پرش به محتوا
احادیث با شرح

فضيلت‌هاى آل بيت رضى الله عنهم

۹ حدیث

احترام محمد صلى الله عليه وسلم درباره ی اهل بيتش را پاس بداريد.

عن أبي بكر الصديق رضي الله عنه قال: ارْقَبُوا محمَّدًا -صلَّى اللهُ عليهِ وسلَّم- فِي أَهلِ بَيتِهِ.
از ابوبکر صدیق رضی الله عنه روایت است که می گوید: احترام محمد صلى الله عليه وسلم درباره ی اهل بيتش را پاس بداريد.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

این اثر از ابوبکر رضی الله عنه دلیلی بر شناخت صحابه رضی الله عنهم نسبت به حق و حقوق اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم و احترام آنها می باشد؛ بنابراین چون کسی از اهل بیت بر راه راستِ دین و پیرو سنت نبوی بوده باشد، دو حق برای او می باشد: حق اسلام و حق خویشاوندی با رسول الله صلی الله علیه وسلم؛ از دیگر پیام های این اثر، محبوب بودن اهل بیت نزد ابوبکر و صحابه می باشد چنانکه به خیر و خوبی در حق آنها توصیه می کردند.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ. تطريز رياض الصالحين، للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423هـ. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425هـ. رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

