عن أبي ثَعْلبة الخُشني رضي الله عنه قال: «أَتَيْتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلت: يا رسول الله، إنا بأرض قوم أهل كتاب، أَفَنَأْكُلُ في آنِيَتِهِم؟ وفي أرض صيد، أَصِيدُ بِقَوْسِي وبِكَلْبِي الذي ليس بِمُعَلَّمٍ، وبِكَلْبِي المُعَلَّمِ، فما يَصلح لي؟ قال: أمَّا مَا ذَكَرْتَ- يعني من آنية أهل الكتاب-: فإِنْ وجدْتُمْ غيرها فلا تأكلوا فيها، وإِنْ لم تَجِدُوا فاغسِلوهَا، وكلوا فِيهَا، وما صدتَ بِقَوْسِكَ، فذَكَرْتَ اسمَ الله عَلَيه فَكُلْ، وما صِدْتَ بِكَلْبِكَ المُعَلَّمِ، فَذَكَرْتَ اسْمَ الله عليه فَكُلْ، وما صِدْتَ بِكَلْبِكَ غيرِ المُعَلَّمِ فَأَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَكُلْ».
از ابوثعلبه خُشنی رضی الله عنه روایت است که می گوید: نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدم و گفتم: ای رسول خدا، ما در سرزمين اهل کتاب زندگی می کنيم؛ آيا در ظرف های آنها غذا بخوريم؟ و در سرزمين صيد و شکار زندگی می کنيم، با کمانم و سگم که تربيت نيافته است و سگ تربيت شده شکار می کنم، کدامش برای من جايز است؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَمَّا مَا ذَكَرْتَ - يَعْنِي مِنْ آنِيَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ - فَإِنْ وَجَدْتُمْ غَيْرَهَا فَلا تَأْكُلُوا فِيهَا، وَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَاغْسِلُوهَا وَكُلُوا فِيهَا. وَمَا صِدْتَ بِقَوْسِكَ فَذَكَرْتَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلْ، وَمَا صِدْتَ بِكَلْبِكَ الْمُعَلَّمِ، فَذَكَرْتَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُلْ، وَمَا صِدْتَ بِكَلْبِكَ غَيْرِ الْمُعَلَّمِ فَأَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَكُلْ»: «اما مورد اول - خوردن غذا در ظروف اهل کتاب - اگر غير از اين ظروف، ظرف های ديگری يافتيد، در آنها نخوريد و اگر نيافتيد آنها را بشوييد سپس در آنها غذا بخوريد؛ و هرگاه با کمانت شکار کردی و هنگام شکار بسم الله گفتی، آن را بخور؛ و اگر با سگ تربيت شده برای شکار، شکار کردی و هنگام رها کردن سگ بسم الله گفتی، آن را بخور؛ و اگر با سگی که [برای شکار] تربيت نيافته شکار کردی و قبل از اينکه شکارت بميرد به آن رسيدی و توانستی سرش را ببری، آن را بخور».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
ابوثعلبه رضی الله عنه برای رسول الله صلی الله علیه وسلم توضیح می دهد که آنها در همسایگی اهل کتاب زندگی می کنند؛ مراد از اهل کتاب یهود و نصاری می باشد. آیا برای آنها حلال است که در ظرف های اهل کتاب غذا بخورند چون گمان نجس بودن آنها می رود؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به جایز بودن غذا خوردن در این ظرف ها و به طریق اولی استفاده از آنها در موارد دیگر فتوا می دهد اما به دو شرط: 1- ظرفی جز ظرف های آنها نیابند. 2- اینکه ظرف های آنها را بشویند.
و برای رسول الله صلی الله علیه وسلم توضیح می دهد که آنها در منطقه ی شکاری هستند که با کمان و سگ شکاریِ آموزش یافته برای شکار و سگ هایی که برای شکار آموزش پیدا نکرده اند، شکار می کنند؛ و از ایشان در مورد روش درست شکار و روشی که برای آنها در شکار کردن حلال است، سوال می کند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی فتوا می دهد که آنچه با کمانش شکار می کند، حلال است به شرطی که قبل از پرتاب تیر از کمان، بسم الله بگوید. اما آنچه سگ ها شکار می کنند، در صورتی که سگ برای شکار آموزش دیده باشد و به هنگام فرستادن آن بسم الله گفته شود، همچنین حلال است؛ اما در مورد سگی که آموزش دیده نباشد، شکارش حلال نیست مگر اینکه صیاد شکار مورد نظر را زنده بیابد و آن را ذبح شرعی کند.
