انتقل إلى المحتوى
Tafsir As-Saadi - Persian · المائدة
السورة ٥

المائدة

هذا تفسير بلغة غير العربية كما هو في Quranic Universal Library (واختصارها QUL، من Tarteel)، مأخوذًا من النسخة المفتوحة لبيانات QUL التي يحتفظ بها spa5k/tafsir_api. لا يذكر سجلّ QUL من كتبه أو ترجمه ولا أي طبعة مطبوعة يتبعها، ولا يذكر ترخيصًا للنص، ولذلك لم يُتحقق من حق عرضه. لم يقارنه أحد بكتاب مطبوع، ولم يراجعه أحد من العلماء. يقف كل مقطع بجانب الآيات التي يعلّق عليها، وهي نص القرآن من Tanzil كما هو عنده. لم يكتب سبيل شيئًا منه ولم يترجمه.

النص منQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITأُخذ في 2026-10-21

الآيات ١٠٣–١٠٤

مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٍ وَلَا سَآئِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ ۙ وَلَـٰكِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يَفْتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ ۖ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ١٠٣ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا۟ إِلَىٰ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَإِلَى ٱلرَّسُولِ قَالُوا۟ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ ۚ أَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْـًٔا وَلَا يَهْتَدُونَ ١٠٤

مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَـكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ؛ خداوند در باره بحيره و سائبه و وصيله و حامي حکمي نکرده است ، ولي کافران بر خدا دروغ مي بندند و بيشترينشان بي خردند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ ؛ و چون به ايشان گويند که به آنچه خدا نازل کرده است و به پيامبر روي ، آوريد ، گويند : آن آييني که پدران خود را بدان معتقد يافته ايم ما را بس است حتي اگر پدرانشان هيچ نمي دانسته اند و راه هدايت نيافته بوده اند ?

(103) این، نکوهش و مذمتِ مشرکان است؛ کسانی که در دین خدا چیزهایی را پدید آوردند که خداوند به آن دستور نداده، و آنچه را که خدا حلال کرده بود، حرام کردند. پس طبق نظرات فاسد خود که با وحی خدا مخالف بود، برخی از اغنام و احشامشان را برخویشتن حرام کردند. بنابراین خداوند فرمود: (﴿مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٖ﴾) خداوند بحیره‌ای را قرار نداده است. بحیره به معنی شتر ماده‌ای است که عرب‌ها گوش آن را می‌شکافتند، سپس سوار شدنِ آن را حرام شمرده و آن حیوان را محترم می‌دانستند. (﴿وَلَا سَآئِبَةٖ﴾) سائبه، شتر، گاو یا گوسفندی بود که وقتی به سن مخصوصی می‌رسید وی را نام نهاده و آن را رها می‌کردند، پس نه کسی بر آن سوار می‌شد و نه با آن باری حمل می‌کردند، و نه گوشت آن خورده می‌شد. و عده‌ای، قسمتی از مال خود را نذر می‌کردند و آن را سائبه قرار می‌دادند. (﴿وَلَا حَامٖ﴾) و حام شتر نری بود که هرگاه به حالت خاصی می‌رسید ـ که خودشان آن حالت را تشخیص می‌دادند ـ بر آن سوار نشده و باری بر آن نمی‌نهادند. مشرکان همه اینها را بدون دلیل حرام کرده بودند و این افترا و دروغ بستن بر خدا بود و از جهالت و بی‌خردی آنان سرچشمه می‌گرفت. بنا بر این فرمود: (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۖ وَأَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾) اما کافران بر خدا دروغ می‌بندند و بیشترشان عقل ندارند. پس در این مورد هیچ دلیل نقلی و عقلی ندارند، با وجود این به نظرات خود که برجهالت و ظلم بنا شده بود، راضی شده و به آن می‌بالیدند.

(104) پس هرگاه فراخوانده شوند، (﴿إِلَىٰ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَإِلَى ٱلرَّسُولِ﴾) به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر، همه روی برگردانده و نمی‌پذیرند، (﴿قَالُواۡ حَسۡبُنَا مَا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾) و می‌گویند: آیینی که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، ما را بس است؛ هر چند دین و عقیدۀ پدرانشان درست نباشد و هر چند که آنان را از عذاب خدا نرهاند. و اگر پدرانشان شناخت و درایت داشتند، مسئله حل بود، اما آنان چیزی نمی‌فهمیدند، و بهره‌ای از عقل و شعور و دانش و هدایت نداشتند. پس مرگ بر آن مقلّدی که از کسی تقلید می‌کند که نه دارای دانش درستی است و نه دارای عقلی روشنگر؛ و از آنچه خدا نازل کرده، و از پیامبرانش که دل‌ها را از علم و ایمان و هدایت و یقین سرشار ‌گرداندند، تبعیت نمی‌کند!