همه ی زنان پيامبر صلى الله عليه وسلم نزدش بودند؛ در اين ميان فاطمه رضی الله عنها آمد که راه رفتنش با راه رفتنِ پيامبر صلى الله عليه وسلم هيچ تفاوتی نداشت.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: كُنَّ أزواجُ النبي صلى الله عليه وسلم عنده، فأقبلت فاطمة رضي الله عنها تمشي، ما تُخْطِئُ مِشْيَتُها من مِشْيَةِ رسول الله صلى الله عليه وسلم شيئًا، فلما رآها رَحَّبَ بها، وقال: «مَرْحَبًا بابنتي»، ثم أجلسها عن يمينه أو عن شماله، ثم سَارَّهَا فبكت بُكاءً شديدًا، فلما رأى جَزَعَهَا، سَارَّهَا الثانية فضحكت، فقلتُ لها: خَصَّكِ رسول الله صلى الله عليه وسلم من بين نسائه بالسِّرَارِ، ثم أنت تَبْكِينَ! فلما قام رسول الله صلى الله عليه وسلم سألتها: ما قال لك رسول الله صلى الله عليه وسلم ؟ قالت: ما كنت لأُفْشِيَ على رسول الله صلى الله عليه وسلم سِرَّهُ، فلما توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم قلتُ: عَزَمْتُ عليك بما لي عليك من الحق، لما حَدَّثْتِنِي ما قال لك رسول الله صلى الله عليه وسلم ؟ فقالت: أما الآن فنعم، أما حين سَارَّنِي في المرة الأولى فأخبرني أن جبريل كان يُعارضه القرآن في كل سنة مرة أو مرتين، وأنه عارضه الآن مرتين، وإني لا أرى الأَجَلَ إلا قد اقترب، فاتقي الله واصبري، فإنه نِعْمَ السَّلَفُ أنا لك، فبكيت بكائي الذي رأيتِ، فلما رأى جَزَعِي سَارَّنِي الثانية، فقال: «يا فاطمة، أما تَرْضَينَ أن تكوني سيدة نساء المؤمنين، أو سيدة نساء هذه الأمة؟» فضحكتُ ضحكي الذي رأيتِ.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: همه ی زنان پيامبر صلى الله عليه وسلم نزدش بودند؛ در اين ميان فاطمه رضی الله عنها آمد که راه رفتنش با راه رفتنِ پيامبر صلى الله عليه وسلم هيچ تفاوتی نداشت. پيامبر صلى الله عليه وسلم وقتی او را ديد، به او خوش آمد گفت و فرمود: «مرْحبًا بابنَتِي»: «خوش آمدی دخترم». سپس فاطمه را سمت راست يا چپِ خود نشاند و درِ گوشی چيزی به او گفت؛ فاطمه رضی الله عنها سخت گريست. رسول الله صلى الله عليه وسلم وقتی بی قراری و گريه ی شديد دخترش را ديد، دوباره درِ گوشی چيزی به او گفت و اين بار فاطمه خنديد. به فاطمه گفتم: رسول الله صلى الله عليه وسلم در حضورِ زنانش خصوصی با تو در گوشی سخن گفت و رازی با تو در ميان نهاد؛ اما تو گريستی؟ وقتی پيامبر صلى الله عليه وسلم برخاست و رفت، از فاطمه پرسيدم: رسول الله صلى الله عليه وسلم به تو چه فرمود؟ گفت: من راز رسول الله صلى الله عليه وسلم را فاش نمی کنم. وقتی پيامبر صلى الله عليه وسلم درگذشت، به فاطمه گفتم: به خاطر حقّی که بر تو دارم، به من بگو رسول الله صلى الله عليه وسلم به تو چه فرمود؟ فاطمه پاسخ داد: اينک بله، به تو می گويم؛ نخستين بار که پيامبر صلى الله عليه وسلم با من درِ گوشی سخن گفت، به من خبر داد که جبرئيل عليه السلام سالی يک يا دو بار قرآن را با ايشان می خواند و دوره می کرد؛ اما امسال دو بار دوره کرد و من، فکر می کنم اجلم نزديک شده است؛ پس تقوای الله و صبر و شکيبايی پيشه کن که به راستی من برای تو بهترين نياکان و پيش مرگِ خوبی هستم. لذا همان طور که ديدی، گريستم. و چون بی قراری و گريه ام را ديد، دوباره با من درِ گوشی سخن گفت و فرمود: «يَا فَاطمةُ أَما تَرْضِينَ أَنْ تَكُونِي سيِّدَةَ نِسَاء المُؤْمِنِين، أوْ سَيِّدةَ نِساءِ هذهِ الأمَّة؟»: «ای فاطمه، آيا دوست نداری که سرور و بزرگ بانوی زنان باشی يا سرور و بزرگ بانوی زنان اين امت باشی؟» در نتيجه همان طور که ديدی، خنديدم.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها ذکر می کند که به هنگام بیماری پیامبر صلی الله علیه وسلم که در آن وفات یافت، همسران ایشان همگی نزد وی بودند که فاطمه رضی الله عنها برای عیادت ایشان آمد؛ راه رفتن او با راه رفتن رسول الله صلی الله علیه وسلم تفاوتی نداشت؛ عادت پیامبر این بود که وقتی فاطمه به دیداردش می آمد، برخاسته و او را می بوسید و به وی خوش آمد می گفت و در کنار خود می نشاند. سپس عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم با فاطمه در گوشی چیزی گفت که به دنبال آن فاطمه رضی الله عنها بسیار گریه کرد؛ چون پیامبر صلی الله علیه وسلم بی تابی و ناراحتی شدید فاطمه را دید، دوباره با وی در گوشی چیزی گفت که این بار فاطمه خندید. چنین بود که عایشه رضی الله عنها از آنچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در گوشی فقط به فاطمه گفت و به همسرانش چیزی نگفت و فاطمه در اثر آن به گریه افتاد، سوال کرد. اما فاطمه رضی الله عنه در پاسخ گفت: راز رسول الله صلی الله علیه وسلم را فاش نمی کند. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم وفات نمود، عایشه رضی الله عنها فاطمه را سوگند داد تا از آنچه رسول الله به وی گفته بود، سخن بگوید. لذا فاطمه گفت: الان که از من سوال می کنی پاسخت را می دهم. اینکه در بار اول پس از آن در گوشی گریستم، به این دلیل بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به من خبر داد جبریل علیه السلام هر ساله یک یا دو بار قرآن را با من مرور می کرد اما اینبار دوبار آن را با من مرور کرد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم این مساله را به پایان عمر مبارکش تعبیر کرده بود. لذا مرا به رعایت تقوا و صبر امر نمود و بیان داشت که شرف بهترین سلف برای من برابر است با رنج فراق و دوری که فرا می رسد؛ این بود که به گریه افتادم و مرا چنان دیدید. زمانی که اندوه زیاد مرا دید، بشارتم داد که سید و سرور زنان بهشتی یا سید و سرور زنان این امت خواهم بود. این بود که چنان خندیدم که دیدید. این حدیث بیان می کند که فاطمه رضی الله عنها سید و سرور زنان بهشتی می باشد؛ با این همه روایات در باب علت خندیدن فاطمه رضی الله عنها متفاوت می باشند؛ در این زمینه سه قول وجود دارد: 1- دلیل خندیدن وی این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به او خبر داد اولین نفری است که از خانواده اش به او می پیوندد. 