مرجع
-صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه.
-صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423ه.ـ
-تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، 1426ه.
-عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن عباسٍ رضي الله عنهما قال: بلغَ عمرَ رضي الله عنه أن فلانًا باعَ خمرًا. فقال: قاتلَ الله فلانًا! ألم يعلم أن رسولَ الله صلى الله عليه وسلم قال: "قاتلَ الله اليهودَ، حُرِّمت عليهم الشُّحومُ، فجَمَلُوها، فباعُوها".
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گويد: وقتی به عمر رضی الله عنه خبر رسيد که فلانی شراب فروخته است؛ گفت: الله او را بکشد. مگر نمی داند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: «قَاتَلَ اللَّهُ الْيَهُودَ، حُرِّمَتْ عَلَيْهِمْ الشُّحُومُ، فَجَمَلُوهَا، فَبَاعُوهَا»: «الله يهود را لعنت کند؛ زيرا وقتی چربی برای آنان حرام شد، آن را آب کردند و فروختند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
به عمر بن خطاب رضی الله عنه خبر رسید که مردی جهت بهره بردن از خمر و شراب، قصد حیله کردن دارد، نه از این جهت که آن را بنوشد بلکه برای اینکه آن را بفروشد و از درآمد آن استفاده کند. حال آنکه این حیله ای آشکار و حرام است. به همین دلیل عمر رضی الله عنه علیه وی دعایی کرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم علیه یهودیانِ حیله کار نمود و گفت: الله او را بکشد؛ آیا نمی داند حیله کردن حرام است؟ چون فریب دادن الله و رسولش می باشد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الله یهود را لعنت کند که وقتی چربی برای آنها حرام شد، با حیله قصد استفاده از آن کردند و به این ترتیب چربی را از صفت آن خارج کرده و آبش نموده و سپس فروختند و درآمد حاصله از آن را خوردند و از روی فریب و حیله گفتند: چربی حرام شده بر ما را نمی خوریم. و به زعم خود با این کار الله را فریب دادند حال آنکه الله متعال به حساب آنها می رسد و از کردارشان آگاه است.
مرجع
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ.
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ.
الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري، ط دار الفكر بدمشق الطبعة الأولى1381هـ.
تأسيس الأحكام للنجمي، ط2، دار علماء السلف، 1414هـ.
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن جابر رضي الله عنه : أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم سَأَلَ أَهْلَهُ الأُدُمَ، فقالوا: مَا عِنْدَنَا إِلَّا خَلٌّ، فَدَعَا بِهِ، فَجَعَلَ يَأْكُلُ، وَيَقُولُ: «نِعْمَ الأُدُمُ الخَلَّ، نِعْمَ الأُدُمُ الخَلَّ».
از جابر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم از خانواده اش نان خورشی خواست؛ گفتند: چيزی جز سرکه نداريم. لذا به خواستِ او سرکه را آوردند و شروع به خوردن کرد و می فرمود: «نِعْمَ الأُدُمُ الخَلُّ، نِعْمَ الأُدُمُ الخَلُّ»: «سرکه نان خورشِ خوبی است؛ سرکه نان خورشِ خوبی است».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم از خانواده اش غذایی را درخواست می کند که با نان خورده شود؛ و آنها می گویند: چیزی جز سرکه نداریم. لذا دستور می دهد آن را بیاورند و از آن می خورد و می گوید: سرکه خورش خوبی است. سرکه خورش خوبی است. و به این ترتیب از سرکه تعریف می کند. هرچند سرکه نوشیدنی است اما نوشیدنی هم طعام و غذا نامیده می شود. چنانکه الله متعال می فرماید: «فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي» [بقره: 249] «هرکس از آن بنوشد، از [یاران] من نیست و هرکس از آن ننوشد، قطعاً از [یاران] من است». و از این جهت سرکه طعام نامیده شده که طعم و مزه دارد.
