پرش به محتوا
احادیث با شرح

ديه‌ها

۹ حدیث

عمر بن الخطاب رضی الله عنه درباره ی زنی که در اثر ضربه، بچه اش را سقط کند با مردم مشورت نمود.

عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رضي الله عنه أَنَّهُ اسْتَشَارَ النَّاسَ فِي إمْلاصِ الْمَرْأَةِ، فَقَالَ الْمُغِيرَةُ بْنُ شُعْبَةَ: «شَهِدْت النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم قَضَى فِيهِ بِغُرَّةٍ- عَبْدٍ أَوْ أَمَةٍ- فَقَالَ: ائتني بِمَنْ يَشْهَدُ مَعَك، فَشَهِدَ مَعَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مَسْلَمَةَ».
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که وی با مردم در مورد زنی که در اثر ضربه بچه اش را سقط کند، مشورت نمود که مغیرة بن شعبه گفت: در مجلس رسول الله صلى الله عليه و سلم بودم که خونبهای جنين سقط شده را يک برده – غلام یا کنیز - قرار داد. عمر رضى الله عنه به او گفت: بايد شاهدی برای اين ماجرا بياوری؛ آنگاه محمد بن مسلمه رضى الله عنه نيز گواهی داد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

زنی در اثر جنایتی که در حق او روی داده بود، فرزندش را قبل از وقت ولادتش مرده به دنیا آورد؛ عادت خلیفه ی عادل عمر بن خطاب رضی الله عنه این بود که در امور و قضایای خود با اصحاب و یاران و علمایی که در میان آنها بود مشورت می کرد؛ وقتی این زن جنینی را ناقص سقط نمود، حکم دیه ی آن بر وی مشکل آمد. پس در این زمینه با صحابه رضی الله عنهم مشورت نمود که مغیرة بن شعبه رضی الله عنه خبر داد: شاهد بوده که رسول الله صلی الله علیه وسلم دیه ی جنین را یک برده – غلام یا کنیز – قرار داده است. عمر که می خواست در مورد این حکم کاملا مطمئن شود، حکمی که درواقع تشریعی عام تا روز قیامت بود، از مغیره خواست تا شاهدی را برای مدعای خود بیاورد که صدق و راستی سخن و صحت نقل وی را تایید نماید؛ این بود که محمد بن مسلمه انصاری بر صدق و راستی آنچه مغیره گفته بود شهادت داد. رضی الله عنهم اجمعین.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ. عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)،1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

دو زن از قبيله ی هُذيل با يکديگر درگير شدند که يکی از آنها سنگی بسوی ديگری پرتاب کرد و آن زن و جنينش را به قتل رساند.

عن أبي هُرَيْرة رضي الله عنه قال: «اقْتَتَلَتْ امْرَأَتَانِ مِنْ هُذَيْلٍ، فرمَت إحداهما الأخرى بحجر، فَقَتَلَتْهَا وَمَا فِي بَطْنِهَا فَاخْتَصَمُوا إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقَضَى رسول الله: أَنَّ دِيَةَ جَنِينِهَا غُرَّةٌ- عَبْدٌ، أَوْ وَلِيدَةٌ- وَقَضَى بِدِيَةِ المرأة على عَاقِلَتِهَا، وَوَرَّثَهَا وَلَدَهَا وَمَنْ مَعَهُمْ، فَقَامَ حَمَلُ بنُ النَّابِغَةِ الهُذَلِيُّ، فَقَالَ: يا رسول الله، كيف أغرم من لا شَرِبَ وَلا أَكَلَ، وَلا نَطَقَ وَلا اسْتَهَلَّ، فَمِثْلُ ذَلِكَ يُطَلُّ؟ فقال رَسول الله صلى الله عليه وسلم : «إنما هذا من إخوان الكُهَّان» من أجْل سَجْعِهِ الَّذِي سَجَعَ.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: دو زن از قبيله ی هُذيل با يکديگر درگير شدند که يکی از آنها سنگی بسوی ديگری پرتاب کرد و آن زن و جنينش را به قتل رساند. پس اختلاف را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم بردند. پيامبر صلی الله علیه وسلم چنين داوری فرمود که خونبهای جنين، يک برده يا کنيز می باشد و ديه ی مقتول به عهده ی عاقله (خويشاوندان پدری) قاتل است و آن را به عنوان ارث فرزندان مقتول و ساير وارثانش، قرار داد. آنگاه حَمَل بن نابغه هُذلی گفت: «يَا رَسُولَ اللَّهِ، كَيْفَ أَغْرَمُ مَنْ لاَ شَرِبَ وَلاَ أَكَلَ، وَلاَ نَطَقَ وَلاَ اسْتَهَلَّ؟ فَمِثْلُ ذَلِكَ يُطَلُّ»: «يا رسول الله، چگونه برای کسی که نخورده و نياشاميده و سخن نگفته و حيات نداشته، جريمه پرداخت کنم؟ چنين کسی خونبها ندارد». رسول الله صلی الله علیه وسلم بخاطر سخن موزونی که بکار برد، فرمود: «إِنَّمَا هَذَا مِنْ إِخْوَانِ الْكُهَّانِ»: «اين شخص، برادر کاهنان است» (مثل آنها حرف می زند).
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