2- چون به وی خبر داد سید و سرور زنان بهشتی است و اولین نفری از خانواده ی پیامبر خواهد بود که به وی ملحق می شود، خندید. و قول راجح همین است. 3- چون به فاطمه گفت: جبریل به من خبر داد که از میان زنان مسلمان، برترین فرزندان از آن تو خواهد بود بنابراین در برابر فوت من کم صبرترین زنان نباش. اما اینکه عایشه رضی الله عنها بلافاصله در این مورد از فاطمه رضی الله عنها سوال می کند، حرص زیاد ایشان نسبت به کسب علم را می رساند؛ اما در بار نخست که این سوال را مطرح می کند جز این پاسخ از دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم نمی شنود: "من راز رسول الله را فاش نمی کنم". اما وقتی آنچه مانع فاش کردن این راز بود با مرگ رسول الله صلی الله علیه وسلم از بین می رود، فاطمه رضی الله عنها از آنچه در آن درِگوشی گفته شد، به ایشان خبر می دهد. در این حدیث آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم از چیزی خبر می دهد که قرار است رخ دهد و همانطور که خبر می دهد نیز رخ می دهد؛ همگی اتفاق دارند که فاطمه رضی الله عنها اولین نفر از خانواده ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود که بعد از ایشان و حتی قبل از وفات امهات المومنین رضی الله عنهن فوت می کند.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه. تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ. رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ. رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ. شرح رياض الصالحين للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ. فتح الباري شرح صحيح البخاري، لابن حجر العسقلاني، الناشر: دار المعرفة - بيروت، 1379 شرح العقيدة الواسطية، لابن عثيمين، دار ابن الجوزي، الطبعة السابعة، 1422ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران پيامبر صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم اما پيامبر صلى الله عليه وسلم از او خيلی ياد می کرد.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: «ما غِرْتُ على أحد من نساء النبي صلى الله عليه وسلم ما غِرْتُ على خديجة رضي الله عنها ، وما رأيتها قط، ولكن كان يُكثر ذِكْرَها، وربما ذبح الشَّاةَ، ثم يُقطعها أَعْضَاءً، ثم يَبْعَثُهَا في صَدَائِقِ خديجة، فربما قلت له: كأن لم يكن في الدنيا إلا خديجة! فيقول: «إنها كانت وكانت وكان لي منها وَلَدٌ». وفي رواية: وإن كان لَيَذْبَحُ الشَّاءَ، فيُهدي في خَلَائِلِهَا منها ما يَسَعُهُنَّ. وفي رواية: كان إذا ذَبَحَ الشَّاةَ، يقول: «أرسلوا بها إلى أصدقاء خديجة». وفي رواية: قالت: اسْتَأْذَنَتْ هالة بنت خويلد أخت خديجة على رسول الله صلى الله عليه وسلم فعرف استئذان خديجة، فارْتَاحَ لذلك، فقال: «اللهم هالة بنت خويلد».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران پيامبر صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم اما پيامبر صلى الله عليه وسلم از او خيلی ياد می کرد. گاه گوسفندی سر می بُريد و آن را قطعه قطعه می کرد و برای دوستان خديجه می فرستاد. گاه به پيامبر صلى الله عليه وسلم می گفتم: انگار زنی جز خديجه در دنيا نبوده است! و ايشان می فرمود: «إِنَّها كَانتْ وكَانَتْ وكَانَ لي مِنْهَا ولَدٌ»: «او چنين و چنان بود و من از او بچه دارم». (يعنی خوبی های خديجه را ذکر می کرد). و در روايتی آمده است: گوسفندی ذبح می کرد و بخشی از آن را به اندازه ای که برای دوستان خديجه کافی بود، به آنان هديه می داد. و در روايتی آمده است: وقتی گوسفندی ذبح می کرد، می فرمود: «أَرْسِلُوا بِهَا إِلى أَصْدِقَاءِ خَدِيجةَ»: «آن را برای دوستان خديجه بفرستيد». و در روايتی ديگر آمده است: هاله دختر خويلد، خواهر خديجه رضی الله عنها از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه ی ورود خواست؛ پيامبر صلى الله عليه وسلم به يادِ اجازه خواستن خديجه افتاد و بسيار خوشحال شد و فرمود: «اللَّهُمَّ هَالَةُ بِنْتُ خوَيْلِدٍ»: «پروردگارا، هاله دختر خويلد است.»
همهٔ روایت های آن متفق علیه استدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها می گوید: نسبت به هیچیک از همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم مانند خدیجه رشک نمی برد؛ خدیجه اولین همسر پیامبر صلی الله علیه وسلم بود؛ وی قبل از اینکه عایشه رضی الله عنها او را ببیند، از دنیا رفت؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم در مدینه گوسفندی ذبح می کرد، بخشی از گوشت آن را برای دوستان خدیجه رضی الله عنها می فرستاد؛ عایشه رضی الله عنها که این رفتار پیامبر او را شگفت زده کرده بود، گفت: ای رسول خدا، گویا در دنیا زنی جز خدیجه نبوده است. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم ویژگی های خدیجه را ذکر می کرد. علاوه بر این در بیان راز این محبت و دوستی و ارتباط عمیق، بچه داشتن از ایشان را ذکر می نمود. فرزندان رسول الله صلی الله علیه وسلم شامل چهار دختر و سه پسر بودند که مادر همگی آنها خدیجه رضی الله عنها بود جز ابراهیم رضی الله عنه که از ماریه قبطی بود که پادشاه قبطی ها او را به رسول الله صلی الله علیه وسلم هدیه کرده بود. و چون هاله بنت خویلد خواهر خدیجه رضی الله عنهما می آمد و برای ورود اجازه می گرفت و اجازه گرفتن و صدای وی همچون خدیجه بود، این باعث شادی و سرور رسول الله صلی الله علیه وسلم می گشت.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ. تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي للمباركفورى، دار الكتب العلمية، بيروت. تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425 هـ. رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ. رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ. شرح رياض الصالحين للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