مرجع
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الرابعة عشر، 1407ه - 1987م.
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، نشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة، 1426ه.
كنوز رياض الصالحين، نشر: دار كنوز إشبيليا، الطبعة الأولى، 1430ه - 2009م.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي.
النهاية في غريب الحديث والأثر، لابن الأثير، تحقيق: طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي، نشر: المكتبة العلمية - بيروت، 1399هـ - 1979م.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «إذا وقع الذباب في شراب أحدكم فليغمسه، ثم لينزعه؛ فإن في أحد جناحيه داء، وفي الآخر شفاء». وفي رواية: «وإنه يتقي بجناحه الذي فيه الداء».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا وَقَعَ الذُّبَابُ فِي شَرَابِ أَحَدِكُمْ فَلْيَغْمِسْهُ ثُمَّ لِيَنْزِعْهُ فَإِنَّ فِي أحد جَنَاحَيْهِ دَاءً، وَالْأُخْرَى شِفَاءً»: «هرگاه مگسی در ظرف آب يكی از شما افتاد، آن را در آب غوطه دهد، سپس بيرون بيندازد. زيرا در يكی از بال هايش مرض و در بال ديگرش، شفا می باشد». ودر روایت دیگری آمده است: «وإنّهُ يَتَّقِي بجَنَاحِهِ الذي فيهِ الدَّاءُ»: «زيرا بالی که در آن پاد زهر است، خود را نگه می دارد».
به روایت بخاری - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که چون مگسی در ظرف آب کسی افتاد، آب را دور نریزد، بلکه مگس را بطور کامل در آن غوطه ور نماید؛ زیرا در یکی از بال های مگس مرض است و آن همان بالی است که در آب نموده است و در بال دیگرش شفای همان مرض می باشد.
پزشکی جدید نیز درستی این گفته را که مسلمانان از قرن ها پیش می دانستند، ثابت کرده است. پس الله را بخاطر نعمت اسلام شکر می گوییم.
مرجع
- منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان-طبعة دار ابن الجوزي-الطبعة الأولى 1428
- تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام: تأليف الشيخ صالح الفوزان- مؤسسة الرسالة
- توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام- مكتبة الأسدي –مكة المكرمة –الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م
- صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ
- صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عائشة، قالت: كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يحِبُّ الحَلْواء والعسل، فكان إذا صلَّى العصر دارَ على نسائه، فَيَدْنُو منهنَّ، فدَخَل على حفصة، فَاحْتَبَسَ عندها أكثرَ ممَّا كان يحْتَبِس، فسألتُ عن ذلك، فقيل لي: أهْدَتْ لها امرأة من قومها عُكَّةً من عسل، فسَقَتْ رسول الله صلى الله عليه وسلم منه شرْبة، فقلتُ: أمَا والله لنَحْتالَنَّ له، فذكرتُ ذلك لسَوْدَة، وقلتُ: إذا دخل عليكِ، فإنه سَيَدْنُو منكِ، فقولي له: يا رسول الله، أَكَلْتَ مَغَافِيرَ؟ فإنه سيقول لك: «لا»، فقولي له: ما هذه الرِّيح؟ وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يشْتَدُّ عليه أنْ يوجد منه الريح، فإنه سيقول لك: «سَقَتْني حفصة شربة عسل»، فقولي له: جَرَسَتْ نَحْلُهُ الْعُرْفُطَ، وسأقول ذلك له، وقولِيه أنتِ يا صفية، فلما دخَل على سودة قالت: تقول سودة: والذي لا إله إلا هو لقد كدتُ أن أبادئه بالذي قلتِ لي، وإنه لعلى البابِ فرقًا منكِ، فلما دَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم ، قالت: يا رسول الله، أَكَلْتَ مَغَافِيرَ؟ قال: «لا»، قالت: فما هذه الريح؟ قال: «سَقَتْني حفصة شربة عسل»، قالت: جَرَسَتْ نَحْلُهُ الْعُرْفُطَ، فلما دخل عليَّ، قلتُ له: مثل ذلك، ثم دخل على صفية، فقالت بمثل ذلك، فلما دخل على حفصة، قالت: يا رسول الله، ألا أسْقِيك منه؟ قال: «لا حاجةَ لي به»، قالت: تقول سودة: سبحان الله، والله لقد حَرَمْنَاهُ، قالت: قلتُ لها: اسْكُتِي.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم عسل و هر چیز شيرين را دوست داشت و هنگامی که از نماز عصر برمی گشت، نزد همسرانش می رفت و با آنان شوخی نموده و ملاعبه می کرد. روزی نزد حفصه دختر عمر رفت و بيش از حد معمول نزد او ماند. علت را جويا شدم. به من گفته شد: زنی از خويشاوندان حفصه اندکی عسل به او اهدا کرده است؛ قدری از آن عسل را به رسول الله صلی الله علیه وسلم می دهد. با خود گفتم: سوگند به الله که حيله ای بکار خواهم برد؛ لذا موضوع را برای سوده دختر زمعه يادآوری کردم و به او گفتم: هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد تو آمد، حتما به تو نزديک می شود. به او بگو: آيا مغافير (صمغ گياه بدبو) خورده ای؟ او به تو خواهد گفت: "خير". پس به او بگو: بويی که از تو به مشامم می رسد، چيست؟ و اینکه از رسول الله صلى الله عليه وسلم بوی خوبی به مشام نمی رسید، برای ایشان ناخوشایند بود. او به تو خواهد گفت: "حفصه مقداری عسل به من داده است". پس به او بگو: زنبورهای آن، از گل درخت مغافير تغذيه نموده اند. من هم همين سخنان را به او خواهم گفت. صفيه، تو هم همين سخنان را به او بگو.
عایشه می گوید: وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم نزد سوده رفت، سوده گفت: سوگند به الله که معبود بر حقی جز او نیست، به محض اينکه رسول الله صلى الله عليه وسلم کنار در ايستاد، از ترس ملامت تو خواستم رشته ی کلام را به دست بگيرم و سخن بگويم.
به هر حال، هنگامی که رسول الله صلى الله عليه وسلم به او نزديک شد، سوده گفت: ای رسول خدا، آيا مغافير خورده ای؟ فرمود: "خير". سوده گفت: پس اين بويی که از تو به مشامم می رسد، چيست؟ فرمود: «سَقَتْنِي حَفْصَةُ شَرْبَةَ عَسَلٍ»: «حفصه مقداری عسل به من داده است». سوده گفت: زنبورهای آن، از گل درخت مغافير تغذيه نموده اند.
هنگامی که نزد من آمد، من هم همين سخنان را به او گفتم. و هنگامی که نزد صفيه رفت، او نيز به ايشان همين سخنان را گفت. زمانی که دوباره نزد حفصه رفت، حفصه گفت: ای رسول خدا، آيا برايت قدری عسل نياورم؟ فرمود: «لاَ حَاجَةَ لِي بِهِ»: «نيازی به آن ندارم».
عايشه می گويد: سوده گفت: سبحان الله، سوگند به الله که ما رسول الله صلى الله عليه وسلم را از آن عسل محروم ساختيم. من به او گفتم: ساکت باش.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
در این حدیث عایشه رضی الله عنها یادآور می شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم عسل و هر خوراکی شیرینی را دوست داشت؛ عادت ایشان بود که پس از نماز عصر، به هریک از همسرانش سر می زد و به او نزدیک می شد و او را می بوسید و با وی ملاعبت داشت، بدون اینکه جماعی صورت بگیرد؛ روزی نزد حفصه رضی الله عنها می رود و بیش از حد معمول نزد وی می ماند که همین باعث می شود عایشه رضی الله عنها علت را جویا شود که متوجه می شود یکی از خویشاوندان حفصه اندکی عسل برای او هدیه آورده است و حفصه از آن به رسول الله صلی الله علیه وسلم می دهد؛ این مساله باعث می شود غیرت زنانه ی ام المومنین عایشه به جوش آمده و با سوده و صفیه اتفاق کنند که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد هریک از آنها رفت، از ایشان سوال کنند آیا مغافیر خورده است؛ مغافیر صمغ بدبویی است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم اصلا دوست نداشت بوی ناخوشایندی از ایشان به مشام برسد. به هرحال زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم دوباره نزد حفصه می رود و حفصه به ایشان عسل تعارف می کند، آن را نمی پذیرد و از خوردن آن خودداری می کند. و در روایتی آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از این ماجرا سوگند یاد کرد که بار دیگر از آن نخورد.