دو زن از قبیله ی هذیل با یکدیگر درگیر شدند که یکی از آنها سنگ کوچکی را به سوی دیگری پرتاب کرد؛ سنگ کوچکی که غالبا کشنده نیست. اما این سنگ باعث کشته شدن آن زن و جنینش شد. رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین داوری نمود که دیه ی جنین یک برده ی مرد یا زن است، فرقی نمی کند جنین مذکر بوده یا مونث؛ و پرداخت دیه ی آن به عهده ی زن قاتل می باشد. و همچنین در مورد زن مقتول، به دیه قضاوت نمود چون قتل وی شبه عمد بوده است و این دیه را باید عاقله ی قاتل بپردازند. چون مبنای آن بر همکاری و تعادل می باشد و قتل غیر عمد بوده است. و دیه میراثی بعد از مقتول می باشد که به فرزندان و وارثانش می رسد و عاقله سهمی در آن ندارند. این بود که حمل بن نابغه مادر قاتل گفت: ای رسول خدا، چگونه دیه ی کسی را بپردازم که مرده سقط شده و چیزی نخورده و نیاشامیده و سخنی نگفته تا حیات وی ثابت گردد؟ و این سخنان را با اسلوبی مسجع بیان نمود. رسول الله صلی الله علیه وسلم این سخنش را با این طرز بیان نپسندید چون رد احکام شرعی را با ادبیاتی متکلفانه شبیه ادبیات کاهنان در برداشت که اموال مردم را به باطل می خورند.

مرجع

عمدة الأحكام من كلام خير الأنام -صلى الله عليه وسلم- لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ. تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

آيا مثل شتر نر برادر خود را گاز می گيری؟ ديه ای نداری.

عن عمران بن حصين رضي الله عنهما «أن رجلا عَضَّ يَدَ رجل؛ فَنَزَعَ يَدَهُ من فِيهِ؛ فوقعت ثَنِيَّتُهُ؛ فاختصما إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقال: يَعَضُّ أحدُكم أخاه كما يَعَضُّ الفَحْلُ؛ لا دِيَةَ لك».
از عمران بن حصین رضی الله عنهما روایت است که می گوید: شخصی دست ديگری را گاز گرفت؛ او دستش را از دهانش بيرون کشيد و با اين کار دو دندان پيش گاز گيرنده کنده شد؛ این بود که هر دو شکايت خود را نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم بردند؛ و رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمود: «يَعَضُّ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ كَمَا يَعَضُّ الْفَحْلُ لا دِيَةَ لَك»: «آيا مثل شتر نر برادر خود را گاز می گيری؟ ديه ای نداری».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

مردی در حق دیگری تجاوز نموده و دستش را گاز می گیرد؛ و دیگری دستش را از دهان وی بیرون می کشد و در اثر آن دندان های پیش وی کنده می شود. این دو شکایت و دعوای خود را جهت قضاوت نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می برند؛ کسی که گاز گرفته خواهان دیه ی دندان های افتاده اش می باشد و آنکه دستش گاز گرفته شده مدعی دفاع از جانش بوده و خواسته دستش را از دندان های وی خلاص کند؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم ادعای گاز گیرنده را رد می کند که چگونه عملی مانند حیوانات انجام داده است؟ و می فرماید: یکی از شما برادرش را گاز می گیرد و پس از آن خواهان دیه ی دندان هایی است که با آنها جنایت کرده است؟! دیه ای برای تو نیست. و کسی که گاز گرفته متجاوز است.

