پرش به محتوا
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Noor
سورهٔ ۲۴

An-Noor

این تفسیری به زبانی غیر از عربی است، همان‌گونه که در Quranic Universal Library (QUL، از Tarteel) آمده و از نسخهٔ باز داده‌های QUL گرفته شده که spa5k/tafsir_api نگه می‌دارد. اطلاعات ثبت‌شدهٔ QUL نمی‌گوید چه کسی آن را نوشته یا ترجمه کرده و از کدام چاپ پیروی می‌کند، و برای متن مجوزی بیان نمی‌کند، پس حق نمایش آن تأیید نشده است. کسی آن را با کتاب چاپی مقایسه نکرده و عالمی آن را بررسی نکرده است. هر بخش در کنار آیه‌هایی آمده که دربارهٔ آن‌ها توضیح می‌دهد و این آیه‌ها متن قرآن از Tanzil است، همان‌گونه که آنجا هست. سبیل چیزی از آن را ننوشته و ترجمه نکرده است.

متن ازQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITبرداشته‌شده در 2026-10-21

آیه‌های ۳۹–۴۰

وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَعْمَـٰلُهُمْ كَسَرَابٍۭ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ ٱلظَّمْـَٔانُ مَآءً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمْ يَجِدْهُ شَيْـًٔا وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ ۗ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ ۳۹ أَوْ كَظُلُمَـٰتٍ فِى بَحْرٍ لُّجِّىٍّ يَغْشَىٰهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِۦ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِۦ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَـٰتٌۢ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَآ أَخْرَجَ يَدَهُۥ لَمْ يَكَدْ يَرَىٰهَا ۗ وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورًا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ ۴۰

وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ و كافران اعمالشان به سرابي مي‌ماند كه [فرد] تشنه در بيابان بي‌آب و علفي آن را آبي مي‌پندارد، تا چون به آن نزديك شود آن را چيزي نيابد، و خداوند را نزد خود بيابد و حسابش را تمام و كمال به او بدهد، و خداوند در حسابرسي سريع است. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ يا مانند تاريكي‌هايي در دريايي ژرف است كه آن را موجي فروپوشانده كه بر فرازش موجي است و بر فراز آن نيز ابري است، تاريكي‌هايي است كه بر هم انباشته است، هر گاه دستش را بيرون آورد نزديك است آن را نبيند و كسي كه خدا نوري بهره‌او نكرده باشد او را نوري نيست.

(39) خداوند این دو مثال را برای اعمال کافران زده است، مبنی بر اینکه این‌گونه اعمالشان بیهوده و باطل از بین خواهد رفت؛ و انجام دهندگان، از آن حسرت می‌برند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، و پیامبرانشان را تکذیب کردند، (﴿أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ﴾) اعمالشان به سرابی می‌ماند که در بیابانی بی‌آب و علف، شخص تشنه آن را آب می‌پندارد. (﴿يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً﴾) فرد تشنه‌ای که از شدت تشنگی گمان می‌برد آن سراب، آب است. و این پنداری باطل است که فرد تشنه به سوی سراب می‌رود تا به وسیلۀ آن، تشنگی خود را برطرف نماید. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡ‍ٔٗا﴾) تا چون به آن رسد، اصلاً چیزی نیابد، در نتیجه به شدت پشیمان می‌شود، و چون امید دست یافتن به آب را ازدست می‌دهد، تشنگی‌اش بیشتر می‌شود. اعمال کافران نیز مانند سراب است؛ و فرد نادانی که چیزی نمی‌داند، اعمال کافران را مفید می‌پندارد، و اعمالشان وی را می‌فریبد، و او نیز همانند کافران گمان می‌برد که این اعمال، آرزوهایش را محقق خواهد ساخت، و او نیز مانند آنان، بدان نیاز دارد، آن‌گونه که انسان تشنه به آب نیازمند است. تا آنگاه که کافر در روز قیامت به نزد اعمال خود می‌آید، می‌بیند که همۀ آنها باطل‌اند و هیچ سودی به او نمی‌رسانند، بلکه (﴿وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ﴾) خداوند را نزد اعمالش می‌یابد، و حسابش را تمام و کمال به او می‌دهد، و هیچ چیزی از عملش بر خداوند پوشیده و پنهان نمانده، و هیچ چیزی از اعمالش از نگاه الهی به دور نمی‌ماند. (﴿وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) و خداوند در حسابرسی، سریع است. پس نباید جاهلان، میعاد قیامت را دور بپندارند، بلکه قطعاً قیامت فرا خواهد رسید.خداوند اعمال کافران را به سرابی تشبیه نموده که در بیابان بی‌آب و علفی، شخص تشنه آن را آب می‌پندارد، و این مثال دل‌های کافران است که در آن هیچ خیر و نیکی وجود ندارد که به ‌سبب آن اعمالشان پاکیزه گردد؛ چون کفر ورزیدن، مانع نیکوکاری آنها می‌شود.

(40) و مثال دوم برای بطلان اعمال کافران (﴿كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ﴾) بسان تاریکی‌هایی در دریای ژرف و مواج است، (﴿يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ﴾) که آن را موجی فرو پوشانده، و بر فرازش موجی [دیگر] است، و بر فراز آن نیز ابری است. تاریکی‌هایی است که بر هم انباشته شده است؛ تاریکی دریای ژرف و عمیق؛ سپس برفراز آن، تاریکی امواج انباشته؛ و بالای آن [نیز] ابرهای تیره و تار خیمه زده؛ و برفراز آن [هم] تاریکی شب سیاه و ظلمانی است. بنابراین تاریکی بسیار شدیدی است، و فردی که در این تاریکی قرار دارد، (﴿إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَا﴾) ، هرگاه دست خود را بیرون بیاورد، با اینکه به آن نزدیک است، اما ممکن نیست دست خود را ببیند، پس چگونه می‌تواند چیز دیگری را مشاهده نماید؟! کافران نیز تاریکی‌ها بر دل‌هایشان انباشته شده و روی هم قرار گرفته است؛ تاریکی طبیعت و سرشت که خیری در آن نیست؛ و برفراز آن، تاریکی کفر؛ و بر بالای آن، تاریکی جهل و نادانی؛ و برفراز آن ظلمت و تاریکی، اعمال و کارهایی است که برآمده از ظلمت‌های مذکور می‌باشد. درنتیجه آنها در تاریکی مطلق حیران مانده، و در سرکشی و طغیان خود سرگردان‌اند. و به راه راست و صراط مستقیم پشت کرده‌اند و سرگشته در راه‌های گمراهی رفت و آمد می‌کنند. و این به خاطر آن است که خداوند آنان را خوار نموده، و از نور خویش بی‌بهره‌شان کرده است. (﴿وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ﴾) و کسی که خدا نوری بهرۀ او نکرده باشد، او را نوری نیست. چون نفسش ستمگر و نادان است، و در آن خیر و نوری وجود ندارد، مگر نوری که خداوند بهرۀ او کرده و به او بخشیده باشد. احتمال دارد که این دو مثال، برای تبیین اعمال کافران ذکر شده باشند؛ و هر یک از این دو مثال، با اعمال کافران منطبق است، و چون اوصاف و حالات فرق می‌کند، چند مثال را بیان نمود. پس مثال اول بیان حالت سران کفار است که دیگر کافران از آنها پیروی می‌کنند، و مثال دوم بیان حالت پیروان آنان است. والله أعلم.