عن أبي ثَعْلبة الخُشني رضي الله عنه قال: «أَتَيْتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلت: يا رسول الله، إنا بأرض قوم أهل كتاب، أَفَنَأْكُلُ في آنِيَتِهِم؟ وفي أرض صيد، أَصِيدُ بِقَوْسِي وبِكَلْبِي الذي ليس بِمُعَلَّمٍ، وبِكَلْبِي المُعَلَّمِ، فما يَصلح لي؟ قال: أمَّا مَا ذَكَرْتَ- يعني من آنية أهل الكتاب-: فإِنْ وجدْتُمْ غيرها فلا تأكلوا فيها، وإِنْ لم تَجِدُوا فاغسِلوهَا، وكلوا فِيهَا، وما صدتَ بِقَوْسِكَ، فذَكَرْتَ اسمَ الله عَلَيه فَكُلْ، وما صِدْتَ بِكَلْبِكَ المُعَلَّمِ، فَذَكَرْتَ اسْمَ الله عليه فَكُلْ، وما صِدْتَ بِكَلْبِكَ غيرِ المُعَلَّمِ فَأَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَكُلْ».
از ابوثعلبه خُشنی رضی الله عنه روایت است که می گوید: نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدم و گفتم: ای رسول خدا، ما در سرزمين اهل کتاب زندگی می کنيم؛ آيا در ظرف های آنها غذا بخوريم؟ و در سرزمين صيد و شکار زندگی می کنيم، با کمانم و سگم که تربيت نيافته است و سگ تربيت شده شکار می کنم، کدامش برای من جايز است؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَمَّا مَا ذَكَرْتَ - يَعْنِي مِنْ آنِيَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ - فَإِنْ وَجَدْتُمْ غَيْرَهَا فَلا تَأْكُلُوا فِيهَا، وَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَاغْسِلُوهَا وَكُلُوا فِيهَا. وَمَا صِدْتَ بِقَوْسِكَ فَذَكَرْتَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلْ، وَمَا صِدْتَ بِكَلْبِكَ الْمُعَلَّمِ، فَذَكَرْتَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلْ، وَمَا صِدْتَ بِكَلْبِكَ غَيْرِ الْمُعَلَّمِ فَأَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَكُلْ»: «اما مورد اول - خوردن غذا در ظروف اهل کتاب - اگر غير از اين ظروف، ظرف های ديگری يافتيد، در آنها نخوريد و اگر نيافتيد آنها را بشوييد سپس در آنها غذا بخوريد؛ و هرگاه با کمانت شکار کردی و هنگام شکار بسم الله گفتی، آن را بخور؛ و اگر با سگ تربيت شده برای شکار، شکار کردی و هنگام رها کردن سگ بسم الله گفتی، آن را بخور؛ و اگر با سگی که [برای شکار] تربيت نيافته شکار کردی و قبل از اينکه شکارت بميرد به آن رسيدی و توانستی سرش را ببری، آن را بخور».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
ابوثعلبه رضی الله عنه برای رسول الله صلی الله علیه وسلم توضیح می دهد که آنها در همسایگی اهل کتاب زندگی می کنند؛ مراد از اهل کتاب یهود و نصاری می باشد. آیا برای آنها حلال است که در ظرف های اهل کتاب غذا بخورند چون گمان نجس بودن آنها می رود؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به جایز بودن غذا خوردن در این ظرف ها و به طریق اولی استفاده از آنها در موارد دیگر فتوا می دهد اما به دو شرط: 1- ظرفی جز ظرف های آنها نیابند. 2- اینکه ظرف های آنها را بشویند.
و برای رسول الله صلی الله علیه وسلم توضیح می دهد که آنها در منطقه ی شکاری هستند که با کمان و سگ شکاریِ آموزش یافته برای شکار و سگ هایی که برای شکار آموزش پیدا نکرده اند، شکار می کنند؛ و از ایشان در مورد روش درست شکار و روشی که برای آنها در شکار کردن حلال است، سوال می کند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی فتوا می دهد که آنچه با کمانش شکار می کند، حلال است به شرطی که قبل از پرتاب تیر از کمان، بسم الله بگوید. اما آنچه سگ ها شکار می کنند، در صورتی که سگ برای شکار آموزش دیده باشد و به هنگام فرستادن آن بسم الله گفته شود، همچنین حلال است؛ اما در مورد سگی که آموزش دیده نباشد، شکارش حلال نیست مگر اینکه صیاد شکار مورد نظر را زنده بیابد و آن را ذبح شرعی کند.
مرجع
-صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه.
-صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423ه.ـ
-تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، 1426ه.
-عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس رضي الله عنه قال: «أَنْفَجْنَا أَرْنَباً بِمَرِّ الظَّهْرَانِ، فَسَعَى الْقَوْمُ فَلَغَبُوا، وَأَدْرَكْتُهَا فَأَخَذْتُهَا، فَأَتَيْتُ بِهَا أَبَا طَلْحَةَ، فَذَبَحَهَا وَبَعَثَ إلَى رَسُولِ الله صلى الله عليه وسلم بِوَرِكِهَا وَفَخِذَيْهَا فَقَبِلَهُ».
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: در "مرالظهران" خرگوشی را دنبال كرديم. مردم به دنبال آن دويدند اما از گرفتن آن درمانده شدند. ولی من خودم را به آن رساندم و آن را گرفتم. سپس آن را نزد ابوطلحه رضی الله عنه آوردم. او آن را ذبح كرد و يك ران يا هر دو رانش را برای رسول الله صلى الله عليه وسلم فرستاد و ايشان آن را پذيرفت.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه اصحابش در سفر بودند؛ و چه بسا در منطقه مر الظهران توقف کرده اند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال فتح مکه به همراه اصحاب در این مکان توقف می کنند؛ خرگوشی را می بینند و برخی از اصحاب برای گرفتنش به دنبال آن می دوند و تلاش می کنند، اما خسته می شوند و انس رضی الله عنه آن را می گیرد؛ انس بن مالک رضی الله عنه در این زمان، در آغاز جوانی بوده است؛ پس خرگوش را می گیرد و آن را نزد شوهر مادرش یعنی ابوطلحه رضی الله عنه می آورد؛ و ابوطلحه آن را ذبح نموده و بخشی از آن، شامل دو رانش را به رسول الله صلی الله علیه وسلم هدیه می دهد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را می پذیرد و از آن می خورد.
مرجع
صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ.
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، إسماعيل بن محمد الأنصاري، دار الفكر، دمشق، الطبعة: الأولى 1381هـ.
تأسيس الأحكام، أحمد بن يحيى النجمي، دار علماء السلف، الطبعة: الثانية 1414هـ.
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الأمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة 1426هـ.
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، الطبعة: الثانية 1408هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ ابنِ عُمَرَ رَضيَ اللهُ عنهما عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنِ اقْتَنَى كَلْبًا إِلَّا كَلْبَ ضَارٍ أَوْ مَاشِيَةٍ نَقَصَ مِنْ عَمَلِهِ كُلَّ يَوْمٍ قِيرَاطَانِ»، قَالَ سَالِمٌ: وَكَانَ أَبُو هُرَيْرَةَ يَقُولُ: «أَوْ كَلْبَ حَرْثٍ»، وَكَانَ صَاحِبَ حَرْثٍ.
از ابن عمر رضی الله عنهما از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت است که فرمودند: «مَنِ اقْتَنَى كَلْبًا إِلَّا كَلْبَ ضَارٍ أَوْ مَاشِيَةٍ نَقَصَ مِنْ عَمَلِهِ كُلَّ يَوْمٍ قِيرَاطَانِ»، یعنی: «هر کس سگی را نگه دارد، مگر سگ شکاری یا [سگ گلهٔ] دام، هر روز دو قیراط از عملش کاسته میشود». سالم گفت: و ابوهریره میگفت: «یا سگِ کشاورزی»، و او خود صاحب زمین کشاورزی بود.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم از نگهداری سگ برحذر داشتهاند، مگر برای نیاز شکار، یا نگهبانی از دام و زراعت. و هر کس آن را برای غیر از این موارد نگه دارد، هر روز دو قیراط از ثواب عملش کاسته میشود؛ و آن مقداری است که نزد خداوند متعال معلوم است.
فواید
- برای مسلمان جایز نیست که سگ نگه دارد، مگر در موارد استثنا شده.
- نگهداری سگ منع شده است؛ به دلیل مفاسد و ضررهای فراوانی که در آن است. از پیامبر صلی الله علیه و سلم ثابت شده است که فرشتگان وارد خانهای که در آن سگ باشد، نمیشوند؛ و به دلیل نجاست غلیظی که در آن است و جز با شستشوی مکرر با آب و خاک از بین نمیرود.
مرجع
صحيح البخاري (7/ 87) (5480).
صحيح مسلم (3/ 1202) (1574).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص720).