مرجع

1- صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. 2- صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. 3- الإلمام بشرح عمدة الأحكام، إسماعيل بن محمد الأنصاري، دار الفكر، دمشق، الطبعة: الأولى 1381هـ. 4- عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، الطبعة: الثانية 1408هـ. 5- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة 1426هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکس به صورتی نامشخص کشته شود یا با سنگ یا شلاقی کشته شود که دو گروه به سوی هم پرت می کنند، دیه ی آن دیه ی قتل خطا می باشد؛ و هرکس عمدا کسی را بکشد، قصاص می شود؛ و هرکس بین قاتل و قصاص قرار بگیرد، لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم به دنبال اوست.

عن ابن عباس، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «من قُتِلَ في عِمِّيّا، أو رِمِّيَاً يكون بينهم بحَجَرٍ، أو بِسَوْطٍ، فَعَقْلُهُ عَقْلُ خطإ، ومن قَتَلَ عَمْدَاً فَقَوَدُ يَدَيْهِ، فمن حَالَ بينه وبينه فعليه لعنة الله، والملائكة والناس أجمعين».
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ قَتَلَ فِي عِمِّيَّا، أَوْ رِمِّيًّا يَكُونُ بَيْنَهُمْ بِحَجَرٍ، أَوْ بِسَوْطٍ، فَعَقْلُهُ عَقْلُ خَطَإٍ، وَمَنْ قَتَلَ عَمْدًا فَقَوَدُ يَدَيْهِ، فَمَنْ حَالَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ، وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ»: «هرکس به صورتی نامشخص کشته شود یا با سنگ یا شلاقی کشته شود که دو گروه به سوی هم پرت می کنند، دیه ی آن دیه ی قتل خطا می باشد؛ و هرکس عمدا کسی را بکشد، قصاص می شود؛ و هرکس بین قاتل و قصاص قرار بگیرد، لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم به دنبال اوست».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداووددرجهصحیح است
شرح

حدیث مذکور بیانگر این مساله است که هرکسی در بین قومی کشته شود که با هم زد و خورد دارند و چیزهایی را به سوی هم پرتاب می کنند یا در حالتی نا مشخص کشته شود و سبب کشته شدن وی پوشیده و نا معلوم باشد و قاتل وی مشخص نباشد، قتل وی قتل خطا محسوب می گردد؛ و دیه ی وی دیه ی خطا و از بیت المال مسلمانان پرداخت می شود. و هرکس عمدا کسی را بکشد، قصاص می شود. و هرکس بین قاتل و قصاص قرار بگیرد و اولیای مقتول را بعد از طلب قصاص، از کشتن قاتل باز دارد، خود را در معرض لعنت الله قرار می دهد و به خاطر جرم بزرگش هیچ توبه و عمل فرض و نفلی از وی قبول نمی شود.

مرجع

- سنن أبي داود، سليمان بن الأشعث السِّجِسْتاني، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد: المكتبة العصرية، صيدا – بيروت - السنن الصغرى للنسائي، أحمد بن شعيب النسائي، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب، الطبعة: الثانية، 1406 – 1986. - سنن ابن ماجه، ابن ماجه أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي- دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي - منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان، طبعة دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى 1428. - توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام، مكتبة الأسدي، مكة المكرمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م. - تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام: تأليف الشيخ صالح الفوزان، عناية عبد السلام السليمان، مؤسسة الرسالة الطبعة الأولى. - فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية القاهرة، تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى 1427. - ذخيرة العقبى في شرح المجتبى، المؤلف: محمد بن علي بن آدم الإثيوبي الوَلَّوِي، دار المعراج الدولية للنشر ودار آل بروم للنشر والتوزيع، الطبعة: الأولى 1416 هـ - 1996 م. - صحيح الجامع الصغير وزياداته، الألباني، دار المكتب الإسلامي.

