عَنْ أَنَسٍ رَضيَ اللهُ عنهُ قَالَ: ضَحَّى النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِكَبْشَيْنِ أَمْلَحَيْنِ أَقْرَنَيْنِ، ذَبَحَهُمَا بِيَدِهِ، وَسَمَّى وَكَبَّرَ، وَوَضَعَ رِجْلَهُ عَلَى صِفَاحِهِمَا.
از اَنَس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ دو قوچ سفيد و سیاه و شاخدار را قربانی کرد. آن دو را با دستان خود ذبح کرد و بسم الله و الله اکبر گفت و پایش را بر يک طرف گردن آنها گذاشت.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
انس ـ رضی الله عنه ـ خبر داده که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در روز عید قربان دو گوسفند نر شاخدار سفیدرنگ آمیخته با سیاهی را ذبح کرد و بسم الله و الله اکبر گفت و در هنگام ذبح پای خود را بر گردن آنها گذاشت.
فواید
- مشروعیت قربانی؛ مسلمانان در این باره اجماع کردهاند.
- بهتر آن است که قربانی از همین نوعی باشد که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ ذبح کردند؛ زیرا ظاهر آن زیباتر است و گوشت و چربیاش بهتر است.
- نووی میگوید: «بنابر این حدیث مستحب است که انسان خود قربانیاش را انجام دهد و ذبح آن را به دیگری نسپارد مگر به سبب عذری؛ و در صورتی که ذبح آن را به دیگری سپرد، مستحب است که خودش شاهد ذبح باشد؛ و اگر مسلمانی را نایب خود در ذبح کند، بدون هیچ اختلافی جایز است».
- ابن حجر میگوید: «حدیث مذکور بیانگر استحباب گفتن الله اکبر به همراه بسم الله در هنگام ذبح است؛ و همچنین مستحب بودن پا گذاشتن بر روی سمت راست گردن قربانی؛ و بر این متفق هستند که قربانی باید بر پهلوی راست خوابانده شود و پایش را بر سمت راست گردنش بگذارد تا گرفتن چاقو با دست راست و گرفتن سر حیوان با دست چپ برای شخص ذبحکننده آسانتر باشد.
- مستحب بودن قربانی گوسفند شاخدار و قربانی کردن غیر آن نیز جایز است.
مرجع
صحيح البخاري (7/ 102) (5565).
صحيح مسلم (3/ 1556) (1966).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص724).
الإعلام بفوائد عمدة الأحكام، لابن الملقن (10/ 179).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ رَافِعِ بْنِ خَدِيجٍ رَضيَ اللهُ عنهُ قَالَ: كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِذِي الحُلَيْفَةِ، فَأَصَابَ النَّاسَ جُوعٌ، فَأَصَابُوا إِبِلًا وَغَنَمًا، قَالَ: وَكَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي أُخْرَيَاتِ القَوْمِ، فَعَجِلُوا، وَذَبَحُوا، وَنَصَبُوا القُدُورَ، فَأَمَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالقُدُورِ، فَأُكْفِئَتْ، ثُمَّ قَسَمَ، فَعَدَلَ عَشَرَةً مِنَ الغَنَمِ بِبَعِيرٍ فَنَدَّ مِنْهَا بَعِيرٌ، فَطَلَبُوهُ، فَأَعْيَاهُمْ وَكَانَ فِي القَوْمِ خَيْلٌ يَسِيرَةٌ، فَأَهْوَى رَجُلٌ مِنْهُمْ بِسَهْمٍ، فَحَبَسَهُ اللَّهُ، ثُمَّ قَالَ: «إِنَّ لِهَذِهِ البَهَائِمِ أَوَابِدَ كَأَوَابِدِ الوَحْشِ، فَمَا غَلَبَكُمْ مِنْهَا فَاصْنَعُوا بِهِ هَكَذَا»، فَقَالَ أي رافع: إِنَّا نَرْجُو -أَوْ نَخَافُ- العَدُوَّ غَدًا، وَلَيْسَتْ مَعَنَا مُدًى، أَفَنَذْبَحُ بِالقَصَبِ؟ قَالَ: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ، وَذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلُوهُ، لَيْسَ السِّنَّ وَالظُّفُرَ، وَسَأُحَدِّثُكُمْ عَنْ ذَلِكَ: أَمَّا السِّنُّ فَعَظْمٌ، وَأَمَّا الظُّفُرُ فَمُدَى الحَبَشَةِ».