روایات در مورد زنی که به رسول الله صلی الله علیه وسلم عسل داد، مختلف هستند؛ چنانکه گفته شده: ایشان عسل را نزد زینب نوشیده است؛ و گفته شده: نزد سوده بوده است. برخی از اهل علم ترجیح داده اند که صاحب عسل، زینب بوده و کسی که با عایشه در این جریان همراه شده، حفصه بوده است. و برخی این داستان را متعدد دانسته اند چراکه تعدد سبب برای یک چیز، امر بعید و محالی نیست.
مرجع
صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ
صحيح مسلم المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، للنووي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الثانية، 1392هـ.
التوضيح لشرح الجامع الصحيح, ابن الملقن سراج الدين أبو حفص عمر بن علي بن أحمد الشافعي, ت: دار الفلاح للبحث العلمي وتحقيق التراث، دار النوادر، دمشق – سوريا, الطبعة: الأولى، 1429 هـ - 2008 م.
إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري, أحمد بن محمد بن أبى بكر بن عبد الملك القسطلاني القتيبي المصري, الناشر: المطبعة الكبرى الأميرية، مصر, الطبعة: السابعة، 1323 هـ
فتح الباري شرح صحيح البخاري, أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي, دار المعرفة - بيروت، 1379, رقم كتبه وأبوابه وأحاديثه: محمد فؤاد عبد الباقي, قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدين الخطيب.
إكمال المعلم بفوائد مسلم لعياض بن موسى بن عياض بن عمرون اليحصبي السبتي، المحقق: الدكتور يحيى إسماعيل، الناشر: دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزيع، مصر، الطبعة: الأولى، 1419 هـ - 1998 م.
معالم السنن، وهو شرح سنن أبي داود, أبو سليمان حمد بن محمد بن إبراهيم بن الخطاب البستي المعروف بالخطابي, المطبعة العلمية - حلب, الطبعة: الأولى 1351 هـ - 1932 م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن ابن عباس، قال: «كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يُنْبَذُ له الزَّبِيبُ في السِّقَاءِ، فَيَشْرَبُهُ يَوْمَهُ وَالْغَدَ وَبَعْدَ الْغَدِ، فإذا كان مَسَاءُ الثَّالِثَةِ شَرِبَهُ وَسَقَاهُ، فإن فَضَلَ شيء أَهْرَاقَهُ».
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: برای رسول الله صلی الله علیه وسلم در ظرف آب کشمش می ریختند و ایشان همان روز و فردایش و پس فردایش از آن می نوشید و چون شب روز سوم می رسید، از آن می نوشید و به دیگری می نوشاند و اگر چیزی از آن باقی می ماند، دور می ریخت.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
در این حدیث ابن عباس رضی الله عنهما خبر می دهد که برای رسول الله صلی الله علیه وسلم نبیذ درست می شد به این ترتیب که کشمش یا خرما در ظرف آبی انداخته می شد تا آب شیرین شود و مزه بگیرد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم سه روز از آن می نوشید و چون روز سوم به پایان می رسید و مزه ی نبیذ تغییر نکرده بود، خود از آن می نوشید و به کسی دیگر همچون خدمتکارش می نوشاند تا تمام شود. و چیزی از آن را برای روز چهارم نمی گذاشت؛ و اگر چیزی از آن باقی می ماند، دور می ریخت و نگه نمی داشت. چون در روز چهارم تخمیر شده و از نبیذ به خمر تبدیل می شد.
مرجع
- منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان، دار ابن الجوزي، ط1 1428ه
- شرح سنن النسائي المسمى «ذخيرة العقبى في شرح المجتبى»، للأثيوبي، دار المعراج الدولية للنشر [جـ 1 - 5] - دار آل بروم للنشر والتوزيع [جـ 6 - 40]، الطبعة: الأولى.
- تسهيل الالمام، للشيخ صالح الفوزان، طبعة الرسالة، الطبعة الأولى 1427 – 2006 م.
- فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية - الطبعة الأولى 1427 - 2006 م.
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة. الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.
- صحيح مسلم, ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء التراث العربي, بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com