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکس عمدا مومنی را بکشد، تصمیم گیری در مورد قاتل به اولیای مقتول سپرده می شود؛ چه بخواهند او را بکشند و چه دیه بگیرند. و دیه ی مقتول سی شتر که وارد چهار سالگی شده اند و سی شتر که وارد پنج سالگی شده اند و چهل شتر باردار و آنچه در مورد آن صلح کنند، برای اولیای مقتول خواهد بود.

عن عمرو بن شعيب، عن أبيه، عن جده، أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «مَنْ قَتَل مؤمِنا متعمِّدًا دُفِعَ إلى أولياء المَقْتول، فإنْ شاءوا قَتَلوا، وإنْ شاءوا أَخَذوا الدِّيَة، وهي ثلاثون حِقَّة، وثلاثون جَذَعَة، وأَرْبعون خَلِفَة، وما صالحوا عليه فهو لهم، وذلك لتَشْدِيد العَقْل».
از عمرو بن شعیب از پدرش از جدش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا دُفِعَ إِلَى أَوْلِيَاءِ المَقْتُولِ، فَإِنْ شَاءُوا قَتَلُوا، وَإِنْ شَاءُوا أَخَذُوا الدِّيَةَ، وَهِيَ ثَلَاثُونَ حِقَّةً، وَثَلَاثُونَ جَذَعَةً، وَأَرْبَعُونَ خَلِفَةً، وَمَا صَالَحُوا عَلَيْهِ فَهُوَ لَهُمْ، وَذَلِكَ لِتَشْدِيدِ العَقْلِ»: «هرکس عمدا مومنی را بکشد، تصمیم گیری در مورد قاتل به اولیای مقتول سپرده می شود؛ چه بخواهند او را بکشند و چه دیه بگیرند. و دیه ی مقتول سی شتر که وارد چهار سالگی شده اند و سی شتر که وارد پنج سالگی شده اند و چهل شتر باردار و آنچه در مورد آن صلح کنند، برای اولیای مقتول خواهد بود. و این جهت تشدید دیه می باشد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهحسن است
شرح

این حدیث بیانگر احکام ناشی از قتل عمدی مومن می باشد. و توضیح می دهد که اولیای مقتول که وارثان وی می باشند، بین انتخاب دو گزینه مختار هستند؛ اینکه قصاص بخواهند و در نتیجه حاکم قاتل را بکشد و جزای او را از جنس عملی که مرتکب شده قرار دهد؛ و اینکه به دیه ی مذکور در حدیث راضی شوند که عبارت است از: سی شتر که وارد چهار سالگی شده اند و سی شتر که وارد پنج سالگی شده اند و چهل شتر باردار؛ و چنانکه در حدیث مذکور آمده، اولیای مقتول می توانند بیش از این مقدار طلب کنند و با مقتول در مورد بیش از این مقدار توافق نمایند. سپس بیان می کند که این دیه - دیه ی قتل عمد - به دلیل عمد و قصدی که در قتل وجود داشته، دیه ی مغلظه می باشد.

مرجع

- سنن أبي داود, أبو داود سليمان بن الأشعث بن إسحاق الأزدي السِّجِسْتاني, المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد, المكتبة العصرية، صيدا – بيروت. - سنن الترمذي، محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق أحمد شاكر وغيره ، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، الطبعة: الثانية، 1395 هـ. - سنن ابن ماجه, ابن ماجه أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي, الناشر: دار إحياء الكتب العربية، فيصل عيسى البابي الحلبي. - مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م. - توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، الناشر: مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م. - تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 هـ 2006 م. - حاشية السندي على سنن ابن ماجه = كفاية الحاجة في شرح سنن ابن ماجه, محمد بن عبد الهادي التتوي، أبو الحسن، نور الدين السندي, دار الجيل - بيروت، بدون طبعة. - مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م. - التَّحبير لإيضَاح مَعَاني التَّيسير, محمد بن إسماعيل الصنعاني المعروف بالأمير, حققه محَمَّد صُبْحي بن حَسَن حَلّاق, مَكتَبَةُ الرُّشد، الرياض - المملكة الْعَرَبيَّة السعودية, الطبعة: الأولى، 1433 هـ - 2012 م. - الفتح الرباني لترتيب مسند الإمام أحمد بن حنبل الشيباني ومعه بلوغ الأماني من أسرار الفتح الرباني, أحمد بن عبد الرحمن بن محمد البنا الساعاتي, دار إحياء التراث العربي, الطبعة: الثانية. - منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن صالح الفوزان، الناشر : دار ابن الجوزي الطبعة : الأولى ، 1427 هـ - 1431 هـ. - نيل الأوطار، للشوكاني. الناشر: دار الحديث، مصر. الطبعة: الأولى، 1413هـ - 1993م. - إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، للشيخ الألباني. الناشر: المكتب الإسلامي – بيروت. الطبعة: الثانية 1405 هـ - 1985م.