از رافع بن خَدیج رضیاللهعنه روایت است که گفت: ما همراه با پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در ذوالحلیفه بودیم که مردم دچار گرسنگی شدند. پس شتران و گوسفندانی [به عنوان غنیمت] به دست آوردند. [راوی] گفت: و پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در انتهای گروه [در حرکت] بودند. پس [مردم] شتاب کردند و [حیوانات را] ذبح نمودند و دیگها را برپا کردند. پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم دستور دادند دیگها واژگون کرده شوند. سپس [غنایم را] تقسیم کردند و ده گوسفند را معادل یک شتر قرار دادند. پس شتری از میان آنها رمید. به دنبالش رفتند اما آنان را خسته کرد [و نتوانستند بگیرندش]. و در میان گروه، اسبان اندکی بود. پس مردی از آنان تیری به سویش رها کرد و خداوند آن [شتر] را متوقف ساخت. سپس [پیامبر] فرمودند: «إِنَّ لِهَذِهِ الْبَهَائِمِ أَوَابِدَ كَأَوَابِدِ الْوَحْشِ، فَمَا غَلَبَكُمْ مِنْهَا فَاصْنَعُوا بِهِ هَكَذَا» یعنی: «همانا این چهارپایان [اهلی] نیز گاهی مانند حیوانات وحشی، رم میکنند. پس هر کدام از آنها که بر شما چیره شد [و رمید]، با آن چنین کنید». [رافع] گفت: من گفتم: ما امیدواریم - یا میترسیم - که فردا با دشمن روبرو شویم و کاردی همراه نداریم، آیا با [چوب] نی ذبح کنیم؟ فرمودند: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ، وَذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلُوهُ، لَيْسَ السِّنَّ وَالظُّفُرَ، وَسَأُحَدِّثُكُمْ عَنْ ذَلِكَ: أَمَّا السِّنُّ فَعَظْمٌ، وَأَمَّا الظُّفُرُ فَمُدَى الْحَبَشَةِ» یعنی: «هر آنچه خون را جاری کند و نام الله بر آن ذکر شود، از آن بخورید، به جز دندان و ناخن. و به زودی شما را از [علت] آن آگاه خواهم کرد: اما دندان، استخوان است، و اما ناخن، کاردِ حبشیان است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
رافع بن خدیج رضی الله عنه خبر داده است که آنان همراه با پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در ذوالحلیفه بودند که مردم دچار گرسنگی شدند و از مشرکان شتران و گوسفندانی به غنیمت گرفته بودند. پس قبل از آنکه غنیمت تقسیم شود، شتاب کرده و از آنها ذبح کردند و دیگها را برپا نمودند، بدون آنکه از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم اجازه بگیرند. و ایشان صلیاللهعلیهوسلم در انتهای [قافلهٔ] مردم حرکت میکردند. پس هنگامی که [از این ماجرا] آگاه شدند، دستور به [واژگون کردن] دیگها دادند و دیگها با آنچه از آبگوشت در آنها بود، واژگون کرده شد. سپس ایشان غنیمت را میانشان تقسیم کردند و ده گوسفند را در مقابل یک شتر قرار دادند. پس شتری از میان آنها گریخت و آنان از رسیدن و گرفتن آن عاجز شدند و اسبان [نیز] اندک بود. پس مردی از آنان تیری به سویش انداخت و خداوند آن را برایشان متوقف ساخت. پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: این چهارپایان اهلی، طبایعی مانند طبایع حیوانات وحشی دارند. پس هر کدام از آنها که بر شما چیره شد [و رمید] و از گرفتن آن عاجز شدید، با آن چنین کنید. پس رافع گفت: ما امید داریم که فردا با دشمن روبرو شویم و میترسیم که ذبح کردن با لبهٔ سلاحهایمان به آنها آسیب رساند درحالیکه نیاز شدیدی به ذبح کردن داریم و کاردی همراه نداریم. آیا با چوبهای توخالیِ نی ذبح کنیم؟ پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: هر آنچه خون را جاری کند و به کثرت بریزد و نام خدا بر آن ذکر شود، از آن بخورید، غیر از دندان و ناخن. و به زودی شما را از [علت] آن آگاه خواهم کرد: اما دندان، استخوان است، و اما ناخن، [چون] کفار حبشه از آن [به عنوان کارد] استفاده میکنند.