الله متعال از میان فرزندان اسماعیل کنانه را برگزید و از میان کنانه قریش را برگزید و از میان قریش بنی هاشم را برگزید و از میان بنی هاشم مرا برگزید و من سرور فرزندان آدم هستم و فخر فروشی و تکبر نمی کنم. و من اولین کسی هستم که زمین برای او شکافته می شود و اولین شفیع هستم و اولین کسی هستم که شفاعتش قبول می شود.

عن واثلة بن الأسقع رضي الله عنه ، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إنَّ اللهَ اصْطَفى كِنانَة من وَلَد إسماعيل، واصْطَفى قُريشًا من كِنانة، واصْطَفى بَني هاشم مِنْ قُرَيش، واصْطَفاني مِنْ بني هاشم، فأنا سَيِّدُ وَلَد آدم ولا فَخْر، وأوَّلُ مَن تَنْشَقُّ عنه الأرض، وأوَّلُ شافع، وأوَّل مُشَفَّع».
از واثلة بن اسقع رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ اللهَ اصْطَفى كِنانَة من وَلَد إسماعيل، واصْطَفى قُريشًا من كِنانة، واصْطَفى بَني هاشم مِنْ قُرَيش، واصْطَفاني مِنْ بني هاشم، فأنا سَيِّدُ وَلَد آدم ولا فَخْر، وأوَّلُ مَن تَنْشَقُّ عنه الأرض، وأوَّلُ شافع، وأوَّل مُشَفَّع»: «الله متعال از میان فرزندان اسماعیل کنانه را برگزید و از میان کنانه قریش را برگزید و از میان قریش بنی هاشم را برگزید و از میان بنی هاشم مرا برگزید و من سرور فرزندان آدم هستم و فخر فروشی و تکبر نمی کنم. و من اولین کسی هستم که زمین برای او شکافته می شود و اولین شفیع هستم و اولین کسی هستم که شفاعتش قبول می شود».
به روایت ابن حباندرجهصحیح است
شرح

در این حدیث آمده که الله متعال کنانه را برگزیده و بر سایر فرزندان اسماعیل که عرب بودند، برتری داده است؛ و قریش را برگزیده و بر باقی قبیله کنانه برتری داده است؛ و بنی هاشم را برگزیده و آنها را بر باقی قبیله قریش برتری داده است. و محمد صلی الله علیه وسلم را برگزیده و بر بنی هاشم برتری داده است و محمد صلی الله علیه وسلم سرور فرزندان آدم است و فضل و برتری او از همه بیشتر است، اما به این خاطر بر کسی فخر نمی کند، بلکه تنها آنچه الله بر او وحی کرده، ابلاغ می نماید؛ همچنین ایشان اولین کسی است که در قیامت مبعوث می شود و اولین کسی است که شفاعت می کند و اولین کسی است که شفاعتش قبول می شود.

