الزمر
هذا تفسير بلغة غير العربية كما هو في Quranic Universal Library (واختصارها QUL، من Tarteel)، مأخوذًا من النسخة المفتوحة لبيانات QUL التي يحتفظ بها spa5k/tafsir_api. لا يذكر سجلّ QUL من كتبه أو ترجمه ولا أي طبعة مطبوعة يتبعها، ولا يذكر ترخيصًا للنص، ولذلك لم يُتحقق من حق عرضه. لم يقارنه أحد بكتاب مطبوع، ولم يراجعه أحد من العلماء. يقف كل مقطع بجانب الآيات التي يعلّق عليها، وهي نص القرآن من Tanzil كما هو عنده. لم يكتب سبيل شيئًا منه ولم يترجمه.
النص منQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITأُخذ في 2026-10-21
وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَآ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا۟ بَلَىٰ وَلَـٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ ٱلْعَذَابِ عَلَى ٱلْكَـٰفِرِينَ ٧١ قِيلَ ٱدْخُلُوٓا۟ أَبْوَٰبَ جَهَنَّمَ خَـٰلِدِينَ فِيهَا ۖ فَبِئْسَ مَثْوَى ٱلْمُتَكَبِّرِينَ ٧٢ وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ رَبَّهُمْ إِلَى ٱلْجَنَّةِ زُمَرًا ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَٱدْخُلُوهَا خَـٰلِدِينَ ٧٣ وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى صَدَقَنَا وَعْدَهُۥ وَأَوْرَثَنَا ٱلْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَآءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ ٱلْعَـٰمِلِينَ ٧٤ وَتَرَى ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ حَآفِّينَ مِنْ حَوْلِ ٱلْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ۖ وَقُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْحَقِّ وَقِيلَ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ٧٥
وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ ؛ و کافران را گروه گروه به جهنم برانند چون به جهنم رسند درهايش ، گشوده شود و نگهبانان آتش گويند : آيا پيامبراني از خود شما بر شما مبعوث نشدند تا آيات پروردگارتان را برايتان بخوانند و شما را از ديدار با چنين روزي بترسانند ? مي گويند : بلي ولي ، بر کافران عذاب محقق شده بود. قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ؛ گفته شود : از درهاي جهنم داخل شويد ، همواره در آنجا خواهيد بود، جايگاه سرکشان چه بد جايگاهي است. وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ؛ و آنان را که از پروردگارشان ترسيده اند گروه گروه به بهشت مي برند چون به بهشت برسند درهايش گشوده شود و خازنان بهشت گويندشان : سلام برشما ، بهشتتان خوش باد ، به درون بياييد ، همواره در اينجا خواهيد بود. وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ؛ مي گويند : سپاس خدايي را که هر وعده که به ما داد راست بود آن زمين را به ميراث به ما داد و اکنون در هر جاي بهشت که بخواهيم مکان مي گيريم عمل کنندگان را چه مزد نيکويي است. وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ و فرشتگان را مي بيني که گرد عرش خدا حلقه زده اند و به ستايش ، پروردگارشان تسبيح مي گويند ميان آنها نيز به حق داوري گردد و گفته شود که ستايش از آن خدايي است که پروردگار جهانيان است.
(71) بعد از آنکه خداوند متعال بیان نمود که میان بندگانش حکم و داوری مینماید ـ بندگانی که آنها را آفریده، و به همه روزی داده، و به تدبیرشان پرداخته، و آنها را در دنیا و قیامت گردهم آورده ـ [تصریح نمود که] آنان را به هنگام پاداش و جزا دادن از یکدیگر جدا مینماید، همانطور که در دنیا، در ایمان و کفر و در تقوا و معصیت، با همدیگر فرق داشتند. پس فرمود: (﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِلَىٰ جَهَنَّمَ﴾) و کافران با خشونت به سوی جهنّم برده میشوند. با شلّاقهای دردآور زده میشوند، و نگهبانان تند خو و سرسخت جهنّم آنها را میزنند، و به سوی بدترین زندان و بدترین جایگاه میبرند؛ و آن جهنّمی است که همۀ انواع عذاب را در خود دارد، و تمام انواع بدبختیها در آن وجود دارد، و هیچ نوع شادی در آن نیست. همان طور که میفرماید:﴿يَوۡمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا﴾ روزی که به سوی آتش جهنّم رانده میشوند، چون از وارد شدن به آن امتناع میورزند. (﴿زُمَرًا﴾) یعنی به صورت گروههای متفرّق. هر گروه که کارهایشان همگون است، به سوی جهنّم رانده میشوند و یکدیگر را نفرین میکنند و از یکدیگر بیزاری میجویند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾) تا اینکه به نزدیک جهنّم و کنار آن میرسند، آنگاه درهای جهنّم به روی آنان گشوده میشود تا در آنجا از آنان پذیرایی شود. (﴿وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَآ﴾) و نگهبانان جهنّم درحالی که آنها را به شقاوت، جاودانی و عذاب همیشگی مژده میدهند، و بهخاطر اعمالشان آنها را سرزنش میکنند؛ اعمالی که آنها را به این جایگاه زشت و هولناک رسانده است، میگویند: (﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ﴾) آیا پیامبرانی از نوع خودتان که شما آنها را میشناختید، و راستگویی آنان را میدانستید، و میتوانستید از آنها فرا بگیرید و بیاموزید، به نزد شما نیامدند؟ (﴿يَتۡلُونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِ رَبِّكُمۡ﴾)، آیههای پروردگارتان را که پیامبران را با آن فرستاده، و با روشنترین دلیلها بر حق و یقین دلالت میکردند بر شما بخوانند؟! (﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾) و شما را از رویاروئی چنین روزی بترسانند؟ یعنی این ایجاب میکرد که شما از آنها پیروی کنید؛ و با پیشه کردن پرهیزگاری، خود را از عذاب این روز بر حذر دارید، اما حالت شما به خلاف این بود. (﴿قَالُواۡ بَلَىٰ﴾) آنها با اعتراف به گناهانشان، و اینکه حجّت خدا بر آنها اقامه شده است میگویند: آری! پیامبرانِ پروردگار ما با آیات و حجتهای الهی نزد ما آمدند، و نهایت روشنگری را برای ما کردند، و ما را از این روز برحذر داشتند، (﴿وَلَٰكِنۡ حَقَّتۡ كَلِمَةُ ٱلۡعَذَابِ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) ولی فرمان عذاب بر کافران قطعی و ثابت است؛ یعنی به سبب کفر ورزیدنشان به آیات خدا، فرمان عذاب بر آنها قطعی است؛ و این عذاب قطعی، برای هرکسی است که به آیات خدا کفر ورزد، و آنچه را که پیامبران آوردهاند انکار نماید. پس آنها به گناهان خود، و به اینکه حجت بر آنها اقامه شده، اعتراف کردند.
(72) به حالت توهین به آنها گفته میشود: (﴿ٱدۡخُلُوٓاۡ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ﴾) به درهای دوزخ وارد شوید. پس هر گروه -از دری که مناسب آنان است، و مطابق با عملشان میباشد- وارد میگردند. (﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾) برای همیشه در آن هستند و از آن بیرون آورده نمیشوند، و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد، و به آنان مهلت داده نمیشود. (﴿فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾) پس چه بد است جایگاه متکبران؛ آتش جایگاه آنهاست؛ چون آنها با خود بزرگ بینی حق را نپذیرفتند، پس خداوند به آنها سزایی از نوع عملشان داد، و آنها را خوار و ذلیل و رسوا گرداند.
(73) سپس از اهل بهشت سخن به میان آورد و فرمود: (﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاۡ رَبَّهُمۡ﴾) و کسانی که با یگانهپرستی و عمل به طاعت خدا، پرهیزگاری را پیشه کردهاند، با اکرام و بزرگداشت، (﴿إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًا﴾) گروه گروه و در حالی که شاد هستند -و هر گروهی با دستههای دیگری است که عملش با آن مناسب میباشد- به سوی بهشت بر مرکبهای برگزیده سوق داده میشوند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا﴾) تا اینکه به آستانۀ بهشت و منازل زیبا میرسند، و نسیم آن بر آنها میوزد، و زمانِ همیشه ماندن و بهرهمند شدن از نعمتهای آن فرا میرسد، (﴿وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾) و درهای بهشت برای بزرگداشت آنان به رویشان گشوده میشود، (﴿وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَا سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ طِبۡتُمۡ﴾) و نگهبانانش با تبریک و خوش آمد گفتن به آنها میگویند: «سلام بر شما.» یعنی از هر آفت و بدی سالم و به دور هستید، و دلهایتان با شناخت و محبّت خدا و ترس از او پاک گردیده، و زبانهایتان با ذکر او، و اعضا و جوارحتان با اطاعت او پاک شده است. (﴿فَٱدۡخُلُوهَا خَٰلِدِينَ﴾) پس به سبب پاکیتان، وارد آن شوید درحالی که در آنجا جاودانه خواهید بود؛ چون بهشت، سرای پاکیزگی و پاکی است، و جز پاکان کسی وارد آن نمیشود. در مورد جهنّم فرمود: (﴿فُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾) و در مورد بهشت فرمود: (﴿وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾) و «واو» را اضافه کرد که اشاره به این مطلب است که اهل جهنّم به محض اینکه به جهنّم میرسند، بدون اینکه مهلتی داده شوند، درهای آن به رویشان گشوده میگردد؛و باید به روی آنها گشوده شود و به محض رسیدن آنها باز گردد، تا گرما و شدّت عذاب آن را بیشتر احساس کنند. اما بهشت، سرای گرانقدری است که جز کسی که مقدمات آن را فراهم آورده است به آن وارد نمیشود؛ با وجود این آنها برای وارد شدن به آن، به شفاعت بزرگوارترین شفاعتکنندگان نیاز دارند؛ و به محض رسیدنشان درهای آن گشوده نمیشود. بلکه از خداوند میخواهند تا محمّد صلی الله علیه وسلم برای آنها نزد او شفاعت کند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم شفاعت میکند. و این آیات دلیلی بر این است که بهشت و جهنّم درهایی دارند که گشوده و بسته میشوند، و هر یک نگهبانانی دارند. و آن دو سرایی هستند که فقط کسی وارد آن میشود که سزاوار آن باشد، به خلاف سایر سراها.