فواید
- آشکار ساختن جنبهای از فروتنی پیامبر صلیاللهعلیهوسلم با حرکت کردنشان در پشت سپاه، و مراقبتشان از اصحاب و سرکشی به آنان، و پذیرفتن نصیحت اصحابشان رضیاللهعنهم.
- تأدیب رعیت و سربازان توسط امام. پیامبر صلیاللهعلیهوسلم آنان را به خاطر این عجله و تصرف، قبل از گرفتن اجازهٔ ایشان، تأدیب کردند و جزایشان محروم شدن از چیزی بود که میخواستند.
- سرعتِ اجابتِ صحابه رضیاللهعنهم در برابر اوامر پیامبر صلیاللهعلیهوسلم.
- نهی از برداشتن از غنیمت تا زمانی که تقسیم شود.
- عدالت، به ویژه در میدان جهاد با دشمنان و کافران؛ زیرا از اسباب پیروزی و چیره شدن بر دشمنان است.
- نووی میگوید: هرگاه یک حیوان اهلی - مانند شتر، گاو یا اسبی که رم میکند یا گوسفندی که میگریزد - وحشی شود و از کنترل خارج گردد، حکم آن مانند حیوانِ شکار است و میتوان با تیراندازی، [گوشت] آن را حلال کرد.
- ذبح حیوان برای حلال شدنِ خوردنش واجب است، و در حیوان این شروط لازم است: ۱- خوردنش مباح باشد، ۲- دسترسی و تسلط بر آن ممکن باشد باشد، اما حیوانی که در دسترس نیست، حکمش حکم شکار است، ۳- حیوانی خشکیزی باشد؛ اما حیوان دریایی، ذبح برایش شرط نیست.
- شروط صحت ذبح: ۱- اهلیت ذبحکننده، به این صورت که عاقل، ممیز، مسلمان یا اهل کتاب باشد. ۲- اینکه هنگام شروع ذبح، نام خدا را ذکر کند. ۳- صلاحیت ابزار برای ذبح، به این صورت که ابزار استفاده شده برای ذبح از هر مادهای به جز دندان و ناخن، تیز باشد. ۴- اینکه ذبح در محل ذبح و نحر در حیوان مقدور علیه (تحت کنترل)، با بریدن مری، حلقوم و دو رگ گردن باشد.
مرجع
صحيح البخاري (3/ 138) (2488).
صحيح مسلم (3/ 1558) (1968).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص721).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أَسْمَاء بِنْت أَبِي بَكْرٍ رضي الله عنهما قالت: «نَحَرْنَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ الله صلى الله عليه وسلم فَرَسًا فَأَكَلْنَاهُ». وَفِي رِوَايَةٍ «وَنَحْنُ بِالْمَدِينَةِ».
از اسماء دختر ابوبکر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: «اسبی را در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم ذبح نموده و آن را خوردیم». و در روایتی آمده است: «و ما در مدینه بودیم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
اسماء دختر ابوبکر صدیق رضی الله عنهما خبر می دهد که آنها در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم اسبی را ذبخ نمودند و از آن خوردند؛ و این بیانگر جواز خوردن گوشت اسب می باشد؛ و نباید کسی به این دلیل که در آیه سوره ی نحل، ذکر اسب مقرون به الاغ و قاطر آمده، از خوردن آن منع کند؛ آنجا که می فرماید: (وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لا تَعْلَمُونَ) [النحل: 8] «و اسبان و قاطِران و خران را [نیز آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [نیز برای تان مایۀ] تجمل [است] و چیزهایی می آفریند که نمی دانید».
مرجع
1- صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ.
2- صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.
3- خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، فيصل بن عبد العزيز المبارك، الطبعة: الثانية 1412هـ، 1992م.
4- الإفهام في شرح عمدة الأحكام، لابن باز، تحقيق: سعيد القحطاني، مؤسسة عبد العزيز بن باز الخيرية، الرياض، الطبعة: الأولى 1435هـ.
5- الإلمام بشرح عمدة الأحكام، إسماعيل بن محمد الأنصاري، دار الفكر، دمشق، الطبعة: الأولى 1381هـ.
6- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، دار الميمان، الطبعة: الأولى 1426هـ، 2005م.
