشيد.
مرجع
رياض الصالحين، للنووي، نشر: دار ابن كثير للطباعة والنشر والتوزيع، دمشق – بيروت، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، الطبعة: الأولى، 1428هـ - 2007م.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407ه 1987م.
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، نشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: 1426ه.
كنوز رياض الصالحين، نشر: دار كنوز إشبيليا، الطبعة: الأولى، 1430ه 2009م.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي. ط1 -1415
المعجم الوسيط، نشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت – لبنان، الطبعة: الثانية.
صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com