این حدیث در HadeethEnc.com

بدانید که هر اثر نیک و خون و مالی که از دوران جاهلیت باقیمانده، زیر پاهایم قرار دارد (باطل بوده و اعتباری ندارد) جز آب دادن به حجاج و خدمت و رسیدگی به خانه ی کعبه.

عن عبد الله بن عمرو رضي الله عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم خطب يوم الفتح فقال: «ألا إن كل مَأْثُرَة كانت في الجاهلية من دم أو مال تُذْكَرُ وَتُدْعَى تحت قدمي، إلا ما كان من سِقَايَةِ الحاج، وسِدَانَة البيت» ثم قال: «ألا إن دِيَةَ الخطإ شِبْه العمد ما كان بالسَّوْطِ والعَصَا مِائة من الإبل: منها أربعون في بُطُونِهَا أولادُهَا».
از عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در روز فتح مکه به ایراد سخن پرداخت و فرمود: «أَلَا إِنَّ كُلَّ مَأْثُرَةٍ كَانَتْ فِي الْجَاهِلِيَّةِ مِنْ دَمٍ أَوْ مَالٍ تُذْكَرُ وَتُدْعَى تَحْتَ قَدَمَيَّ، إِلَّا مَا كَانَ مِنْ سِقَايَةِ الْحَاجِّ، وَسِدَانَةِ الْبَيْتِ»: «بدانید که هر اثر نیک و خون و مالی که از دوران جاهلیت باقیمانده، زیر پاهایم قرار دارد (باطل بوده و اعتباری ندارد) جز آب دادن به حجاج و خدمت و رسیدگی به خانه ی کعبه». سپس فرمود: «أَلَا إِنَّ دِيَةَ الْخَطَإِ شِبْهِ الْعَمْدِ مَا كَانَ بِالسَّوْطِ وَالْعَصَا مِائَةٌ مِنَ الإِبِلِ: مِنْهَا أَرْبَعُونَ فِي بُطُونِهَا أَوْلَادُهَا»: «بدانید که دیه ی قتل خطا و شبه عمد که با ضربه ی شلاق و عصا اتفاق افتاده است، صد شتر است که چهل شتر از آنها حامله باشند».
به روایت ابن ماجه - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلى الله عليه وسلم در خطبه ای که روز فتح مکه می خواند، خبر می دهد که هر اثری از کارهای نیک دوران جاهلیت و مفاخر آنها باطل و بی اعتبار است جز آب دادن به حجاج و خدمت و رسیدگی به بیت الحرام؛ این دو عمل همچون سابق جایگاه خود را داشته و باقی خواهند بود. در جاهلیت پوشش کعبه و رسیدگی به امور آن به عهده ی بنی عبدالدار بود و آب دادن به حجاج به عهده ی بنی هاشم؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل آنها را تایید نمود. سپس ذکر می کند که دیه ی قتل شبه عمد، دیه ی مغلظه می باشد که عبارت است از صد شتر که چهل شتر از آنها باردار باشند. قتل شبه عمد این است که کسی با قصد ضربه زدن با وسیله ای که غالبا کشنده نیست، مانند شلاق یا عصا به دیگری ضربه ای بزند و او در اثر آن بمیرد.