مرجع

-صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت. -الإحسان في تقريب صحيح ابن حبان، المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ البُستي، ترتيب: الأمير علاء الدين علي بن بلبان الفارسي، حققه وخرج أحاديثه وعلق عليه: شعيب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الأولى، 1408 هـ - 1988 م. -سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، تأليف محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى، لمكتبة المعارف. -المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، للنووي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الثانية، 1392ه. -مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م. -إكمال المعلم بفوائد مسلم لعياض بن موسى بن عياض بن عمرون اليحصبي السبتي، المحقق: الدكتور يحيى إسماعيل، الناشر: دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزيع، مصر، الطبعة: الأولى، 1419 هـ - 1998 م. -كشف المشكل من حديث الصحيحين، لجمال الدين أبي الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي، المحقق: علي حسين البواب، الناشر: دار الوطن – الرياض. -المفاتيح في شرح المصابيح, الحسين بن محمود بن الحسن المُظْهِري, تحقيق لجنة من المحققين بإشراف: نور الدين طالب, دار النوادر، وهو من إصدارات إدارة الثقافة الإسلامية - وزارة الأوقاف الكويتية, الطبعة: الأولى، 1433 هـ - 2012 م. -شرح مصابيح السنة للإمام البغوي, محمَّدُ بنُ عزِّ الدِّينِ الرُّوميُّ الكَرمانيّ، المشهور بـ ابن المَلَك, تحقيق: لجنة مختصة بإشراف: نور الدين طالب, إدارة الثقافة الإسلامية, الطبعة: الأولى، 1433 هـ - 2012 م.

این حدیث در HadeethEnc.com

فاطمه بخشی از وجود من است، هرکس او را ناراحت کند، مرا ناراحت کرده است.

عن المسور بن مخرمة رضي الله عنهما مرفوعًا: «فاطمة بَضْعة مني، فمَن أغضبها أغضبني».
از مسور بن مخرمه رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»: «فاطمه بخشی از وجود من است، هرکس او را ناراحت کند، مرا ناراحت کرده است».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که دختر ایشان فاطمه بخشی از وجود ایشان می باشد؛ بنابراین هرکس او را ناراحت کند، گویا رسول الله صلی الله علیه وسلم را ناراحت کرده است.

مرجع

صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. عمدة القاري شرح صحيح البخاري، محمود بن أحمد بدر الدين العينى، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، علي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت، لبنان، الطبعة: الأولى 1422هـ، 2002م. منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري، حمزة محمد قاسم، راجعه: عبد القادر الأرناؤوط، عني بتصحيحه ونشره: بشير محمد عيون، الناشر: مكتبة دار البيان، دمشق، مكتبة المؤيد، الطائف، الطبعة: 1410هـ، 1990م.

این حدیث در HadeethEnc.com

جبریل با تصویری از عایشه رضی الله عنها در پارچه ی ابریشمی سبزی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: این همسر تو در دنیا و آخرت می باشد.

عن عائشة رضي الله عنها ، أنَّ جبريل جاء بصورتها في خِرْقَة حَرير خضراء إلى النبي صلى الله عليه وسلم ، فقال: «هذه زوجتُك في الدنيا والآخرة».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که جبریل با تصویری از ایشان در پارچه ی ابریشمی سبزی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: «هَذِهِ زَوْجَتُكَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»: «این همسر تو در دنیا و آخرت می باشد».
به روایت ترمذیدرجهصحیح است
شرح

جبریل علیه السلام در خواب با تصویری از عایشه رضی الله عنها در پارچه ی ابریشمی سبزی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آید؛ و این در خواب بوده است نه در بیداری. و به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گوید: این زن همسر تو در دنیا و آخرت می باشد.

