آل عمران
هذا تفسير بلغة غير العربية كما هو في Quranic Universal Library (واختصارها QUL، من Tarteel)، مأخوذًا من النسخة المفتوحة لبيانات QUL التي يحتفظ بها spa5k/tafsir_api. لا يذكر سجلّ QUL من كتبه أو ترجمه ولا أي طبعة مطبوعة يتبعها، ولا يذكر ترخيصًا للنص، ولذلك لم يُتحقق من حق عرضه. لم يقارنه أحد بكتاب مطبوع، ولم يراجعه أحد من العلماء. يقف كل مقطع بجانب الآيات التي يعلّق عليها، وهي نص القرآن من Tanzil كما هو عنده. لم يكتب سبيل شيئًا منه ولم يترجمه.
النص منQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITأُخذ في 2026-10-21
قُلِ ٱللَّهُمَّ مَـٰلِكَ ٱلْمُلْكِ تُؤْتِى ٱلْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلْمُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ ۖ بِيَدِكَ ٱلْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ ٢٦ تُولِجُ ٱلَّيْلَ فِى ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِى ٱلَّيْلِ ۖ وَتُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ ٱلْمَيِّتَ مِنَ ٱلْحَىِّ ۖ وَتَرْزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ٢٧
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، بگو : بار خدايا ، تويي دارنده ملک به هر که بخواهي ملک مي دهي و ازهر که بخواهي ملک مي ستاني هر کس را که بخواهي عزت مي دهي و هر کس را که بخواهي ذلت مي دهي همه نيکيها به دست توست و تو بر هر کاري توانايي. تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ ، از شب مي کاهي و به روز مي افزايي و از روز مي کاهي و به شب مي افزايي زنده را از مرده بيرون مي آوري و مرده را از زنده و به هر که بخواهي بي حساب روزي مي دهي.
(26 27) خداوند در اساس به پیامبرش دستور میدهد ـ و به تبع ایشان به دیگران نیز فرمان میدهد ـ که اعلام کند، پروردگارش در تدبیر جهان بالا و پایین، یگانه است، و او سزاوار فرمانروایی مطلق و تصرف تام است، و او هرکس را که بخواهد، به پادشاهی میرساند. و از هرکس که بخواهد، آن را باز پس میگیرد، و هر کس را که بخواهد، عزت میدهد و هر کس را که بخواهد، خوار میگرداند. پس این طور نیست که جریان امور، طبق آرزوها و خواستهای اهل کتاب و دیگران پیش برود، بلکه دستور و فرمان و تدبیر امور، از آن خداست، و کسی نیست که بتواند در تدبیر هستی، با او مخالفت کند، و یا در تقدیر الهی، خدا را یاری دهد. و همانطور که او روزها را بین مردم میگرداند، یک روز به سود گروهی است، و روزی دیگر به زیان گروهی، زمان و دوران را نیز میچرخاند، و در آن تصرف میکند. (﴿بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُ﴾) خیر و خوبی، همه از جانب تو است، و نیکیها و خوبیها را، جز خداوند کسی نمیآورد و اما شر و بدی، نه در صفت و نه در اسم و نه در فعل، به خدا نسبت داده نمیشود، بلکه این امر، در دایرۀ قضا و قدر الهی جای میگیرد. پس خوبی و بدی، همه در قضا و قدر داخل است، و در پادشاهی او، جز آنچه که خود خواسته است، چیزی رخ نمیدهد. اما بدی و شر به او نسبت داده نمیشود. بنابراین گفته نمیشود:«بیدک الخیر والشر» خیر وشر به دست تو است، بلکه گفته میشود: (﴿بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُ﴾) همانطور که خدا و پیامبرش گفتهاند. اما اینکه بعضی از مفسرین گفتهاند: همچنین شر نیز به دست خداست، این خیال و وهم محض است؛ چرا که آنها گمان بردهاند چنانچه گفته شود فقط خیر در دست اوست، با قضا و تقدیر فراگیر الهی مخالف است، از این روی چنین گفتهاند. اما جوابش همان چیزی است که به طور مشروح بیان داشتیم. (﴿تُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَتُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾) شب را به روز و روز را به شب در میآوری، این را به جای آن و آن را به جای این قرار میدهی، بر شب میافزایی و از روز کم میکنی، تا با این کارها، منافع بندگان تامین شود. و زنده را از مرده پدید میآورد، همانطور که کشتزارها و درختان گوناگون را از بذر آن میرویاند، و مؤمن را از کافر پدید میآورد و مرده را از زنده بیرون میکند، همانطور که دانهها و هستهها و کشتزارها را از درختان بیرون میآورد، و تخم مرغ بیجان را از مرغ زنده بیرون میآورد. پس او ذاتی است که چیزهای متضاد را از یکدیگر بیرون میآورد. در حالی که همۀ عناصر تسلیم او هستند. (﴿وَتَرۡزُقُ مَن تَشَآءُ بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾) خداوند در آیهای دیگر، اسبابی را که بهوسیلۀ آن روزی وی به انسان میرسد، بیان کرده و فرموده است:﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُ﴾ و هرکس از خدا بترسد، خداوند برای او راهی میگشاید و از جایی او را روزی میدهد که گمانش را نمیبرد. ﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓ﴾ و هر کس که بر خدا توکل کند، خداوند او را کافی است. پس بر بندگان لازم است که روزی را مگر از خدا طلب نکنند، و برای بهدست آوردن روزی، در پی اسبابی باشند که خداوند آن را آسان وجایز قرار داده است.