مرجع

سنن أبي داود، المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد-الناشر: المكتبة العصرية، صيدا – بيروت. سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي-الناشر: دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي. سنن للنسائي، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، الناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب،الطبعة: الثانية، 1406 – 1986. مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م. فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام،محمد بن صالح بن محمد العثيمين، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة، المكتبة الإسلامية، القاهرة، الطبعة الأولى، 1427هـ. توضيح الأحكام من بلوغ المرام ، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، مكتبة الأسدي، مكة، الطبعة الخامسة، 1423. منحة العلام شرح بلوغ المرام، عبد الله الفوزان، دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1428. بلوغ المرام من أدلة الأحكام، أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، تحقيق وتخريج وتعليق: سمير بن أمين الزهري-الناشر: دار الفلق، الرياض، الطبعة: السابعة، 1424 هـ. سبل السلام، محمد بن إسماعيل الصنعاني، الناشر: دار الحديث. عون المعبود شرح سنن أبي داود، محمد أشرف الصديقي، العظيم آبادي،الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، الطبعة: الثانية، 1415 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

«اين و اين با يکديگر برابرند». و منظورش اين بود كه انگشت کوچک و ابهام در مقدار دیه برابرند.

عن ابن عباس رضي الله عنهما عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «هذه وهذه سواءٌ». يعني: الْخِنْصَر وَالْإِبْهَام.
از ابن عباس رضی الله عنهما روايت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «هَذِهِ وَهَذِهِ سَوَاءٌ»: «اين و اين با يکديگر برابرند». و منظورش اين بود كه انگشت کوچک و ابهام در مقدار دیه برابرند.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

در دو دست ده انگشت وجود دارد، هر انگشتی که توسط جانی قطع شود، یک دهم دیه از شتر بدان تعلق می گیرد؛ و در این زمینه فرقی بین انگشتان نیست. چنانکه انگشت کوچک که در کنار دست قرار دارد با انگشت ابهام که در گرفتن اشیا به انسان کمک می کند، تفاوتی در مقدار دیه ندارند؛ و به هردو به یک میزان دیه تعلق می گیرد؛ و به مجموع هر ده انگشت، یک دیه ی کامل تعلق می گیرد. و دو پا مانند دو دست و انگشتان آنها می باشد؛ هرچند انگشتان از نگاه کاربری متفاوت باشند، اما دیه ی همه ی انگشتان با یکدیگر برابر هستند؛ و الله با حکمتِ آگاه است.

مرجع

صحيح البخاري، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة، الطبعة: الأولى 1422هـ. فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، محمد بن صالح بن محمد العثيمين، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة، المكتبة الإسلامية، القاهرة، الطبعة الأولى، 1427هـ. توضيح الأحكام من بلوغ المرام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، مكتبة الأسدي، مكة، الطبعة الخامسة، 1423. بلوغ المرام من أدلة الأحكام، أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، تحقيق وتخريج وتعليق: سمير بن أمين الزهيري - الناشر: دار الفلق - الرياض - الطبعة: السابعة، 1424 هـ. سبل السلام، محمد بن إسماعيل الصنعاني، الناشر: دار الحديث.

این حدیث در HadeethEnc.com

دیه ی کافری که با مسلمانان عهد و پیمان دارد، نصف دیه ی شخص آزاد است.

عن عبد الله بن عمرو رضي الله عنهما أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «دِيَة المُعَاهِدِ نصف دِيَة الحُرِّ».
از عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: ««دِيَةُ الْمُعَاهِدِ نِصْفُ دِيَةِ الْحُرِّ»: «دیه ی کافری که با مسلمانان عهد و پیمان دارد، نصف دیه ی شخص آزاد است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهحسن است
شرح