مرجع

سنن الترمذي، محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر، ومحمد فؤاد عبد الباقي، وإبراهيم عطوة عوض، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، مصر، الطبعة: الثانية، 1395هـ، 1975م. مشكاة المصابيح، محمد ناصر الدين الألباني، نشر: المكتب الإسلامي، بيروت، الطبعة: الثالثة 1985م. تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، محمد عبد الرحمن بن عبد الرحيم المباركفورى، دار الكتب العلمية، بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

ابراهيم پسرم بود که در دوران شيرخوارگی فوت نمود. او در بهشت دو دايه خواهد داشت که دوران شيرخوارگی اش را کامل می کنند.

عن أنس بن مالك رضي الله عنه قال: «ما رأيتُ أحدا كان أرحم بالعِيال من رسول الله صلى الله عليه وسلم »، قال: «كان إبراهيم مُسْتَرضَعًا له في عَوَالي المدينة، فكان ينطلق ونحن معه، فيدخل البيت وإنه ليُدَخَّن، وكان ظِئْره قَيْنًا، فيأخذه فيُقبِّله، ثم يرجع». قال عمرو: فلما تُوفي إبراهيم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إن إبراهيم ابني، وإنه مات في الثَّدي، وإن له لظِئْرين تُكمِلان رضاعه في الجنة».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: کسی را ندیدم که از رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت به خانواده اش مهربان تر باشد. فرزند ایشان ابراهیم در اطراف مدینه دوران شیرخوارگی اش را می گذراند؛ وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای دیدار ابراهیم می رفت، ما به همراه ایشان می رفتیم. [شوهر] دایه ی ابراهیم آهنگر بود و با اینکه فضای خانه دودی بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد خانه می شد و ابراهیم را می بوسید و بازمی گشت. عمرو می گوید: زمانی که ابراهیم وفات کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ ابْنِي، وَإِنَّهُ مَاتَ فِي الثَّدْيِ، وَإِنَّ لَهُ لَظِئْرَيْنِ تُكَمِّلَانِ رَضَاعَهُ فِي الْجَنَّةِ»: «ابراهيم پسرم بود که در دوران شيرخوارگی فوت نمود. او در بهشت دو دايه خواهد داشت که دوران شيرخوارگی اش را کامل می کنند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

انس بن مالک رضی الله عنه خبر می دهد که کسی را ندیده از رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت به خانواده و فرزندان کوچکش مهربان تر باشد؛ و ابراهیم پسر ایشان بود که دایه ای در یکی از روستاهای اطراف مدینه او را شیر می داد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه برخی از اصحابش برای دیدار او می رود که چون وارد خانه می شود فضای خانه را پر دود می یابد؛ چون شوهر دایه ی ابراهیم آهنگر بود. رسول الله صلی الله علیه وسلم ابراهیم را در آغوش گرفته و او را می بوسید و باز می گشت. زمانی که ابراهیم فوت شد، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ابراهیم پسرم بود که در سن شیرخوارگی فوت شد؛ برای او دو دایه در بهشت است که دوران شیرخوارگی اش تا دو سال را کامل می کنند. چون ابراهیم درحالی فوت نمود که شش ماه یا هفت ماه سن داشت؛ و آن دو دایه باقی مانده ی دو سال از دوران شیرخوارگی را کامل نمودند؛ و به نص قرآن مدت شیرخوارگی دو سال می باشد. و این کرامتی برای ابراهیم و پدرش صلی الله علیه وسلم بود.

مرجع

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، أبو زكريا محيي الدين النووي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: الثانية 1392هـ. إكمال المعلم بفوائد مسلم، عياض بن موسى اليحصبي السبتي، المحقق: يحيى إسماعيل، الناشر: دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزيع، مصر، الطبعة: الأولى، 1419هـ، 1998م.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلی الله علیه وسلم دو روز يعنی روز عايشه و سوده را نزد عايشه رضی الله عنها می مانْد.