این حدیث در HadeethEnc.comعن عديّ بن حاتم رضي الله عنه قال: قلتُ: يا رسول الله، إني أُرسلُ الكلاب المعلَّمة، فيُمسِكنَ عليّ، وأذكرُ اسم الله؟ فقال: "إذا أرسلتَ كلبَكَ المعلَّمَ، وذكرتَ اسمَ الله، فكُلْ ما أمسكَ عليك"، قلت: وإن قتلنَ؟ قال: "وإن قَتلْنَ، ما لم يَشْرَكْها كلبٌ ليس منها"، قلتُ له: فإني أرمي بالمِعْراض الصيدَ فأُصُيبُ؟ فقال: "إذا رميتَ بالمعراضِ فخزَقَ فكلْهُ، وإن أصابَه بعَرْضٍ فلا تأكلْهُ".
وحديث الشعبي، عن عدي نحوه، وفيه: "إلا أن يأكل الكلب، فإن أكل فلا تأكل؛ فإني أخاف أن يكون إنما أمسك على نفسه، وإن خالطها كلاب من غيرها فلا تأكل؛ فإنما سميت على كلبك، ولم تسم على غيره".
وفيه: "إذا أرسلت كلبك المكلب فاذكر اسم الله، فإن أمسك عليك فأدركته حيا فاذبحه، وإن أدركته قد قتل ولم يأكل منه فكله، فإنَّ أخْذَ الكلبِ ذَكَاته".
وفيه أيضا: "إذا رميت بسهمك فاذكر اسم الله".
وفيه: "فإن غاب عنك يوما أو يومين -وفي رواية: اليومين والثلاثة- فلم تجد فيه إلا أثر سهمك، فكل إن شئت، فإن وجدته غريقا في الماء فلا تأكل؛ فإنك لا تدري الماء قتله، أو سهمك؟
از عدی بن حاتم رضی الله عنه روایت است که می گوید: گفتم: يا رسول الله، من سگ های تربيت شده را به دنبال شکار می فرستم و بسم الله می گويم؛ آن سگ ها شکارم را برايم می گيرند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إذَا أَرْسَلْتَ كَلْبَكَ الْمُعَلَّمَ وَذَكَرْتَ اسْمَ اللَّهِ، فَكُلْ مَا أَمْسَكَ عَلَيْكَ»: «هرگاه سگ تربيت شده ات را فرستادی و بسم الله هم گفتی، آنچه سگت برايت شکار می کند بخور». گفتم: حتی اگر شکارم را بکشند؟ فرمود: «وَإِنْ قَتَلْنَ، مَا لَمْ يَشْرَكْهَا كَلْبٌ لَيْسَ مِنْهَا»: «حتی اگر شکارت را بکشند به شرط اينکه سگی که از آنها نيست با آنان در شکار شریک نشود». به ايشان گفتم: به سوی شکارم نيزه پرتاب می کنم و آن را شکار می کنم. فرمود: «إذَا رَمَيْتَ بِالْمِعْرَاضِ فَخَرَقَ فَكُلْهُ، وَإِنْ أَصَابَهُ بِعَرْضٍ فَلا تَأْكُلْهُ»: «اگر نيزه را پرت کردی و نيزه در بدن شکارت فرو رفت آن را بخور؛ و اگر نيزه با عرض به شکار برخورد کرد (و به بدنش فرو نرفت) آن را نخور».
و حدیث شعبی به روایت از عدی نیز همانند این روایت است و در آن آمده است: «إلاَّ أَنْ يَأْكُلَ الْكَلْبُ، فَإِنْ أَكَلَ فَلا تَأْكُلْ، فَإِنِّي أَخَافُ أَنْ يَكُونَ إنَّمَا أَمْسَكَ عَلَى نَفْسِهِ، وَإِنْ خَالَطَهَا كِلابٌ مِنْ غَيْرِهَا فَلا تَأْكُلْ، فَإِنَّمَا سَمَّيْتَ عَلَى كَلْبِكَ، وَلَمْ تُسَمِّ عَلَى غَيْرِهِ»: «مگر اينکه سگ از شکار بخورد، اگر از آن خورد تو آن را نخور، چون می ترسم سگ آن را برای خودش شکار کرده باشد؛ و همچنين اگر سگ های ديگری با سگت همراه شدند، آن شکار را نخور، زيرا تو بسم الله را هنگام فرستادن سگ خودت گفته ای نه سگ های ديگر».