7- تأسيس الأحكام، أحمد بن يحيى النجمي، دار المنهاج، الطبعة: 1427هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن علي بن أبي طالب رضي الله عنه قال: «أَمَرَنِي رَسُول اللَّهِ -صلَّى الله عليه وسلَّم- أَن أَقُومَ عَلَى بُدْنِهِ، وَأَن أَتَصَدَّقَ بِلَحمِهَا وَجُلُودِهَا وَأَجِلَّتِهَا، وَأَن لا أُعْطِيَ الجَزَّارَ مِنهَا شَيْئًا».
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من دستور داد تا شتر قربانی اش را ذبح کنم و گوشت، پوست و پالانش را صدقه نموده و از آن به قصاب چيزی ندهم.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم در حجة الوداع همراه قربانی هایش وارد مکه شد و علی بن ابی طالب رضی الله عنه از یمن خود را به مکه رساند درحالی که قربانی به همراه داشت؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم به علی دستور داد تا آنها را به فقرا و مساکین صدقه کند و کسی که قربانی کرده حق تصرف در آنها یا گرفتن بخشی از آنها از باب معاوضه ندارد؛ و او را نهی کرد که مبادا چیزی از قربانی ها در عوض سلاخی قصاب به او بدهد؛ بلکه مزد وی را در برابر کاری که انجام می دهد، از چیزی جز گوشت و پوست و پالان قربانی ها بدهد.
مرجع
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ.
تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام لابن عثيمين، ط1، مكتبة الصحابة، الإمارات، 1426هـ.
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ.
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن زياد بن جبير قال: رَأَيتُ ابنَ عُمَرَ أَتَى عَلَى رجل قد أَنَاخَ بَدَنَتَهُ، فَنَحَرَهَا، فَقَالَ: ابْعَثْهَا قِيَاماً مُقَيَّدَةً، سُنَّةَ مُحَمَّدٍ -صلَّى الله عليه وسلَّم-.
از زیاد بن جبیر روایت است که می گوید: ابن عمر رضى الله عنهما را ديدم که نزد مردی آمد که شترش را خوابانيده و قصد نحر آن را دارد؛ به او گفت: شترت را درحالی که [دست چپش را] بسته ای بايستان و قربانی کن؛ اين سنت محمد صلى الله عليه وسلم است.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
سنت در مورد کشتن گاو و گوسفند و حیواناتی از این قبیل جز شتر، این است که بر پهلوی چپ دراز کشیده شوند و از ناحیه ی حلق ذبح شوند. اما در مورد شتر سنت این است که دست چپ شتر بسته شود و درحالی که ایستاده است از ناحیه ی گردنش نحر شود. چون این روش برای شتر راحت تر است و روح آن سریع تر گرفته می شود. به همین دلیل وقتی عبدالله بن عمر رضی الله عنه از کنار مردی گذشت که شترش را به قصد نحر کردن خوابانده بود، گفت: شترت را بایستان و او را ببند که سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین است و قرآن کریم به این مساله اشاره دارد آنجا که می فرماید: «فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا»: «آنگاه چون بر خاک افتادند». و افتادن جز با ایستادن نخواهد بود.
مرجع
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الأمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة، 1426هـ.
تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة، الإمارات، الطبعة: الأولى، 1426هـ.
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام -صلى الله عليه وسلم-، لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، الطبعة: الثانية، 1408هـ.
صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن شداد بن أوس رضي الله عنه قال: ثِنْتَانِ حَفِظْتُهُمَا عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِنَّ اللهَ كَتَبَ الْإِحْسَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ، فَإِذَا قَتَلْتُمْ فَأَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ، وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذَّبْحَ، وَلْيُحِدَّ أَحَدُكُمْ شَفْرَتَهُ، فَلْيُرِحْ ذَبِيحَتَهُ».
از شَدّاد بن اوس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: دو چیز را از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ حفظ کردهام؛ اینکه فرمودند: «إِنَّ اللهَ كَتَبَ الْإِحْسَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ، فَإِذَا قَتَلْتُمْ فَأَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ، وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذَّبْحَ، وَلْيُحِدَّ أَحَدُكُمْ شَفْرَتَهُ، فَلْيُرِحْ ذَبِيحَتَهُ»: «الله نیکرفتاری را در هر موردی واجب نموده است، پس اگر كشتيد به نيكى بكشيد و اگر (حیوانی را) ذبح کردید، به نيكى ذبح کنید؛ باید یکی از شما کارد خود را تیز کند و حیوانی را که میخواهد ذبح کند، راحت سازد».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که الله تعالی نیکرفتاری در هر امری را بر ما واجب نموده است؛ و احسان یعنی در نظر داشتن مداوم الله متعال، در عبادتش و در انجام خیر و خودداری از اذیت و آزار مخلوقات؛ و از مصادیق آن نیکرفتاری در کشتن و ذبح کردن است.