عن عائشة قالت: ما رأيتُ امرأةً أَحَبَّ إليَّ أنْ أكون في مِسْلَاخِها مِنْ سَوْدَة بنتِ زَمْعَة، مِنِ امرأةٍ فيها حِدَّةٌ، قالت: فلما كبِرتْ، جعلتْ يومَها مِنْ رسول الله صلى الله عليه وسلم لعائشة، قالت: يا رسول الله، قد جعلتُ يوْمِي مِنْكَ لعائشة، «فكان رسول الله صلى الله عليه وسلم ، يِقْسِمُ لعائشة يومين، يومَها ويومَ سَوْدَة».
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: هیچ زنی را ندیدم که دوست داشته باشم مانند او باشم مگر سَوْدَه بنت زَمْعَه؛ او از توان روحی بالايی برخوردار بود. هنگامی که سوده پا به سن گذاشت، روزی را که رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد او می آمد، به من (عايشه) واگذار نمود و گفت: ای رسول خدا، نوبت خودم را به عایشه دادم؛ لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم دو روز يعنی روز عايشه و سوده را نزد عايشه رضی الله عنها می مانْد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

در این حدیث عایشه رضی الله عنها در مورد ام المومنین سوده بنت زمعه رضی الله عنها خبر می دهد و ذکر می کند که ایشان از بهترین زنان بود و عایشه رضی الله عنها دوست داشته است مانند او باشد. و او را به برخورداری از توان روحی بالا توصیف می کند. و همچنین خبر می دهد که وقتی سوده رضی الله عنها پیر شد و پا به سن گذاشت و ترسید که رسول الله صلی الله علیه وسلم از وی جدا شود، خواست که در عصمت پیامبر بماند و این فضل و شرف را حفظ کند و یکی از مادران مومنان و همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم باقی بماند. بنابراین فرمود: من نوبتم را به عایشه می دهم و رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد وی را می پذیرد و از آن پس دو شب نزد عایشه می ماند، شبی که نوبت عایشه بود و شبی که نوبت سوده رضی الله عنهما بود.

مرجع

صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ صحيح مسلم المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت, د ط, دت. توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، الناشر: مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م إكمال المعلم بفوائد مسلم لعياض بن موسى بن عياض بن عمرون اليحصبي السبتي، المحقق: الدكتور يحيى إسماعيل، الناشر: دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزيع، مصر، الطبعة: الأولى، 1419 هـ - 1998 م. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م. تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 هـ 2006 م - بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۹
۹ حدیث
  1. احترام محمد صلى الله عليه وسلم درباره ی اهل بيتش را پاس بداريد.
  2. همه ی زنان پيامبر صلى الله عليه وسلم نزدش بودند؛ در اين ميان فاطمه رضی الله عنها آمد که راه رفتنش با راه رفتنِ پيامبر صلى الله عليه وسلم هيچ تفاوتی نداشت.
  3. رشکی که بر خديجه بردم، بر هيچيک از همسران پيامبر صلى الله عليه وسلم نبردم؛ گرچه هرگز او را نديده بودم اما پيامبر صلى الله عليه وسلم از او خيلی ياد می کرد.
  4. الله متعال از میان فرزندان اسماعیل کنانه را برگزید و از میان کنانه قریش را برگزید و از میان قریش بنی هاشم را برگزید و از میان بنی هاشم مرا برگزید و من سرور فرزندان آدم هستم و فخر فروشی و تکبر نمی کنم. و من اولین کسی هستم که زمین برای او شکافته می شود و اولین شفیع هستم و اولین کسی هستم که شفاعتش قبول می شود.
  5. فاطمه بخشی از وجود من است، هرکس او را ناراحت کند، مرا ناراحت کرده است.
  6. جبریل با تصویری از عایشه رضی الله عنها در پارچه ی ابریشمی سبزی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: این همسر تو در دنیا و آخرت می باشد.
  7. ابراهيم پسرم بود که در دوران شيرخوارگی فوت نمود. او در بهشت دو دايه خواهد داشت که دوران شيرخوارگی اش را کامل می کنند.
  8. رسول الله صلی الله علیه وسلم دو روز يعنی روز عايشه و سوده را نزد عايشه رضی الله عنها می مانْد.
  9. رسول الله صلی الله علیه وسلم در بیماری وفات سوال می کرد و می گفت: «فردا کجا خواهم بود، فردا کجا خواهم بود». و منظورش این بود که نوبت عایشه چه وقت است؛ این بود که همه ی همسران به ایشان اجازه دادند هر جا که می خواهد باشد.

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com