و همچنین در این روایت آمده است: «إذَا أَرْسَلْتَ كَلْبَكَ الْمُكَلَّبَ فَاذْكُرِ اسْمَ اللَّهِ، فَإِنْ أَمْسَكَ عَلَيْكَ فَأَدْرَكْتَهُ حَيّاً فَاذْبَحْهُ، وَإِنْ أَدْرَكْتَهُ قَدْ قَتَلَ وَلَمْ يَأْكُلْ مِنْهُ فَكُلْهُ، فَإِنَّ أَخْذَ الْكَلْبِ ذَكَاتُهُ»: «هرگاه سگ تربيت يافته ات را به دنبال شکار فرستادی بسم الله بگو؛ اگر سگ، شکارت را برايت نگه داشت و آن را زنده يافتی، ذبحش کن؛ و اگر سگت شکارت را کشته بود ولی از آن نخورده بود، آن را بخور، زيرا شکار کردن سگ به منزله ی سربريدن آن است».
و نیز در آن آمده است: «إذَا رَمَيْتَ بِسَهْمِكَ فَاذْكُرْ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ»: «هرگاه تیرت را (بسوی شکارت) انداختی بسم الله بگو».
و نیز در آن آمده است: «فَإِنْ غَابَ عَنْكَ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْنِ - وَفِي رِوَايَةٍ: الْيَوْمَيْنِ وَالثَّلاثَةَ - فَلَمْ تَجِدْ فِيهِ إلاَّ أَثَرَ سَهْمِكَ، فَكُلْ إنْ شِئْتَ، فَإِنْ وَجَدْتَهُ غَرِيقاً فِي الْمَاءِ فَلا تَأْكُلْ؛ فَإِنَّكَ لا تَدْرِي الْمَاءُ قَتَلَهُ، أَوْ سَهْمُكَ؟»: «اگر (شکاری را که با تیر زده ای) يک يا دو روز از تو مخفی ماند - و در روايتی: دو يا سه روز - و در آن جز اثر تیرت چيز ديگری نيافتی، اگر خواستی آن را بخور؛ اما اگر آن را غرق شده در آب يافتی از آن نخور، زيرا نمی دانی آب آن را کشته است يا تیر تو؟».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
عدی بن حاتم از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد شکار کردن با سگ های شکاری و تعلیم دیده می پرسد، رسول الله صلی الله علیه وسلم به او می گوید: اگر هنگام فرستادن سگ های شکاری بسم الله گفتی، می توانی از آنچه سگ ها شکار کرده اند بخوری، مادامی که همراه آنها سگ دیگری نباشد. و چنانچه همراه آنها سگ دیگری یافتی، از آن نخور، زیرا تو بر سگ خود بسم الله گفته ای نه بر سگی دیگر. همچنین اگر نیزه ای به سوی شکار پرتاب نمودی و نیزه وارد بدن شکار شد و از آن خون جاری شد، می توانی از گوشتش بخوری به شرط اینکه بسم الله گفته باشی؛ و اگر نيزه با عرض آن به شکار برخورد کرد (و به بدنش فرو نرفت)، اما آن را کشت، از آن نخور، زیرا در این صورت حیوانی که شکار کرده ای، حکم حیوانی را دارد که در اثر سقوط یا شاخ حیوان دیگری کشته شده است.
و اگر شخصی سگش را فرستاد و سگ، حیوان را شکار کرد اما شکار همچنان زنده بود و سگ ها آن را نکشته بودند، باید آن را ذبح کند، در این صورت است که حلال می شود، حتی اگر سگ دیگری با سگ او در شکار مشارکت نموده باشد.
همچنین از ایشان در مورد شکار کردن با تیری سوال نمود که بسم الله بر آن گفته شده است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم امر نمود که گوشت چنین شکاری خورده شود و اگر حیوان به مدت یک یا دو روز مخفی بماند و پیدا نشود و پس از پیدا شدن تنها اثر همان تیر بر آن باشد، خوردن آن جایز است. اما چنانچه حیوان را در حالی بیابد که در آب غرق شده، نباید از آن بخورد، زیرا نمی داند به وسیله آب خفه شده و مرده است یا با تیر او.
مرجع
صحيح البخاري، تحقيق محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، ط 1422هـ.
صحيح مسلم، ط دار إحياء التراث العربي، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي.
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري، ط دار الفكر بدمشق، الطبعة الأولى، 1381هـ.
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام، ط دار الميمان، 1426هـ.
تأسيس الأحكام للنجمي، ط دار المنهاج، 1427هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن ابن أبي عَمَّار قال: قلت لجابر: الضَّبْع صَيْدٌ هي؟ قال: «نعم»، قال: قلتُ: آكُلُها؟ قال: «نعم»، قال: قلتُ له: أَقَالَهُ رسول الله صلى الله عليه وسلم ؟ قال: «نعم».