(74) (﴿وَقَالُواۡ﴾) آنها به هنگام وارد شدن به بهشت و قرار گرفتن در آن، ستایش پروردگارشان را -به سبب آنچه به آنها بخشیده، و آنها را هدایت نموده است- به جای میآورند و میگویند: (﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي صَدَقَنَا وَعۡدَهُۥ﴾) ستایش خداوندی راست که وعدهاش را در حق ما محقّق ساخت؛ یعنی بر زبان پیامبرانش به ما وعده داد که اگر ایمان آوریم و صالح شویم، ما را وارد بهشت خواهد کرد. پس وعدهای که به ما داده بود، بهطور کامل به آن وفا کرد، (﴿وَأَوۡرَثَنَا ٱلۡأَرۡضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلۡجَنَّةِ حَيۡثُ نَشَآءُ﴾) و سرزمین بهشت را به ما داد، به گونهای که هرجا بخواهیم در آن جای میگیریم، و هر نعمتی از آن بخواهیم برمیداریم، و هیچ چیزی برای ما ممنوع نیست. (﴿فَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾) پس چه نیک است پاداش نیکوکاران؛ کسانی که با طاعت از پروردگارشان در زمان کوتاه و ازمیان رفتنی دنیا تلاش کردند، و در مقابل آن به چنین خیر بزرگ و پایداری دست یازیدند. و این سرای بهشت است که در حقیقت سزاوار ستایش است که خداوند در آن بندگان برگزیدهاش را مورد اکرام قرار میدهد، و خداوند بخشنده و بزرگوار آن را به عنوان جایگاه مهمانی آنها پسندیده است، و به بالاترین و بهترین صورت آن را ساخته، و با دست خود نهال آن را کاشته، و از رحمت و کرامت خویش آن را سرشار نموده است که با بهرهمندی از آن، هر اندوهگینی شاد میگردد، و ناراحتیاش ازمیان میرود، و صفا و سرورش کامل میگردد.
(75) (﴿وَتَرَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ﴾) و در آن روز بزرگ، فرشتگان را خواهی دید، (﴿حَآفِّينَ مِنۡ حَوۡلِ ٱلۡعَرۡشِ﴾) که گرداگرد عرش حلقه زدهاند؛ یعنی در خدمت پروردگارشان ایستادهاند، و گرد عرش او جمع شدهاند، و در برابر شکوه او فروتن، و به کمال او اعتراف دارند، و در جمال و زیبایی او غرق گشتهاند. (﴿يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾) خداوند را از هرآنچه که شایستۀ شکوه او نیست، و از آنچه که مشرکان به او نسبت دادهاند، و آنچه که مشرکان نسبت ندادهاند، منزّه و پاک میدانند. (﴿وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾) و میان پیشینیان و پسینیان ـ به حق و حقیقت که هیچ اشتباهی در آن نیست ـ و کسی که علیه او حکم میشود آن را انکار نمیکند، داوری میشود. (﴿وَقِيلَ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) و گفته میشود: ستایش خداوند جهانیان را سزاست. بیان نکرد که گوینده چه کسی است، تا بر این دلالت نماید که همۀ خلایق، ستایش پروردگارشان را به زبان میآورند، و او را به خاطر آنچه که برای اهل بهشت و اهل جهنّم قضاوت نموده است، نیز به خاطر فضل و احسان و عدل و حکمتش ستایش میکنند.
پایان تفسیر سوره زمر به یاری و فضل پروردگار
* * *