بنابراین، مصداق احسان در کشتن به هنگام قصاص این است که باید آسانترین روش و کمدردترین و سریعترین روش برای گرفتن جان مقتول استفاده شود.
و احسان در ذبح به هنگام قربانی کردن این است که آلت ذبح تیز باشد و چاقو در برابر حیوان تیز نشود و در برابر دیگر حیوانات ذبح نگردد.
فواید
- رحمت الله عزوجل و لطف او در حق مخلوقات.
- نیکرفتاری در کشتن و ذبح به این صورت که به شکل مشروع انجام شود.
- كمال شريعت اسلامى و جامع بودن آن در همهی امور خير؛ از جمله: مهربانى با حيوانات و نيکرفتارى با آنها.
- نهی از مُثله و تکه تکه کردن انسان پس از کشتن او.
- تحریم هر آنچه باعث عذاب و شکنجهٔ حیوان است.
مرجع
صحيح مسلم (3/ 1548) (1955).
التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثا النووية (ص38).
شرح الأربعين النووية، لابن عثيمين (ص185).
فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، للعباد (ص65).
فتح الباري، لابن حجر (9/ 644).
شرح النووي على مسلم (13/ 107).
این حدیث در HadeethEnc.comعن كعب بن مالك، أنّ امرأةً ذَبحَت شاةً بِحَجَر، «فسُئل النبيُّ صلى الله عليه وسلم عن ذلك فأمَرَ بِأكلها».
از کعب بن مالک رضی الله عنه روایت است که زنی گوسفندی را با سنگی ذبح نمود؛ چون از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد خوردن آن سوال شد، دستور به خوردن آن داد.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
در این حدیث کعب بن مالک رضی الله عنه خبر می دهد که زنی گوسفندی را با سنگی ذبح نمود؛ و سبب آن حمله ی گرگ به گوسفندانی بود که آنها را در دامنه ی کوه احد به چرا برده بود و گرگ به یکی از آنها حمله کرد و آن را زخمی کرد؛ وقتی گرگ را فراری داد، سنگ تیزی برداشت و گوسفند را ذبح نمود. و چون از رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد سوال شد، به خوردن از آن دستور داد.
مرجع
- صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ.
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض، المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.
- تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 هـ 2006 م.
- منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان، دار ابن الجوزي، ط1 1428هـ.
- فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية، الطبعة الأولى 1427 هـ.
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي سعيد قال: سألْنا رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الجَنِينِ فقال: «كُلُوهُ إنْ شِئْتُم، فإنَّ ذَكاتَه، ذَكاةُ أُمِّهِ».
از ابوسعید رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد خوردن جنین حیوان سوال نمودیم که فرمود: «كُلُوهُ إنْ شِئْتُم، فإنَّ ذَكاتَه، ذَكاةُ أُمِّهِ»: «اگر خواستید از آن بخورید که ذبح آن، ذبح مادرش می باشد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
زمانی که جنین بعد از ذبح مادرش مرده از شکم بیرون بیاید، خوردن آن حلال است؛ و ذبح مادرش برای ذبح جنین کفایت می کند و نیازی به ذبح جنین نیست. چراکه ذبح کردن مادر شامل همه ی اعضای او می شود و جنین به هنگام ذبح، جزئی از آن می باشد. و اجزای حیوانی که ذبح شده، هریک نیازی به ذبح مستقل ندارند.
مرجع
- سنن أبي داود، تحقيق: محمد محي الدين, المكتبة العصرية
- سنن الترمذي، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، مكتبة ومطبعة مصطفى البابي، الطبعة: الثانية، 1395 هـ
- سنن ابن ماجه، المؤلف: تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء الكتب العربية
- مسند أحمد، تحقيق شعيب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م
- منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان، دار ابن الجوزي، ط1 1428هـ
- فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية - الطبعة الأولى 1427
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ
- إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، للألباني، المكتب الإسلامي، الطبعة: الثانية 1405 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com