از ابن ابی عمار روایت است که می گوید: به جابر گفتم: کفتار، شکاری مباح است؟ گفت: بله؛ گفتم: آن را بخورم؟ گفت: بله؛ به او گفتم: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین فرموده است؟ گفت: بله.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیدرجهصحیح است
شرح
ابن ابی عمار رحمه الله که از تابعین است از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما در مورد حکم کفتار و اینکه آیا شکار و خوردن آن جایز است یا نه، سوال می کند؛ و پاسخ جابر در همه ی این موارد مثبت است. سپس ابن ابی عمار از جابر در مورد این فتوا می پرسد که آیا این رای و نظر جابر است یا آن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است؟ و جابر پاسخ می دهد که آن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است.
مرجع
-سنن أبي داود, أبو داود سليمان بن الأشعث الأزدي السِّجِسْتاني, المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد, المكتبة العصرية، صيدا – بيروت.
- سنن الترمذي، تأليف: محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق أحمد شاكر وغيره، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، الطبعة الثانية، 1395 ه.
-سنن ابن ماجه, ابن ماجة أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي, الناشر: دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي.
-السنن الصغرى للنسائي "المجتبى"، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، نشر: مكتب المطبوعات الإسلامية – حلب، الطبعة الثانية، 1406ه – 1986م.
-مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى، 1421هـ - 2001م.
-مسند الدارمي المعروف بـ (سنن الدارمي), أبو محمد عبد الله بن عبد الرحمن الدارمي، تحقيق: حسين سليم أسد الداراني, دار المغني للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية, الطبعة الأولى، 1412هـ - 2000م.
-إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل, محمد ناصر الدين الألباني, إشراف: زهير الشاويش, المكتب الإسلامي – بيروت, الطبعة الثانية 1405 هـ - 1985م.
-سبل السلام شرح بلوغ المرام، تأليف: محمد بن إسماعيل بن صلاح الصنعاني، الناشر: دار الحديث, بدون طبعة وبدون تاريخ.
-توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، الناشر: مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ - 2003م.
-تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة الأولى، 1427ه - 2006م.
-فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، لمحمد بن صالح بن محمد العثيمين، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة، ط1، المكتبة الإسلامية، مصر، 1427هـ.
-منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن صالح الفوزان، الناشر: دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1427هـ - 1431هـ.
-عون المعبود شرح سنن أبي داود، ومعه حاشية ابن القيم: تهذيب سنن أبي داود, محمد أشرف بن أمير بن علي بن حيدر، العظيم آبادي, دار الكتب العلمية – بيروت, الطبعة الثانية، 1415هـ.
-فتاوى اللجنة الدائمة - اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء, جمع وترتيب: أحمد بن عبد الرزاق الدويش, الناشر: رئاسة إدارة البحوث العلمية والإفتاء - الإدارة العامة للطبع – الرياض.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي ثعلبة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «إذا رَمَيْتَ بِسَهْمِكَ، فغابَ عنْك، فَأَدْرَكْتَهُ فَكُلْهُ، ما لَمْ يُنْتِنْ».
از ابوثعلبه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا رَمَيْتَ بِسَهْمِكَ، فَغَابَ عَنْكَ، فَأَدْرَكْتَهُ فَكُلْهُ، مَا لَمْ يُنْتِنْ»: «اگر تیرت را پرتاب کردی و پس از آن شکار را گم کردی، وقتی آن را (مرده) یافتی، مادامی که بدبو و متعفن نشده از آن بخور».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
مفاد حدیث این است که هرگاه شکارچی تیری یا هر چیزی در حکم تیر را به سوی شکار پرتاب کند و تیرش به هدف بخورد، اما شکار را گم کند و از چشمانش پنهان بماند، بعد از این اگر شکار را درحالی بیابد که اثر کشنده ای جز تیرش بر آن نباشد، می تواند از آن بخورد؛ و این در صورتی است که شکار مورد نظر دچار تغییر و بوی بد و متعفن نشده باشد که در این صورت جزو پلیدی ها خواهد بود که خوردن آن برای سلامتی انسان خطرناک است.
مرجع
-صحيح مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.
-مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت - لبنان، الطبعة الأولى، 1422هـ - 2002م.
-توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، الناشر: مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ - 2003م.
-تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة الأولى، 1427هـ - 2006م.
-فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، لمحمد بن صالح بن محمد العثيمين، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة، ط1، المكتبة الإسلامية، مصر، 1427هـ.
-منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن صالح الفوزان، النشر: دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1427 - 1431هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com