رسول الله صلى الله عليه وسلم خبر می دهد که دیه ی کتابی (اهل کتاب) نصف دیه ی مسلمان آزاد است. فرقی نمی کند ذمی باشد و در برابر پرداخت جزیه و التزام به احکام اسلام در سرزمین مسلمانان اقامت داشته باشد یا کافر معاهدی باشد که در سرزمین خود بوده و بین او و مسلمانان عهد و پیمان صلح برقرار است یا کافری باشد که از حکومت اسلامی امان گرفته و در سرزمین مسلمانان مشغول تجارت یا کار دیگری است؛ هر سه مورد مذکور در حفظ جان شان از سوی مسلمانان مشترک هستند؛ و دیه ی زخم هایی که بر می دارند مانند دیه ی زخم های مسلمانان است، چون زخم تابع قتل می باشد. بنابراین دیه ی هر مرد آنها پنجاه شتر و دیه ی هر زنی از آنها بیست و پنج شتر می باشد. چون دیه ی زن نصف دیه ی مرد است. اما هیچ مسلمانی در برابر کشتن کافر حربی ضامن نیست؛ نه قصاصی دارد و نه دیه ای باید بپردازد.

مرجع

سنن أبي داود، المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد، الناشر: المكتبة العصرية، صيدا – بيروت. سنن الترمذي، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر (جـ 1، 2) ومحمد فؤاد عبد الباقي (جـ 3) وإبراهيم عطوة عوض المدرس في الأزهر الشريف (جـ 4، 5) الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي – مصر، الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م. سنن للنسائي، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، الناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب،الطبعة: الثانية، 1406 – 1986. سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي. مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م. توضيح الأحكام من بلوغ المرام ، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، مكتبة الأسدي، مكة، الطبعة الخامسة، 1423. منحة العلام شرح بلوغ المرام، عبد الله الفوزان، دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1428. بلوغ المرام من أدلة الأحكام، أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، تحقيق وتخريج وتعليق: سمير بن أمين الزهيري-الناشر: دار الفلق – الرياض-الطبعة: السابعة، 1424 هـ. سبل السلام، محمد بن إسماعيل الصنعاني، الناشر: دار الحديث. إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل- محمد ناصر الدين الألباني، إشراف: زهير الشاويش،الناشر: المكتب الإسلامي – بيروت،الطبعة: الثانية 1405 هـ - 1985م.

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۹
۹ حدیث
  1. عمر بن الخطاب رضی الله عنه درباره ی زنی که در اثر ضربه، بچه اش را سقط کند با مردم مشورت نمود.
  2. دو زن از قبيله ی هُذيل با يکديگر درگير شدند که يکی از آنها سنگی بسوی ديگری پرتاب کرد و آن زن و جنينش را به قتل رساند.
  3. آيا مثل شتر نر برادر خود را گاز می گيری؟ ديه ای نداری.
  4. هرکس به صورتی نامشخص کشته شود یا با سنگ یا شلاقی کشته شود که دو گروه به سوی هم پرت می کنند، دیه ی آن دیه ی قتل خطا می باشد؛ و هرکس عمدا کسی را بکشد، قصاص می شود؛ و هرکس بین قاتل و قصاص قرار بگیرد، لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم به دنبال اوست.
  5. هرکس عمدا مومنی را بکشد، تصمیم گیری در مورد قاتل به اولیای مقتول سپرده می شود؛ چه بخواهند او را بکشند و چه دیه بگیرند. و دیه ی مقتول سی شتر که وارد چهار سالگی شده اند و سی شتر که وارد پنج سالگی شده اند و چهل شتر باردار و آنچه در مورد آن صلح کنند، برای اولیای مقتول خواهد بود.
  6. بدانید که هر اثر نیک و خون و مالی که از دوران جاهلیت باقیمانده، زیر پاهایم قرار دارد (باطل بوده و اعتباری ندارد) جز آب دادن به حجاج و خدمت و رسیدگی به خانه ی کعبه.
  7. «اين و اين با يکديگر برابرند». و منظورش اين بود كه انگشت کوچک و ابهام در مقدار دیه برابرند.
  8. دیه ی کافری که با مسلمانان عهد و پیمان دارد، نصف دیه ی شخص آزاد است.
  9. دیه ی قتل شبه عمد مانند دیه ی قتل عمد، مغلظه بوده و فاعل آن کشته نمی شود؛ و سبب آن وسوسه ی شیطان در بین مردم می باشد که در نتیجه ی آن بدون کینه و دشمنی و حمل سلاح، خونهایی ریخته می شود که در آنها قاتل و نوع قتل مشخص نیست.

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com